پیر مردی بود در دور افتاده کوی
بالباس ژولیده وانبوه موی
بود دائم مشغول اندر کشت وکار
لحظه ای در جائی خود نگرفتی قرار
از قضاء چند روزی اوبیمار شد
لاجرم فارغ هم از کشت وکار شد
با تاسف در قریه داکتر موجود نبود
جان پیر مرد هر روزه میگردید کبود
با الاخیره پیر مردبینوا جان باحق سپرد
بعد رنج طولانی آن بیچاره مرد
گر به قریه داکتر و بیمار خانه بود
پیر مرد را ممکن تداوی مینمود
لیک با تاسف داکتر دارو وراه
هر سه آن موجود نبوده در آن ولا
زندگی بیشتری ما باشد چنین
جهل . بیماری ومرگ اند درکمین
جنگ تنها با دشمن ظاهری نیست
دشمن اصلی تو میدانی که کیست ؟
جهل ونادانی دشمن اصلی توست
جنگ باید کرد با دشمن اصلی نخست.
بسم الله الرحمن الر حیم
شفقت ومهر ورزی:
چنین گفته بر ما رسول خیر الانام
محبت کنید با آنکه جان دارد ونام
که تا مورد لطف ذاتی شوید
که او خالق ارض است وبام (1)
-------------------------------------------------------------
پیامبر اسلام (ص) پیروانش را همیشه به عطوفت ومهر ورزی
تو صیه وسفارش کرده وچنین فرموده است: با آنانیکه در روی زمین زندگی میکنند محبت ومهر بانی داشته باشید تا موردرحمت و لطف ذاتی قرار گیرید که در آسمانها وزمین هر دو تسلط دارد
( ارحموا من فی الارض یرحمکم من فی السماء)
حدیث شریف متفق علیه است
شیخ سعدی علیه الر حمه در کتاب بوستان خویش بر این معنی و محتوا
شعر زیبا وشیرینی سروده که چنین است:
یکی در بیابان سگی تشنه یافت - بجز از رمق در حیاتش نیافت
کله دلو کرد آن پسندیده کیش --- چو حبل اندرآن بست دستار خویش
بخدمت میان بست وبازو گشاد --- سگی نا توان را دمی آب داد
خبر داد پیامبر از حال مرد --- که داور گناهان او عفو کرد
الا گر جفا کردی اندیشه کن --- وفا پیش گیرو کرم پیشه کن
یکی باسگی نیکوئی گم نکرد --- کجا گم شود خیر با نیک مرد ؟
کرم کن چنان کت بر آید زدست --- جهانبان دری خیر برکس نبست
بقنطار زر بخش کردن زگنج --- نباشد چو قیراطی از دسترنج
برد هر کسی بار در خورد زور -- گران است پای ملخ پیش مور