طرق شناخت اسلام ویا بتعبیر دیگر اسلام شناسی :

              طرق شناخت اسلام  ویا بتعبیر دیگر  (اسلام شناسی ) :

 بهترین روش برای شناخت اسلام برای مسلمانان خود اسلام ونصوص مقدس ومتین  آن است که احتیاج  به فلسفه بافی زیادی ندارد چه انسان مسلمان برایش نص قرآن کریم وسنت پیامبراسلام   ( حدیث )بزرگترین و محکم ترین دلیل است که هردوی آن ها در دسترس عموم مسلمانان قرار دارد ولی برای غیر مسلمانان احتیاج به فلسفه وبیان حکمت ودلائیل عقلی

(انفسی وآفاقی ) ضرورت بیشتری احساس میگردد – یعنی برای شناخت اسلام میتوانیم دومبحث جداگانه ومجزا داشته باشیم

یکی بحث درون دینی :که  بیشتر مخاطبان آن خود مسلمانان هستند ودیگری بحث بیرون  دینی : که مخاطب آن دیگران اند که در این بحث بیشتر روی مسائیل وادله عقلی ومزایای اجتماعی واخلاقی اسلام میتوانیم تمرکز داشته واسلام را باسائیر مذاهب ومکاتب دیگر در اینجا  مقایسه کرده وبرتری آن را به اثبات رسانید البته   در بحث درون دینی برای شناخت اسلام  موضوعاتی چون – اعتقادا ت – عبادات – اخلاقیات  ومعاملات را بطور کلی وخلاصه میتوان یاد کرد که در هریک از موضوعات یادشده فوق کتاب های زیادی را نیز میتوان پیدا کرد

  ومورد مطالعه خود  قرار داد .

  الف : بحث اعتقادات : طوریکه میدانید هر دین . مذهب ومکتبی از خود مبانی واساسات بنیادی دارد که برای پیروان آن دین ومکتب شناخت آن مبادی واساسات وباور واعتقاد به آن مبانی واساسات  از جمله ضروریات ووجائیب اولیه وی محسوب میشود از این جهت است که علماء ودانشمندان علوم اسلامی میگویند تعلیم وفراگیری (علم عقائید )از جمله واجبات برای هرفرد مسلمان است.واز جانب دیگر اگر قدری دقیق شویم میبینیم که سرشت وخلقت بشر طوری است که از بدو پیدایش  درذات وخمیره وجودی آن غرائیز مختلفی را خداوندج خلق کرده و نهاده است که این غرائیز مختلف در طبیعت وسرشت انسان مزج وهمراه است چنانچه اگر ابعاد وجودی انسان را بیشتر مورد مطالعه  خود قرار دهیم خواهیم دید که انسان موجود چندین بعدی بوده که در رئس همه ابعاد وجودی آن دوبعد مادی ومعنوی  آن بیشتر جلوه نمائی میکند  چنانچه که میبینید انسان در حیات مادی خود به چیزهای مختلفی ضرورت دارد ماننده  ( غذا لباس ومسکن ) یعنی خوردن آشامیدن خوابیدن واوهمچنین برای ادامه حیات معنوی خود نیز به چیز های دیگری  ضرورت دارد - بتعبیر دیگر انسان موجودی است دوبعدی که هر یک از ابعاد وجودی آن به تغذیه وپرورش خاص خود محتاج است همان طوریکه انسان به خوردن - آشامیدن وخوابیدن ضرورت احساس میکند بهمانگونه انسان برای تغذیه معنوی وروحی خود به عقیده وایمان معرفت وخداجوئی  ومعنویت طلبی نیز احتیاج دارد چه انسان بی عقیده وبی ایمان ماننده موجود است که روح انسانی در کالبد وجودی آن مرده وامیدی بر زندگی بعدی آخرت وآینده   ندارد وهمه زندگی خویش را در چند روز حیات مادی دنیوی فکر کرده و امید وایمانی به آخرت وروز دیگری ندارد واز دید ومنظر او باقطع حیات مادی دنیوی همه چیز پایان میابد از این جهت  میتوان گفت که ایمان واعتقاد برای انسان منبع امید وسرچشمه حیات ابدی  است وجامعه انسانی بهمان اندازه که به رفاه مادی ضرورت احساس میکند ومیخواهد که در شرائیط بهتر وخوب تری زندگی کند و از لباس بهتر- غذای خوبترومسکن زیبا تری بهره مند شود که زندگیش از نظر مادی ورفاهی دارای همه امکانات  زندگی بوده باشد همچنین روح انسان هم به همین پیمانه بلکه بیشتر ازآن میخواهد  آرام وساکن ومطمئن وحائیز متکای  نیرومند معنوی بوده  واز گیرودار وسروصدای پرجنجال حیات مادی لحظه آرام ومطمئن وساکن گردد که این اطمینان  وتسکین را فقط عقیده وایمان به خداوندج میتواند برای انسان عنایت کند که انسان با معرفت کسی است که در عین گرفتاری به جنجال های زندگی مادی قسمتی از زمان ووقت خود را جهت تسکین روح واطمینان خاطر خویش به امور معنوی ومعرفت الاهی تخصیص میدهد ودر آثار دینی خود داریم که هر زمانیکه فشار واندوه وغم برسرور کائینات حضرت محمد مصطفی علیه الصلات والسلام هجوم می آورد ایشان به تفکر ونماز وتلاوت قرآن کریم مشغول میگردیدند . 

برداشت ها وقرائت های مختلف از دین :

برداشت ها وقراءت های مختلف از دین :
------------------------------------
در عصر حاضر مثل گذشته ها بازهم برداشت ها وقرائت های گونا گونی از دین این بارنه توسط مجتهدین وفقهاء بلکه توسط کسانی ارائه میگردد که توانائی دانش دینی وبصیرت و بضاعت علمی چندانی نداشته ویا کم دارند چنانچه کسانی را مشاهده میکنید که قر آن کریم را از رو خوانده نمیتوانند ولی بنام عالم ومفتی فتوا صادر میکنند وخود راعا لم دین و اسلام شناس ومرجع دینی تصور میکنند ؟ درحالیکه جوامع اسلامی ما به علماء دینی که اهل نظر وصاحب دانش دینی وشناختی از عصر وزمانه خود داشته باشند مثل هر عرصه دیگری اشد ضرورت دارد نه به هرچلی و نیمچه ملای که درک دینی کاملی از دین ندارد وعصر وزمان خود رانمیشناسد وبا گفتار واعمال خود مردم را از دین متاسفانه بیزار ومتنفر میکند ؟ وهر چیز نوی رادر جامعه بزعم خود بدعت پنداشته- وطرف مقابل خود را مبتدع در دین تصور کرده وبعضا قدم را از آن هم فراتر گذاشته وروش تکفیری را پیشه میگیرد ویا اینکه بنام روشن فکر دینی احکام ودساتیر دین را در عصر حاضر غیر قابل تطبیق در جامعه پنداشته ومذاهب اسلامی راکاملا به فرسودگی واز رده خارج تصور کرده و بر فقهاء – علماء - وائمه امت اسلامی باهمه زحماتیکه در عصر وزمان خود هرکدام شان کشیده اند بدون دلیل تاخته و بادروس دینی ومدارس اسلامی عملا مخالفت میکنند؟
متاسفانه همه این مسائیل وموضوعات در حالی در جوامع اسلامی ما مطرح میگردد که جهان اسلام از سواد کافی روز هم بر خوردار نبوده ونیست واز کاروان علم وترقی زمان کاملا عقب مانده و بخصوص کشورخود ما که متا سفانه هنوز مردم این کشور هفتاد درصد از نعمت اولی سواد هم محروم اند ودر راه کسب علم ودانش روز همه ما میلنگیم سیم کشی - عادی بر ق وچوکات بندی یک خانه وحویلی را هنوز نمیدانیم ؟ وبا فرمول های عادی مسائیل علوم طبعی آشنایی نداریم وعلوم ریاضی را که روزی مخترع جبر وریاضیات بودیم با آنها بیگانه ایم ؟ در این وضعیت بازهم کوشش مینمایم تا بیشتر جوانان ونو جوانان خود را در مسائیل پیچیده و مغلق مذهبی مصروف سازیم ؟ وبدنبال جنجالها واختلافات مذهبی باشیم ؟ البته هیچ شکی وجود ندارد که ما به دانستن مسائیل مذهبی خود ضرورت داریم اما اینکه همه ما دانشمند ومتخصص علوم دینی ومذهبی گردیم وهیچ کسی را عالم وآگاه در مسائیل دیگر زندگی خود نداشته باشیم هم مایه تعجب است ؟طوریکه همه ما در مسائیل مذهبی خودعلاقه زیادی داریم که در جایش قابل ستایش وتمجید است و در کنار آن اگر بمسائیل دیگر زندگی نیز توجه داشته باشیم وفرزندان خود را در فراگیری علوم روز ماننده صنعت طبابت تخنیک ریاضی حرفه ومسلک نیز وادار سازیم تا بیشتر در این عرصه ها بیاموزند وجامعه خود را در راه پیشرفت وترقی روز کمک کنند واختلافات مذهبی ودید گاها وبرداشت ها ی متفاوت از متون دینی ما را از اصل هدف زندگی دور نگه ندارد کار شایسته وسزاوار تحسین را انجام داده ایم وگرنه غرق در مسائیل اختلافی مذهبی گردیم وبر اختلاف مذاهب اصرار داشته باشیم وهر کسی بر داشت خاص خود را از مسائیل مذهبی واسلامی داشته وخود را صاحب مذهب بدانیم یکی خود را روشن فکرومتجدد دینی ودیگری خود را صاحب اندیشه های ناب اسلامی سنتی فکر کنیم وبعضا بتکفیر یکدیگر مبادرت کرده و بپردازیم چنین روش ورویه ای نه بحال خود ما ونه بحال جامعه ومردم ما غیر از اختلافات بیشتر دیگر کدام ثمره ودست آوردی بهمراه نخواهد داشت وبه این شکل اسلام را نیز بجامعه خود درست معرفی کرده نمیتوانیم بجای اینکه معلومات واطلاعات مفید وموئثری از دین به جوانان وعامه مردم خود ارائه کنیم باعث تحریک احساسات شان علیه یگدیگر میگردیم درحالیکه اگر کسی بمبانی واساسات اسلامی باور ویقین داشته باشد نباید مباحث علمی باعث جدائی وافتراق وکشمکش میان ایشان گردد چنانچه اگر ما بگذشته تاریخ اسلام نظرکوتاهی بیندازیم خواهیم دید که برداشت های علماء وفقهاء دینی باشروط اجتهادی شان از متون ونصوص احکام دینی از یگدیگر متفاوت بوده ولی همه شان بیگدیگر خود احترام داشته وهیچ زمانی به دشمنی بریگدیگرخود بر نخواسته ا ند وهمین برداشت ها ی مختلف سبب ایجاد مکاتب مختلف فکری وفقهی در جهان اسلام گردیده وتفاوت آرا ونظرات در چوکات اصول ومبانی دین یک نوع تنوع فرهنگی محسوب گردیده ودر وازه تفکر واجتهاد را به روی شان همیشه گشاده وباز داشته است که تعدد مذاهب فقهی وکلامی خود نمونه از آنها است ادامه دارد......

پیوسته بگذشته -- چرا انتخاب مطالب وموضوعات اسلامی ودینی :

 پیوسطه بگذشته -..چرا انتخاب مطالب وموضوعات اسلامی ودینی ؟ :                                       :

 جهت شناخت حقیقت اسلام ومزایای این دین حنیف   با احساس مسئولیت دینی  بعنوان شاگرد علوم اسلامی  با وجود  بضاعت کم وتوان محدود ی دانش اسلامی که بنده  برخود سراغ دارم وظیفه خود دانستم  تا در حد توان خود باکمال امانت داری در این عرصه مطالبی را پیشکش عزیزان خود نمایم زیرا طوریکه دیده میشود در حال حاضر مثل گذشته ها بازهم  برداشت های مختلف وقرائت های گونا گونی از دین در بین جامعه  اسلامی  توسط کسانی ارائه میگردد که توانائی دانش دینی وبصیرت و بضاعت  علمی را در این عرصه  متاسفانه نداشته ویا کم دارند چنانچه کسانی را مشاهده میکنید که قر آن کریم را از رو خوانده نمیتوانند ولی بنام عالم ومفتی فتوا صادر میکنند وخود راعا لم دین و اسلام شناس ومرجع دینی  تصور میکنند ؟ بلی جامعه ما  به علماء دینی که اهل نظر وصاحب دانش دینی وشناختی از عصر وزمانه  خود داشته  باشند  مثل هر عرصه دیگری به آنها اشد ضرورت دارد نه به هرچلی و نیمچه ملای که درک دینی کاملی از دین ندارد وعصر وزمان خود رانمیشناسد وبا گفتار واعمال خود  مردم را از دین متاسفانه  بیزار ومتنفر  میکند ؟ وهر چیز نوی رادر جامعه  بزعم خود  بدعت پنداشته- وطرف مقابل خود را مبتدع در دین تصور کرده وبعضا قدم را از آن هم  فراتر گذاشته وروش تکفیری را پیشه میگیرد ویا اینکه بنام روشن فکرومتجدد دینی احکام ودساتیر دینی را در عصر حاضر غیر قابل تطبیق در جامعه پنداشته ومذاهب اسلامی راکاملا به  فرسودگی واز رده خارج تصور کرده  و بر فقهاء – علماء - وائمه امت اسلامی باهمه زحماتیکه در عصر وزمان خود هرکدام شان  کشیده اند بدون دلیل تاخته و بادروس دینی ومدارس اسلامی عملا  مخالفت   میکنند؟

  متاسفانه همه این مسائیل وموضوعات در حالی در جوامع اسلامی ما  مطرح میگردد که جهان اسلام  از سواد کافی روز هم بر خوردار نبوده ونیست واز کاروان علم وترقی زمان  کاملا عقب مانده و بخصوص کشورخود ما که متا سفانه هنوز مردم این کشور هفتاد درصد از نعمت اولی سواد هم  محروم اند ودر راه کسب علم ودانش روز همه ما میلنگیم سیم کشی - عادی بر ق وچوکات بندی یک خانه وحویلی را هنوز نمیدانیم ؟ وبا فرمول های عادی مسائیل علوم طبعی آشنایی نداریم  وعلوم ریاضی را که روزی مخترع جبر وریاضیات بودیم با آنها بیگانه ایم ؟ در این وضعیت  بازهم کوشش مینمایم تا بیشتر جوانان ونو جوانان خود را در مسائیل پیچیده و مغلق مذهبی مصروف سازیم ؟ وبدنبال جنجالها واختلافات مذهبی باشیم ؟  البته هیچ شکی وجود ندارد که ما به دانستن مسائیل مذهبی خود ضرورت  داریم اما اینکه همه ما دانشمند ومتخصص علوم دینی ومذهبی گردیم وهیچ کسی را عالم وآگاه در مسائیل دیگر زندگی خود نداشته باشیم هم مایه تعجب  است ؟طوریکه همه ما در مسائیل مذهبی خودعلاقه زیادی داریم که در جایش قابل ستایش وتمجید است و در کنار آن اگر بمسائیل دیگر زندگی  نیز توجه داشته باشیم وفرزندان خود را در فراگیری علوم روز ماننده صنعت طبابت تخنیک ریاضی حرفه ومسلک نیز وادار سازیم تا بیشتر در این عرصه ها  بیاموزند وجامعه خود را در راه پیشرفت وترقی روز کمک کنند واختلافات مذهبی ودید گاها وبرداشت ها ی متفاوت از متون دینی ما را از اصل هدف زندگی دور نگه ندارد کار شایسته وسزاوار تحسین را انجام داده ایم وگرنه غرق در مسائیل اختلافی مذهبی گردیم وبر اختلاف مذاهب اصرار داشته باشیم وهر کسی بر داشت خاص خود را از مسائیل مذهبی واسلامی داشته وخود را صاحب مذهب بدانیم یکی خود را روشن فکرومتجدد  دینی ودیگری خود را صاحب اندیشه های ناب اسلامی سنتی فکر کنیم وبعضا بتکفیر یکدیگر مبادرت کرده و بپردازیم چنین روش ورویه ای نه بحال خود ما ونه بحال جامعه ومردم ما غیر از اختلافات بیشتر دیگر کدام ثمره  ودست آوردی بهمراه نخواهد داشت وبه این شکل  اسلام را نیز بجامعه خود درست معرفی کرده نمیتوانیم بجای اینکه  معلومات واطلاعات مفید وموئثری از دین به جوانان وعامه مردم خود ارائه کنیم باعث تحریک احساسات شان علیه یگدیگر میگردیم درحالیکه اگر کسی بمبانی واساسات  اسلامی باور ویقین داشته باشد نباید مباحث علمی باعث جدائی وافتراق وکشمکش میان ایشان گردد  چنانچه اگر ما بگذشته تاریخ اسلام نظرکوتاهی بیندازیم خواهیم دید که برداشت های علماء وفقهاء دینی باشروط اجتهادی شان از متون ونصوص احکام دینی  از یگدیگر متفاوت بوده ولی همه شان بیگدیگر خود احترام داشته وهیچ زمانی به دشمنی بریگدیگرخود  بر نخواسته ا ند وهمین برداشت ها ی مختلف سبب ایجاد مکاتب مختلف فکری وفقهی در جهان اسلام  گردیده وتفاوت آرا ونظرات در چوکات اصول ومبانی دین یک نوع تنوع فرهنگی محسوب گردیده ودر وازه تفکر واجتهاد را به روی شان همیشه گشاده وباز داشته است که تعدد مذاهب فقهی وکلامی خود نمونه از آنها است     ادامه دارد......

مطالعه بر اسلام شناسی :

مطالعه بر (اسلام شناسی ) 
به اطلاع خوانندگان وعلاقه مندان مطالب اسلامی میرسانم که ان شاء الله زیر نام 
( مطالعه اسلام شناسی ) مطالب وموضوعاتی را بمناسبت میمنت ماه مبارک رمضان از این طریق به نشر خواهم رساند تا مورد استفاده عموم علاقه مندان و عزیزان ما قرار گیرد زیرا طوریکه مشاهده میشود از یک طرف خلای فکری کاملی در جامعه ما وجود دارد که موج میزند و ایجاب میکند تا همه عزیزانیکه توانایی دانش دینی وروشنگری علمی داشته باشند دست بکار شوند وهمت گمارند تا این خلاء فکری تا حد ممکن پر شود ومسئولیت اسلامی ومیهنی خود را بحد توان خود هر یکی انجام داده بتوانند ومزد دنیا وآخرت را کمایی کنند . واز جانب دیگر 
اگربتاریخ اسلام مراجعه کنیم می بینیم که از گذشته ها تا امروز متاسفانه برداشت های متفاوتی حتی بعضا متضادی از دین در بین مردم وجوامع اسلامی موجود بوده که ازیکطرف اکثریت مطلق وقریب به اتفاق مسلمانان براین عقیده بوده وهستند که اسلام دین و آئین معتدل است که نسبت بهمه بشریت وحتی بکل مخلوقات عالم با حسن نظر ودید مثبت نگریسته وبهمه عالم وآدم بدیده اعتدال وخوشبینی مینگرد.وباهمه انسانها وبخصوص همه مذاهب اسلامی ومسلمانان وانسانها ی جهان رویه و روش تساهل ومسامحه وخوشبینی را توصیه میکنند حتی اگر کدام نارسائی ونواقص اعتقادی و عملی هم اگر در بین امت مسلمه دیده شود برای اصلاحش طریق تربیه دعوت وموعظه حسنه را سفارش میکنند نه راه تشدد وتنفر را مگر متاسفانه جریانها و حرکت های خرد وکوچکی افراطی نیزوجود داشته و دارند که از نظر بدبینانه وافراطگرایانه وحتی بعضا تکفیری بمردم نگریسته وارتکاب کوچکترین عمل مکروه وغیر مستحبه ای را دست آویزی برای خود قرار داده وبسبب آن مردم را از دائیره دین بزعم خود خارج تصور کرده ومرتکب آن را سزاوارتنبیه وتعزیر شدید روحی وجسمیی وحتی قتل میپندارند.که نمونه چنین برداشت ها واندیشه ها را میتوان در افکار خوارج در تاریخ صدراسلام بعد ازشهادت خلیفه سوم اسلام حضرت عثمان ( رض ) تا امروزبخوبی مطالعه کرد
چنانچه که میدانید جریان خوارج در همان تاریخ یعنی دراوائیل ظهور اسلام و در دوران خلفاء راشدین بنام دین برضد مسلمانان واسلام اعلان جنگ ودشمنی کردند تاجایکه قتل مسلمانان اولین را( که از نظر دین اسلام قتل نفس بعد ازشرک بخدا ازجمله بزرگترین گناهان کبیره است) جائیزو مباح دانسته بحدی غلو میکردندکه قتل یاران پیامبر اسلام ( ص) ازجمله خلفاء راشدین را نیز جائیز شمرده وعده ازایشان را ازجمله حضرت علی( رض) را در مسجد ودر حال عبادت نماز بقتل رسانیدند .
بگواه تاریخ گروه خوارج بعد از قضیه حکمیت که در باره تعیین جانشین خلیفه سوم میان حضرت علی ومعاویه (رض ) صورت گرفته بود خوارج هر دوطرف حکمیت وپذیرندگان حکمیت راهمه متهم بکفر وارتداد نموده وشعار( لا حکم الا لله) را وسیله بهره برداری سوء خویش قرار داده وعلم بغاوت وسرکشی را بلند کرده وبا همه کس وهمه چیز اعلان دشمنی ومخالفت کردند وحتی تصمیم بر قتل چندین تن از یاران واصحاب پیامبر اسلام را گرفته بودند که همین تصمیم شوم خود را درمقابل خلیفه چهارم اسلام حضرت علی (رض) انجام دادند 
وایشان را درحال سجده حین ادای نماز بشهادت رسانیدند ومرتکب چنین جنایت بزرگی در تاریخ اسلام گردیدند.
تاریخ اسلام میگوید این گروه در مدت حیات خود همیشه در اختلاف وکشمکش بسر برده ودر سر موضوعات جزئی وکوچکی باهم دچار اختلاف ودو دستگی میگردیدند یقینا ظهور پدیده بنام خوارج در تاریخ اسلام نمونه بارزی ازافراطگرائی و جمود فکری وتحجرمطلق فکری این جماعت درتاریخ اسلام بوده که باعث عقب ماندگی مسلمانان در طول حیات سیاسی این گروه گردیده است بگفته تاریخ باوجودیکه خوارج پای بندی والتزام شدیدی به ادای نوافل ومستحبات اسلامی از خود نشان میدادند تاجایکه ازشدت انجام ادای نوافل ومستحبات زانوها وپیشانی های ایشان همیشه پینه بسته بوده ولی قتل نفس وکشتن مسلمانها وریختاندن خون آنها را جائز ومباح دانسته وبا آن علاقمندی زیاد وشدیدی ازخود نشان میدادندتاحدیکه از کشتن اطفال وزنان مسلمان هم باکی نداشتند مثل اعمال امروزی تروریست های افراطی ومتحجر که مساجد را ویران میکنند ونماز گذارن را بقتل میرسانند ........ ادامه دارد

به استقبال روزه ماه مبارک رمضان میرویم :

به استقبال روزه ماه مبارک رمضان میرویم : 
========================= 
( روزه واقعی ) :
درس های اجتماعی را که انسان مسلمان میتواند از امساک روزه ماه مبارک رمضان بگیرد وبه آنها عمل کند فراوان است بطور مثال ما در اینجا نکات چندی ازاین محسنات ومزایا ی اجتماعی روزه ماه مبارک رمضان را حضور عزیزان پیشکش میکنیم : 
اولین دروس اجتماعی را که انسان مومن روزه دار از امساک روزه رمضان ومشق وتکرار آن میتواند حاصل وبدست آورد خودسازی و حصول اعتماد به نفس – صبر واستقامت - امانت داری ودهها صفات وخصال خجسته وعالیه دیگر ی خواهد بود که برای روزه داران واقعی حاصل میگردد زیرا روزه برای انسان مومن می آموزاند تا در هیچ حالتی از احوال و تحت هیچ شرایط انسان مومن روزه دار به جان  - حقوق -عزت وآبروی و اموال دیگران – ولو ناظر و محافظی هم در بالای اموال آنها حضور نداشته باشد – تعرض و تجاوز نماید.ویا اقدام به چنین کاری کند وبخصوص اقدام بقتل وکشتار انسانهای بیگناه؟ وهمچنین به هیچ وجهی ودر هیچ زمان و شرائطی او این حق را به خود نخواهد داد تا اقدام به قتل مسلمانان کرده ویابه حقوق و اموال و نوامیس دیگران دست درازی و تعرض کند.چه حرمت نفس – عزت وآبرو - حقوق مالی عزت و حیثیت و آبروی دیگران را باید او ماننده حیثیت و آبروی خود دانسته و از تعرض و تجاوز مصون و محفوظ بداند. زیرا مومنان راستین وروزه داران واقعی اعتقا د کاملی دارند که روزه به معنی واقعی آن شامل امساک تمام اعضاء و جوارح ظاهری و باطنی انسان بوده که دست، دهان، پای، چشم، گوش، زبان، قلب و همه وجود انسان مؤمن باید روزه دار باشد. دهان و زبان او به جز از کلمة حق و سخن خیر چیز دیگری نگوید، از دست و زبانش کسی آزار و اذیت نشود، پایش بسوی حرام و ناحق کشیده نگردد، چشم و گوش آن فقط حق ببیند و حق بشنود. قلبش به ذکر خدا مشغول بوده از شرک، نفاق، بغض، کینه، عداوت، ریاء و خودنمایی پاک ومبری باشد. والسلام