به بهانه عدم نصب تابلو دانشگاه (پوهنتون ) هرات تاهنوز به هردو زبان رسمی کشور :

 

به بهانه عدم نصب تابلوی ( پوهنتون ) ( دانشگاه ) هرات تاهنوز به  به هردو زبان رسمی کشور :

-----------------------------------------------------------------------

دانشگاه ویاپوهنتون محل تبادل افکار وبحث ها وگفتگوهای اکادمیک وعلمی - وا رایه نظریات مختلف در یک جامعه  بوده که هر موضوع ومسله میتواند از طریق گفتگوهای علمی ومدنی  راه حل خود را پیدا کند مگر جای تاسف است که هرات عزیزکه مهد فرهنگ وتمدن در منطقه وکشورما تلقی میگردد تا هنوز مسولین این ولایت  وپوهنتون هرات و بخصوص وزارت محترم تحصیلات عالی در مرکز  نتوانستند مسله به این ساده گی راحل نمایند وهنوز این موءسسه علمی از این ناحیه رنج میبرد در حالیکه زبان  

در اصل خود وسیله افهام وتفهیم افراد دردرون جامعه بایگدیگر بیشتر چیزی نبوده وکدام تقدس ذاتی دیگری ندارد که بتواند سبب اختلاف های عمیق وتنش زا در بین جامعه گردد واز همین جهت است که  میبینیم قانون اساسی کشور ما رعایت این حالت را بخوبی کرده که در مقدمه قانون اساسی مذکور اشارات بسیار مهمی را در رابطه بگذشته تاریخ نموده و حتی از قراین چنین برمی آید
که هدف قانون گذاران در لویه جرگه قانون اساسی افغانستان بخصوص از وضع ماده شانزدهم قانون اساسی در ارتباط به زبانهای رسمی و رائج در کشور بیشتر از همه نشان دادن سعه صدر وسینه فراخ و برخورد باز و تحمل پذیری کامل در مقابل همه اقوام وگویندگان ساکن و زبانهای رائج در کشور بوده چنانچه همان ارزش و بهاء را که برای زبانهای عمده و رسمی کشور چون زبان پشتو و دری قائل گردیدند آن ارزش و بهاء را برای سائر زبانهای رائج در کشور نیز قائل شده اند طوریکه صراحتاً متن قانون مذکور آن را چنین بیان نموده و میگوید: در مناطقیکه اکثریت مردم بیکی از زبانهای ازبکی، ترکمنی، پشه ای، نورستانی، بلوچی و یا پامیری تکلم می نمایند آن زبان علاوه بر پشتو و دری بحیث زبان سوم رسمی می باشد و نحوه تطبیق آن توسط قانون تنظیم میگردد. 
که این نحوه برخورد باز و وسعت نظر در اصل قابل تمجید و ستایش بوده ولی اگر این دید باز و تحمل پذیری بواسطه استنباط از جز اخیر بند ماده شانزدهم که اشاره به حفظ مصطلحات علمی و اداری ملی موجود میکند  بشکل محدودی تفسیر گردد که اصطلاح کلمه دانشگاه در مقابل کلمه پوهنتون، زایشگاه در مقابل زیژنتون، دواخانه در مقابل درملتون، شفاخانه بمقابل روغتون را روش غیر ملی تلقی کند یقیناً آن همه تحمل پذیری و دید باز را میتواند زیر سئوال ببرد.
زیرا وقتیکه ما می پذیریم تکلم و حتی تعلیم و تربیه به زبان مادری حق طبعی هر انسان است پس نمیتوانیم مردمان دری زبانی را که از این حق خود میخواهند استفاده کنند و کلمه دانش و دانشگاه را در مکالمات روزانه خود بکار برند ایشان را از این حق طبعی شان مانع گردیده و استفاده از این حق را نادرست و غیر ملی تلقی کرد. چنانچه اگر بمقدمه قانون اساسی کشور که زمینه ساز این وسعت نظر و دیدگاه باز بوده است مراجعه نماییم خواهیم دید که اشارات را در مورد حق تلفی ها و بی عدالتی های گذشته در افغانستان داشته و آنها را چنین به زبان می آورد: 
«ما مردم افغانستان با ایمان راسخ به ذات پاک خداوند (ج ) و توکل به مشیت حق تعالی واعتقاد به دین مقدس اسلام ، با درک بی عدالتی ها و نابسامانی هاى گذشته و مصایب بی شمارى که بر کشورما وارد آمده است ، باتقدیر از فداکارى ها، مبارزات تاریخی ، جهاد و مقاومت بر حق تمام مردم افغانستان و ارج گذارى به مقام والاى شهداى راه آزادى کشور، با درک این که افغانستان واحد و یکپارچه به همه اقوام و مردم این سرزمین تعلق دارد، با رعایت منشور ملل متحد و با احترام به اعلامیه جهانی حقوق بشر، به منظور تحکیم وحدت ملی و حراست از استقلال، حاکمیت ملی و تمامیت ارضی کشور، به منظور تاسیس نظام متکی بر اراده مردم و دمکراسی ، به منظور ایجاد جامعه مدنی عارى از ظلم ، استبداد، تبعیض و خشونت و مبتنی بر قانونمندى ، عدالت اجتماعی ، حفظ کرامت و حقوق انسانی و تامین آزادى ها و حقوق اساسی مردم ، به منظور تقویت بنیادهاى سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادى و دفاعی کشور، به منظور تامین زندگی مرفه و محیط زیست سالم براى همه ساکنان این سرزمین ، و سرانجام ، به منظور تثبیت جایگاه شایسته افغانستان در خانواده بین المللی ، این قانون اساسی را مطابق با واقعیت هاى تاریخی ، فرهنگی و اجتماعی کشورو مقتضیات عصر، از طریق نمایندگان منتخب خود در لویه جرگه مورخه چهاردهم جدى سال یک هزار و سیصد و هشتاد و دو هجرى شمسی در شهر کابل تصویب کردیم)( * ) 
که اگر به متن مقدمه مذکور قدری دقت شود بصراحت دیده می شود که این قانون به یک سلسله حقوق اساسی شهروندی و آزادی های مدنی صراحت داشته که ماده شانزدهم در ارتباط به زبانهای رسمی و رائج در کشور را نیز باید در محتوی همین مقدمه مطالعه کرده و مصداق آن قرار داد. چنانچه اهالی و شهروندان کشور که به یکی از زبانهای محلی رائج در کشور چون پامیری، بلوچی و پشه ای و غیره در مناطق خویش صحبت میکنند اگر بجای درملتون و یا زیژنتون و یا روغتون که کلمات و اسامی از زبان پشتو که یکی از زبانهای رسمی ومعتبر کشور ما است از کلمات زبان محلی خود استفاده کنند نمیتوان آنها را مورد ملامت و سرزنش قرار داد چه این حق را قانون اساسی به آنها داده است. چه رسد به زبان دری فارسی که یکی از زبانهای عمده ادبی، تاریخی و رسمی کشور است و بند اخیر ماده شانزدهم که اشاره به مصطلحات علمی و اداری ملی دارد. که متأسفانه تا هنوز مصطلحات ملی در کدام قانون بطور واضح تعریف نگردیده که کدام واژه ها، تعبیرها و کلمات از جمله مصطلحات ملی است و از خود ماده شانزدهم هم نمیتوان زبان ملی واحدی را تفسیر و اثبات گردانید بلکه این ماده اشاره به همه زبانهای رائج در کشور نموده و همة آنها را بعنوان زبان رسمی نامیده است. 
و اگر بند اخیر ماده شانزدهم قانون اساسی را چنین تفسیر نمود که بکار بردن کلمات دری فارسی چون دانشگاه در کنار پوهنتون، دانشکده در کنار پوهنحی، مکتب در کنار شوونحی، حاکم در کنار ولسوال، بلدیه در کنار شاروالی شهردار در کنار شاروال ممانعت قانونی دارد چنین تفسیری با اصل روحیه قانون که هدف آن وسعت نظر و دید باز و تحمل پذیری نسبت به همه اقوام و همه زبانهای رائج در کشور بوده مخالفت صریح پیدا میکند. لذا بهترین راه حل این خواهد بود که بکار بردن همه کلمات و واژه های زبان های رائج و رسمی در کشور از نظر قانون ممانعت قانونی نداشته و مارک غیر ملی به هیچ کدام آنها زده نشود. لذا امید واریم تا لوحه پوهنتون
( دانشگاه ) هرات که به هردو زبان دری وپشتو نوشته وتهیه شده است در سر در وازه پوهنتون (دانشگاه ) هرات هرچه زودتر نصب گردد واز این بیشتر بهانه جویی صورت نگیرد والسلام

انسانم آرزواست :

        اگر روابط معنوی و عواطف انسانی را از انسان دور سازیم یقینا
        انسان ارزش انسانی خود را از دست میدهد و او دیگر ماننده
       جمادات وحیوانات درنده بیشتر چیزی نخواهد بود موجودات دوپای که به

       اسم انسان روزانه جنایات متعددی را نسبت بهمنوعان خود انجام میدهند 

       اطفال را میکشند برزنان و کودکان وپیران هیچ نوع رحم وشفقتی ندارند 

       جهان را به آتش میکشند مساجد وعبادتگاها را ویران میسازند وبا اعمال 

       انتحاری وانفجاری خود مردم را نا آرم ساخته وباعث مصیبت برخود و هموطنان

         خود میگردند و صدها وهزارها نوع جنایات ضد بشری دیگری را بدون ترس از 

       خداوندج ومخلوقش انجام میدهند آیا میشود نام شریف انسان را برچنین موجودات 

        دوپای گذاشت ؟ وآنها را انسان خطاب کرد ؟ که خود جای سئوال اساسی دارد ؟ 

       چه انسان قبل از اینکه پیرو دین ویامذهبی باشد باید اولتر از همه انسان بمعنی واقعی آن

          دارای عواطف واحساسات انسانی باشد ورنه دیو وددرا نمیشود انسان خطاب کرد ؟

مظلومیت دخترک معصوم قندهاری :

مظلومیت دخترک معصوم کندهاری : 
دخترک معصوم سرزمینم ؟ چرا هیچ وجدانی را درد نمیگیرد ؟ تا مظلومیت معصومانه تورا درک کند ؟ تابداند که توهم فرزند انسانی ؟ واز همین سرزمین وآب وخاک هستی ؟ وماننده هر انسان دیگری حق حیات حق تعلیم وتربیه – رفتن مکتب ومدرسه – شغل وکارخلاصه زندگی مدنی را داری ؟ چرابرتواینقدر ظلم مضاعف رواداشته میشود یکی بجرم اینکه دختر هستی ودرسرزمینی زندگی میکنی که اطرافش را تروریست های اشغالگر محاصره کردند وهمه حقوق انسانی را از تو وامثال تو سلب کردند ؟ ظلم دیگر اینکه اتهام جنایت آنها نیز بعضا بدون تمیزحق وباطل بتو وامثال تو نیز نسبت داده میشود در حالیکه تو وهمراهنت بیشترین مصیبت ها را تحمل میکنی ؟ وبا سختی ها ورنج ها عمر بسر می بری وماننده کوه مقاومت میکنی وهمه مشکلات ومصیبت هارا تو تحمل میکنی ولی بواسطه اینکه در این سرزمین مظلومان زندگی میکنی دنیا بتوهم رحم نمیکند وبعضا حتی همه مردم کشورت را بدون فرق وتمیز همه را به اتهام تروریزم مورد سرزنش قرار میدهد ؟ پس تو مقاومترین ومظلوم ترین انسان روی کره این خاکی که خداوند خودت وامثالت را درعنایت و حمایت خود حفظ کند وهمیشه زنده وسلامت داشته باشد ای دخترک معصوم سرزمینم ؟ خدا یار ویاورت بادImage may contain: 1 person, standing and outdoor



همه ما در افغانستان پناه برخدا زندگی میکنیم :

 

همه ما در افغانستان  پناه بر خدا زندگی میکنیم :                    

-----------------------------------------------                     

زندگی ما در این کشور بدون کدام  (معیار زندگی ) که مردمان دیگر جهان از نظر – امنیت – آسایش – آرامش – رفاه وغیره ازان برخوردارند سنجیده شده نمیتواند بلکه زندگی ما دراین  وطن بعنوان کشت للمی که اگر فیوضان  رحمت الاهی بانزول باران رحمتش یعنی ( صلح وامنیت ) خدایی اگر میسر گردید میتوانیم در پناه خداوندج درامان بوده وزنده بمانیم ودر غیرآن حیات هر فردی از مردم افغانستان  چه در خانه – در مسجد در مزرعه در بازار درمکتب ودانشگاه در سر کار ووظیفه خلاصه در همه جا خطر آن را تهدید میکند ومسیولین دولتی وامنیتی ما هم از بسکه بحث امنیت برآنها تکرار شده دیگر در قبال این قضیه معافیت حاصل کردند بطور مثال حمله امروز دوشنبه دهم ثور ۹۷ برمردمان ملکی وخبر نگاران که  صورت گرفته  چه توجیه امنیتی میتواند داشته باشد ؟ حمله که باهیچ معیا ر انسانی وحربی ونظامی مطابقت ندارد فقط هدف آن کشتن انسانهای بیگناه وایجاد رعب وحشت و( انارشیزم )  دربین جامعه دیگر چه هدفی  میتواند داشته باشد؟  وزندگی در همین حالت ووضعیت مثال روشنی از زندگی ما مردم در افغانستان است  ؟ والسلام                          

اعلان عملیات نظامی بهاری طالبان زیر نام خندق :

-                   اعلان عملیات نظامی بهاری طالبان زیر نام خندق  :                  

----------------------------------------------------                   

 آغاز عملیات نظامی  طالبان زیرنام خندق در واقع یک جواب سر بالا به تقاضای صلح دولت ومردم افغانستان بوده ونوعی بی اعتنایی به خواسته حامیان جهانی صلح ونشانگر این خواهد بود که فشار لازم وکافی برطالبان وحامیان شان از طرف جامعه جهانی وایالات متحده امریکا هنوز وارد نگردیده طوریکه در اواییل جنگ ضدتروریزم  در زمان مشرف که به زمامداران پاکستان  گفته  شده بود که ( اگر از جنگ بر ضد تروریزم ایالات متحده امریکا  پاکستان حمایت نکند  به عصر حجر برگردانده خواهد شد )  که بعد ازان دیدیم  پاکستان با چرخش ۱۸۰ درجه  اجبارا از اعلان جنگ بر ضد تروریزم امریکا  حمایت خود را بظاهر اعلان  کرد وتایک مدتی هم  انتظار کشید ودر پشت پرده  البته کار های خود را انجام میداد ولی حالا معلوم میشود که به همان اندازه  گذشته هم فشاری بر بالای طالبان وحامیان شان وارد نگردیده است که طالبان مثل همیشه بر طبل جنگ میکوبند وبه هیچ مذاکره حاضر نمیگردند وهیچ نوع انعطافی از خود نشان نمیدهند که ایجاب میکند تا جانب دولت افغانستان به حلوا حلوا دهن خود را شیرین نسازد   زیرا طالبان همان موضعی را که در زمان حاکمیت خود در کابل داشتند هنوز از همان موضع خود عدول نکردند بلکه برهمان موضع گذشته شان  پافشاری دارند پس لازم است تا به امیدهای واهی دل نبندیم تا باعث ضعف مورال  نیروهای نظامی وامنیتی خود نگردیم زیرا همه ما یقین داریم که تا فشار کامل وکافی نظامی در داخل در جبهات جنگ  با کوبیدن مراکز نظامی دشمن وفشار سیاسی واقتصادی از بیرون بر بالای طالبان وحامیان شان وارد نگردد ایجاد صلح وامنیت در کشورما  یک آرزوی بیش نخواهد بود لذا کمر ها را باید همچنان بسته نگهداریم ومثل همیشه مصمم به پیش رویم  والسلام