بسم الله الرحمن الرحیم :
حلول عید سعید قربان که یکی از اعیاد بزرگ مسلمانها است برای همه امت اسلام وبخصوص برای مردم مسلمان کشورخودما مبارک با د عرض میکنیم گرچه ملت مسلمان افغانستان ومسلمانان بعضی دیگر از کشور های اسلامی چون عراق – سوریه – یمن – فلیسطین وبعضی کشورهای دیگر در حالی به استقبال عید سعید اضحی میروند که عده کثیری از فرزندان – برادران – خواهران – مادران – همسران وپدران خویش را به اثر جنگ های تحمیلی ونیابتی وعملیات های انتحاری وانفجاری ترورست ها ودیکتاتورها وتجاوز گران از دست داده اند وتعداد زیادی آواره گردیدند وامروز بماتم عزیزان خود نشسته اند با آن هم این عید پر از ماتم وغم را برای همه شان مبارک باد میگوییم واز خداوندبزرگ ج میخواهیم تا همه ظالمان وجنایتکاران را به عذاب سخت خویش گرفتار کند وامید واریم که روزها وماه ها وسالها ی خوب وخوش و دور از مصیبت ها را در آینده ها نصیب همه گرداند وروح همه شهدای مظلوم را که بنا حق بقتل رسیدند شاد داشته وبه مجروحین ومعلولین شفای کامل وعاجل نصیب گردانیده وآوارگان جنگ های تحمیلی را زندگی آرام نصیب گرداند ومجددا عید سعید اضحی بر همه شما مبارک باشد والسلام
سیاست موفق؟
محققین میگویند یکی از معانی سیاست اداره امور کشور ویاکشور داری است ازاین جهت سیاست موفق به آن سیاست گفته میشود که حاکمان و سیاست مداران کشور بتوانند خود را از بحران های سیا سی بیرون کشند نه اینکه خود در داخل بحران ها دست وپا زنند وهمه انرژی شان بیهوده مصرف گردد وبشکل (دور وتلسلسل )بعد از مدتی بازدرجای اولی خود قرارگیرند چه امروزواضح وروشن گردیده که هر کشوری درجهان از خود دارای اولویت های سیاست (خارجی وداخلی ) بوده که می بایست این پالیسی های سیاسی در اولویت کاری همه سیاستمدارا ومچریان سیاسی قرار گیرد بطور مثال اگر خواسته باشیم مثال زنیم اولویت های سیاست خارجی افغانستان نسبت با شرائط واوضاع حاکم بر آن را برجسته در نظر بگیریم خواهیم د ید. که در قدم اول ضرورت اساسی این کشور تامین امنیت است زیرا تا زمانیکه امنیت تامین نکردد هیچ بازسازی دیگری صورت گرفته نمیتواند چه خوب است از این شراییطی که توچه جهانی وایالات متحده امریکا به افغانستان جلب گردیده وکاربرد جدید امریکا نیز در رابطه به افغانستان اعلان گردیده ما هرچه بهتر ووسیع تر بتوانیم از این شراییط استفاده اعظمی نماییم
دوم - مناسبات نیک با همسایگان ما خواهد بود زیرا تا زمانیگه مناسبا ت نیگ با همسایگان خود نداشته باشم همسایگان به آسانی میتوانند در امور کشور ما مداخله کنند چنانچه که کردند
اگر بطور موجز وخلاصه خواسته باشیم به اولویت های سیا سی کشور خود اشاره نمایم خارج از چنین مسائل نخوهد بود
1 --- -تامین امنیت و حفظ مافع ملی.
2- رابطه نیک افغانستان با جهان و کشور های منطقه و همسایه.
3- احترام بحقوق بشر و کرامت انسانی و حقوق زنان و اطفال .
4 - عدم مداخله در امور داخلی یکدیگر.
5 همکاری منطقه ایی وبر جسته نمودن نقش ترانسپورت و ترانزیت افغانستان در منطقه.
6 - جذب کمک های بین المللی.بخصوص بعد از اعلان استراتیژی جدید امریکا در افغانستان
7 - وا ولویت دادن بمنابع اقتصاد داخلی و دانش روز. (عرصه زراعت مهارآبهای کشور سد سازی استخراج معادن توجه به رشد مالداری وباغداری وغیره )
8ا -- ارتقای ظرفیت و توانمندی های زراعتی و مالداری و محیط زیست و معادن کشور .
9 ----- تثبیت جایگاه افغانستان در جامعه بین المللی.
دوری جستن افغانستان از تشنجات ومنازعات منطقه ایی وبین المللی وغیره خواهد بود.
که بنظر من اولین اولیت سیاست خارجی افغانستان تامین امنیت از ابعاد گوناگون آن خواهد بود زیرا تا زمانیکه امنیت بمعنی همه جانبه اش تامین نگردد هیج کار بنیادی و اساسی نمیتواند در کشور صورت گیرد وهر نوع توسعه اقتصادی و بشری وابسته به شرایط امنیتی است ودر تامین امنیت است که بهتر میتوان منافع ملی کشور خویش را حفظ کرد و از جانب دیگر برای حفظ امنیت و توسعه اقصادی داشتن روابط نیک و حسنه با جهان و کشور های منطقه وهمسایه نیز شرط ضروری دیگری بوده و گرنه با مداخله دیگران در امور داخلی کشور ما نمیتوان به تامین امنیت پایدار ومطمین موفق گردید لذا یکی دیگر از اولویت های سیاست خارجی ما رابطه نیک وهمه جانبه افغانستان با جهان و کشور های منطقه وهمسایه میباشد
طوریکه که در بالا اشاره کریم در سایه امنیت است که میتوان احترام بحقوق بشر وکرامت انسانی و حقوق زنان و کودکان وغیره را مطرح ساخته و به آن عملکرد زیرا در جامعه که امنیت وجود نداشته باشد قانون نمیتواند تطبیق گردد ودر عدم تطبیق قانون موضوع احترام بحقوق بشر وغیره حقوق انسانی نمیتواند جایگاه خود را پیدا کند لذا احترام بحقوق بشر و کرامت انسانی وتامین حقوق زنان واطفال در اولویت دیگر سیاست کشور میتواند قرار گیرد
اولویت چهارم ـ سیاست خارجی کشور میتواند موضوع عدم مداخله درامور داخلی یکدیگرمیان کشور ها مطرح گردد زیرا در صورت ادامه مداخله از جانب مداخله گران هر چیز یکه ساخته شود از طرف کشور مداخله گر میتواند تخریب و سبتاژ گردد.
اولویت پنجم ـ سیاست خارجی کشور همکاری منطقه ایی در عرصه اقتصادی و تجارتی میان افغانستان با کشور های منطقه وهمسایه و صاحب گردیدن نقش اساسی ترانسپورت و ترانزیت زمینی میان افغانستان و کشور های منطقه بخصوص اسیای مرکزی توسط افغانستان که پل وصل میان کشور هاای آسیای میانه وجنوب اسیا وشرق میانه است خواهد بود .
اولویت ششم ـ سیاست خارجی کشور جذب کمک های اقتصادی جامعه جهانی بوده زیرا بدون کمک هایی جامعه جهانی افغانستان نمیتواند روی پای خود به ایستد وهنوز افغانستان به کمک های خارجی اشد ضرورت دارد.
اولویت هفتم ـ سیاست خارجی کشور تمرکز بر روی تولیدات ملی وتسهیلات برای مولدین و تجار کشور بوده که با فراهم سازی زمینه بازار یابی و توجه جدی به استخراج معادن کشور و تربیه پرسونل فنی با داشتن اندوخته های علوم و فنون روز بوده میتواند.
اولویت هشتم ـ سیاست خارجی کشور بر اساس و مبنای اینکه دستگاه دیپلوماسی درکشور جزء از نظام کشور را تشیکل داده و به تنهایی نمیتواند سیاست ان جدا از سیاست کل کشور باشد از این جهت هم آهنگی میان همه ارگانهای دولتی بخصوص سیاسیون کشور یکی از نیاز های اساسی سیاست خارجی کشور بوده وارتفای توانمندی های افغانستان در عرصه زراعت و مالداری ومحیط زیست نیزبا هم آهنگی وزارت خانه های مربوطه ومبارزه با فساد اداری میتواند یکی دیگر از اولویت های سیاست خارجی کشور به حساب آید.
اولویت نهم ـ سیاست خارجی کشور تثبیت جایگاه افغانستان در عرصه بین المللی با داشتن سیاست فعال و حضور پر رنگ در مجامع بین المللی خواهد بود.
واولویت دهم ـ سیاست خارجی کشور دوری جستن افغانستان از تشنجات و منازعات منطقه ایی وبین المللی بوده که با انتخاب سیاست مبنی بر اینکه افغانستان نقطه وصل کشور های منطقه وفرا منطقه بوده نه نقطه فصل آنها که خوشبختانه با موقعیت که افغانستان دارد میتواند در این زمینه نقش خوبی را ایفا کند.وروشن ساختن اینکه افغانستان نمیتواند محل منازعه ورقابت کشور های دیگر بوده باشد والسلام
اعلان استراتژی جدید امریکا در افغانستان :
به این باید باورو یقین داشت که هیچ کشوری عاشق چشم و رخساره مردم وکشور دیگری نیست تا خود را بپا یش قربان کند بلکه هر آنچه که منافع ملی کشور خودش تقاضی کند بدنبال همان خواهد بود وبس. از این جهت خیلی برای امریکا یی ها مهم نخواهد بود که جنگ شان بنام مبارزه جهانی برضد تروریزم در افغانستان بمردم افغنستان چه تلفات وخساراتی را وارد ساخته وچه تعدادی از مردم افغنستان را قربانی گرفته وچه تعدادی را آواره داخلی وآواره خارجی در بیرون کشور گردانیده وچه آتشی را انها در افغنستان بر افروخته اند؟ امروز بعداز مدت انتظاری باالا خره استرا تژی جدید امریکا در باره افغانستان از جانب رییس جمهور آن کشور اعلان گردید وطوریکه دیده میشود در این استراتژی جدید بیشتر روی چند موضوع تمرکز گردیده که انها عبارت اند از اینکه نیروهای امریکا با مساعد شدن شراییط بشکل پیروزمندانه از افغانستان باید خارج شوند واز خروج نیروهای امریکایی از عراق در سال 2011 پند بگیرند واین اشتباه را در افغانستان تکرار نکنند زیرا ترورست ها جای خالی انها را پر خواهد کرد وپنا ه گاهای ترورست ها را باید از بین برد وبا کسانیکه شایستگی مذاکره را دارند باید مذاکره کرد یعنی در وازه مذاکره در پهلوی فشار نظامی به روی معتدل ها باز خواهد بود پاکستان در این عرصه وراه برد مارا باید یاری کند ما به پاکستان ملیارد ها دالر کمک کردیم مگر پاکستان هنوز هم مامن خوبی برای ترورست ها است ومردم پاکستان از این ناحیه ضربه دیدند وبه نیروهای خود صلاحیت عام وتامی را تفویض میکنیم که بتوانند شبکه های ترورست هارا نابود کنند وضربات ما قوی خواهد بود وبرای ترورست ها دیگر جای امن باقی نخواد ماند وپناه گاهای شان را نابود خواهیم کرد تا حالا هنوز رنج ومشقات مردم افغانستان ادامه دارد مردم ونیروهای افغانستان علیه ترورست که دشمنان ما هستند میرزمند دیگر کمک های ما چک سفید ی نخواهد بود بلکه ما منتظر اصلاحات واقعی هستیم ویقین داریم که به تنهایی عملیات نظامی نمیتواند به افغانستان صلح بیاورد ما نظر به پلان وبادر نظر داشت پیروزی در مقابل تروریزم از افغانستان خارج خواهیم شد ما ضامن ملت سازی در افغانستان نخواهیم بود وظیفه ما مبارزه باترورست ها است ولازم است تا پاکستان با امریکا در این زمینه کار وهمکاری کند حمایت پاکستان از ترورست ها به روابط دو کشور پاکستان وامریکا صدمه میزند افغانستان آینده خود را خودش رقم خواهد زد پاکستان آن ترورست های را پناه داده که دست به اعمال تروریستی فرامرزی میزنند همکاری پاکستان با امریکا به فایده پاکستان است امریکا در قبال پناه گاه های امن ترورست ها در پاکستان بی تفاوت باقی مانده نمیتواند ملت امریکا خواهان پیروزی در نبرد افغانستان است ما بامردم افغانستان مشترک کار میکنیم 11 سپتامبر را فراموش نکردیم ما با هرکشوری که باما دراین جنگ همکاری واتحاد میکند بدیده قدر مینگریم نتایج عقب نشینی زود هنگام را میدانیم هندوستان با ما ملیارد ها دالر داد وستد دارد وما از هند میخواهیم که ما را در افغانستان کمک وهمکاری کند طوریکه دیده میشود در راه برد جدید امریکا در افغانستان تهدیدات متوجه پاکستان و اظهار امتنا ن از هند در قبال افغانستان را در بر دارد چنانچه که در راه برد جدید امریکا دیده میشود تاکید برقبول مسئولیت جانب افغانستان از همه بیشتر متمرکز است تا دولت ومردم افغانستان بخوبی بتوانند از عهده این مسئولیت خود برایند یعنی بخوبی بتوانند در عرصه اصلاحات در دولت داری درنظام موجود در کشور ودر عرصه پلان وعملیات نظامی وظیفه وکار خانگی خود را بخوبی انجام دهند والسلام
تاملی بر سخنان اخیر رئیس جمهور کشور در رابطه به نظام آموزشی
تحصیلات عالی وتوجه به زبان های مروج در افغانستان :
صحبت های رئیس جمهور کشور را همه ما از طریق تلویزیون ها شنیدیم وواقعا رهنمود های خوبی را در ارتباط به نظام آموزشی تحصیلات عالی در کشور همراه داشت وبیانگر اندیشه ودید یک انسان بدون تعصب زبانی را بنمایش میگذاشت که واقعا باید چنین باشد چه زبان وسیله افهام وتفهیم افراد وجوامع بایگدیگر بوده وکدام تقدس ذاتی دیگری ندارد که بتواند سبب اختلاف های عمیق وتنش زا در بین جامعه گردد واز همین جهت قانون اساسی کشور رعایت این حالت را بخوبی کرده که در مقدمه قانون اساسی ما اشارات بسیار مهمی را در رابطه بگذشته نموده و
و از قرائن برمی آید که هدف قانون گذاران در لویه جرگه قانون اساسی افغانستان بخصوص از وضع ماده شانزدهم در قانون اساسی در ارتباط به زبانهای رسمی و رائج در کشور نیز بیشتر از همه نشان دادن سینه فراخ و برخورد باز و تحمل پذیری کامل در مقابل همه اقوام ساکن و زبانهای رائج در کشور بوده چنانچه همان ارزش و بهاء را که برای زبانهای عمده و رسمی کشور چون زبان پشتو و دری قائل گردیدند آن ارزش و بهاء را برای سائر زبانهای رائج در کشور نیز قائل شدند طوریکه صراحتاً متن قانون مذکور آن را چنین بیان داشته و میگوید: در مناطقیکه اکثریت مردم بیکی از زبانهای ازبکی، ترکمنی، پشه ای، نورستانی، بلوچی و یا پامیری تکلم می نمایند آن زبان علاوه بر پشتو و دری بحیث زبان سوم رسمی می باشد و نحوه تطبیق آن توسط قانون تنظیم میگردد.
که این نحوه برخورد باز و وسعت نظر در اصل قابل تمجید و ستایش بوده ولی اگر این دید باز و تحمل پذیری بواسطه استنباط از جز اخیر بند ماده شانزدهم که اشاره به حفظ مصطلحات علمی و اداری ملی موجود را دارد بشکل محدودی تفسیر گردد که اصطلاح کلمه دانشگاه در مقابل کلمه پوهنتون، زایشگاه در مقابل زیژنتون، دواخانه در مقابل درملتون، شفاخانه بمقابل روغتون را روش غیر ملی تلقی کند یقیناً آن همه تحمل پذیری و دید باز را میتواند زیر سئوال ببرد.
زیرا وقتیکه ما می پذیریم تکلم و حتی تعلیم و تربیه به زبان مادری حق طبعی هر انسان است پس نمیتوانیم مردمان دری زبانی را که از این حق خود میخواهند استفاده کنند و کلمه دانش و دانشگاه را در مکالمات روزانه خود بکار برند ایشان را از این حق طبعی شان مانع گردیده و استفاده از این حق را نادرست و غیر ملی تلقی کرد. چنانچه اگر بمقدمه قانون اساسی کشور که زمینه ساز این وسعت نظر و دیدگاه باز بوده است مراجعه نماییم خواهیم دید که اشارات را در مورد حق تلفی ها و بی عدالتی های گذشته در افغانستان داشته و آنها را چنین به زبان می آورد:
«ما مردم افغانستان با ایمان راسخ به ذات پاک خداوند (ج ) و توکل به مشیت حق تعالی واعتقاد به دین مقدس اسلام ، با درک بی عدالتی ها و نابسامانی هاى گذشته و مصایب بی شمارى که بر کشورما وارد آمده است ، باتقدیر از فداکارى ها، مبارزات تاریخی ، جهاد و مقاومت بر حق تمام مردم افغانستان و ارج گذارى به مقام والاى شهداى راه آزادى کشور، با درک این که افغانستان واحد و یکپارچه به همه اقوام و مردم این سرزمین تعلق دارد، با رعایت منشور ملل متحد و با احترام به اعلامیه جهانی حقوق بشر، به منظور تحکیم وحدت ملی و حراست از استقلال، حاکمیت ملی و تمامیت ارضی کشور، به منظور تاسیس نظام متکی بر اراده مردم و دمکراسی ، به منظور ایجاد جامعه مدنی عارى از ظلم ، استبداد، تبعیض و خشونت و مبتنی بر قانونمندى ، عدالت اجتماعی ، حفظ کرامت و حقوق انسانی و تامین آزادى ها و حقوق اساسی مردم ، به منظور تقویت بنیادهاى سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادى و دفاعی کشور، به منظور تامین زندگی مرفه و محیط زیست سالم براى همه ساکنان این سرزمین ، و سرانجام ، به منظور تثبیت جایگاه شایسته افغانستان در خانواده بین المللی ، این قانون اساسی را مطابق با واقعیت هاى تاریخی ، فرهنگی و اجتماعی کشورو مقتضیات عصر، از طریق نمایندگان منتخب خود در لویه جرگه مورخه چهاردهم جدى سال یک هزار و سیصد و هشتاد و دو هجرى شمسی در شهر کابل تصویب کردیم)( * )
که اگر به متن مقدمه مذکور قدری دقت شود بصراحت دیده می شود که این قانون به یک سلسله حقوق اساسی شهروندی و آزادی های مدنی صراحت داشته که ماده شانزدهم در ارتباط به زبانهای رسمی و رائج در کشور را نیز باید در محتوی همین مقدمه مطالعه کرده و مصداق آن قرار داد. چنانچه اهالی و شهروندان کشور که به یکی از زبانهای محلی رائج در کشور چون پامیری، بلوچی و پشه ای و غیره در مناطق خویش صحبت میکنند اگر بجای درملتون و یا زیژنتون و یا روغتون که کلمات و اسامی از زبان پشتو که یکی از زبانهای رسمی ومعتبر کشور است از کلمات زبان محلی خود استفاده کنند نمیتوان آنها را مورد ملامت و سرزنش قرار داد چه این حق را قانون اساسی به آنها داده است. چه رسد به زبان دری فارسی که یکی از زبانهای عمده ادبی، تاریخی و رسمی کشور است و بند اخیر ماده شانزدهم که اشاره به مصطلحات علمی و اداری ملی دارد. که متأسفانه تا هنوز مصطلحات ملی در کدام قانون بطور واضح تعریف نگردیده که کدام واژه ها، تعبیرها و کلمات از جمله مصطلحات ملی است و از خود ماده شانزدهم هم نمیتوان زبان ملی واحدی را تفسیر و اثبات گردانید بلکه این ماده اشاره به همه زبانهای رائج در کشور نموده و همة آنها را بعنوان زبان رسمی نامیده است.
و اگر بند اخیر ماده شانزدهم قانون اساسی را چنین تفسیر نمود که بکار بردن کلمات دری فارسی چون دانشگاه در کنار پوهنتون، دانشکده در کنار پوهنحی، مکتب در کنار شوونحی، حاکم در کنار ولسوال، بلدیه در کنار شاروالی شهردار در کنار شاروال ممانعت قانونی دارد چنین تفسیری با اصل روحیه قانون که هدف آن وسعت نظر و دید باز و تحمل پذیری نسبت به همه اقوام و همه زبانهای رائج در کشور بوده مخالفت صریح پیدا میکند. لذا بهترین راه حل این خواهد بود که بکار بردن همه کلمات و واژه های زبان های رائج و رسمی در کشور از نظر قانون ممانعت قانونی نداشته و مارک غیر ملی به هیچ کدام آنها زده نشود. لذا امید واریم تا لوحه پوهنتون
( دانشگاه ) هرات که به هردو زبان دری وپشتو نوشته وتهیه شده است در سر در وازه پوهنتون (دانشگاه ) هرات هرچه زودتر نصب گردد والسلام