اصلاح فرد اصلاح جامعه شده ویا اصلاح جامعه اصلاح فرد میشود ؟


 اصلاح فرد اصلاح جامعه شده ویا بر عکس اصلاح جامعه سبب اصلاح فرد میشود ؟                     

 این سوال است که  ایجاب بحث بیشتری را  مینماید بعضیها  میگویند اگر افراد یک جامه  سالم و صالح باشند جامعه شان نیز سالم و صالح خواهد بود و اگر افراد یک جامعه  نا سالم فاسد وگرفتار نا هنجاری های اجتماعی مانند قتل غارت بد اخلاقی سرقت تجاوز وبی انصافی ونا روائی های مختلف دیگری بوده  باشند یقینا کل جامعه ایشان هم بمصیبت های گونا گون گرفتار خواهد شد  یعنی از افراد نا صالح ونا سالم جامعه نا صالح ونا سالم بوجود می آید  وبر عکس عده را عقیده بر این است که اگر جامعه سالم واصلاح شده باشد افراد جامعه نیز اصلاح میشوند پس لازم است تا بیشتر بدنبال  اصلاح جامعه بود تا اصلاح افراد در درون جامعه  زیرا وقتیکه جامعه اصلاح شود افرادهم اجبارا اصلاح میشوند  حتی میگویند که این جامعه است که فرد را میسازد هیچ فرد مادرزاد جانی وقاتل بدنیا نمی آید بلکه این جامعه است که فرد را جانی وقاتل میسازد واورا به این راه میکشاند چنانچه میگویند سید جمال الدین افغانی که یکی از بزرگترین اصلاحگران عصر خویش بوده  نظر داشته که جامعه باید از بالا واز مقامات عالیه اصلاح گردد از اینجهت کوشش زیادی نموده  تا بتواند بلکه امراء وسلاطین زمان خود را اصلاح سازد از این جهت سفر ها کوناگون در کشور های مختلف جهان داشته وبا امرا وسلاطین کشورها بیشتر جهت اصلا ح شان کوشا بوده است او در افغانستان که در زمان امیر شیر علی خان زندگی میکرده و با در بار امیر شیر علی خان روابط نزدیک نیز داشته است حتی بعضا ادعا میشود که او یکی از وزرا  در بار امیر شیر علی خان بوده  وبابرادر امیر شیر علی خان امیر محمد افضل خان دوستی خوب داشته است  که بعد از تحولات در افغانستان وکشمکش میان دربار وبرادران  امیر شیر علی خان  او اجبارا عازم ایران میگردد وبه دربار پادشاه ایران نزدیک شده کوشش میکند جهت اصلاحات در سلطنت ایران  نقش اصلاحی خودرا ایفا کند که موفق نمیشود واز آنجا عازم هندوستان وکشورهای دیگر میگردد تا با الاخره از استانبول از در بار عثمانی ها سر بدر می  آورد وکوشش میکند تا سلطان عثمانی را به اصلاحات تشویق کند که با مخالفت در باریان وبخصوص رئیس العلما ء عثمانی  مواجه میگردد واتهامات بی دینی و (ما سونیت ) بوی زده میشود وبالاخره در انزوا زندگی کرده ودر آنجا وفات میکند وکوشش اصلاحاتش نتیجه چندان نمیدهد که از اینجهت کسانیکه بعد از سید جمال الدین افغانی پا به عرصه اصلاحات  میگذارند از تجارب او عبرت گرفته توجه بیشتر به توده های مردم مینمایند واز پایان جامعه جهت اصلاحات قدم میگذارند که نمونه های آن را در کشور های اسلامی وعربی  ماننده حرکت اخوان المسلمین وجریانات دیگر اسلامی در ترکیه وسائیر کشورها را ملاحظه میکنید  حالا بنظر شما کدام طریق برای اصلاح جامعه از این دو روش موئر تر بنظر میرسد حرکت سید جمال الدین افغانی ویا حرکت نهضت های دیگر یکه در جهان اسلام همین حالا وجود دارد ویا هیچ کدام از اینها  لذا میتوانید در این زمینه ابراز نظر کنید و نظر خویش را ارائه بدارید پس سوال ما این است که نظر  شما چیست وکدام روش را موثرتر میدانید ؟ نقد ونظر .............

بمناسبت میلاد بیامبر بزرگ اسلام ص :

بسم الله الرحمن الرحیم.
(
بمناسبت میلاد پیامبر بزرگ اسلام حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه وسلم)
بلغ العلی بکماله --- کشف الدجی بجمااله  -- حسنت جمیع خصاله-- صلوا علیه وآله -- الهم صلی علی محمد وعلی آله و اصحابه اجمعین یقینا سیره - رفتار وگفتار نیک پیامبر اسلام(ص) بهترین الگو و اسوه حسنه برای مسلمانان است 
(ولکم فی رسول الله اسوه حسنه) درکنار صفات بزرگ دیگر که قر آن کریم از انها بنام 
(خلق عظیم ) یاد کرده از جمله همین خصال نیکوی پیامر اسلام(ص) یکی هم این بوده که شخص پیامبر(ص) خود در مجالس غم و شادی مردم وحتی مجالس غم و شادی غیر مسلمانان نیز شرکت میکردند. از مریض های آنها عیادت نموده به جنازه آنها حضور پیدا میکردنداز وفود و جماعاتی که بعنوان سفیر و نماینده به حضور پیامبر (ص) می آمدند استقبال نموده. دروازة خانة ایشان به رخ عموم مردم باز بوده و با همه مردم به نیکی و حسن سلوک رفتار مینمودند، تا جائی که حتی بعضی از افراد نمیتوانستند آداب اولی معاشرت با جناب پیامبر(ص) را نیز رعایت نمایند. که قرآن کریم از رفتار آنها در مقابل پیامبر(ص) در سورة حجرات آیه دوم چنین یادآوری میکند: 
(ای مؤمنان! بلند مکنید آوازهای تان را بالای صدای پیامبر و درشت با او سخن مگوئید، مانند سخن گفتن بعضی شما با بعضی دیگر تا اینکه اعمال شما ضایع نشود در حالیکه شما نمیدانید) 
تأثیر این روش و سیره نیکوئی پیامبر اسلام «ص» را در زندگی شاگردان مکتب پیامبر اسلام بخصوص مسلمانان صدر اول اسلام به خوبی میتوان مشاهده کرد تأثیر تربیه و پرورش مکتب حیات بخش پیامبر(ص) در ایشان چنان قوی و مؤثر بوده است که معنویت دینی در تمام ابعاد زندگی ایشان حاکمیت داشته و جای کمبود و کمتر انتقادی در نحوة رفتار شان با دیگران را باقی نمیگذاشته است که از خداوند بزرگ ج میخواهیم تا رفتار حسنه ونیکوی پیامبر خویش را برای ما امت ناتوان سر مشق زندگی قرار دهد وتوفیق پیروی را بما عنایت کند بمنه وکرمه آمین یارب العالمین والسلام علیکم ورحمته الله وبرکاته


ابراز درد جامعه به زبان شعر وادب طنز وکنایه :


·

ابراز درد جامعه به زبان شعر، ادب، طنز و کنایه

طوری که می دانید شعراء و ادبای گذشتۀ ما با وجود همه اختناق ها و فشارهای که در طول تاریخ بر زندگی آنها مسلط بوده بازهم هرگز مشکلات اجتماعی جامعه و درد مردم خود را از یاد نبرده بلکه، همیشه به زبان شعر و ادب، طنز و کنایه درد جامعه و ملت خود را بیان می کردند و از وضعیت سخت اجتماعی و سیاسی که بر زندگی آنها و جامعه و مردم شان می گذشته، شکوه ها داشتند. به طور مثال انوری ابی وردی مشکلات خود و جامعۀ خود را چنین بر زبان می آورد :
هربلای که از آسمان آید
گرچه بر دیگران روا باشد
برزمین نارسیده می پرسدخانۀ انوری کجا باشد.
و یا حافظ شیرازی
طوری که می دانید حافظ بعد از تسلط مغلان بر خراسان بزرگ که با آمدن آنها وحشت کاملی در منطقه مستولی گردیده و مغلان همه شهرهای خراسان زمین را به خاک یکسان و فرزندان شان را قتل عام کرده بودند در چنین شرایط حافظ پا به عرصۀ زندگی می گذارد و شعر می سراید) که اشعار او پر از کنایه و رنج نامه و تنفر از ریاکاری و حقه بازی بوده که در شعر ذیل می بینید حافظ از واعظان درباری و ریاکار ان حقه باز چقدر رنجیده و ناراحت بوده که آن را چنین بر زبان می آورد :
واعظان کاین جلوه برمحراب ومنبر میزنند ...
چون بخلوت میروند آن کار دیگر میکنند..
و یا مولوی جلال الدین محمد بلخی که از وضعیت و شرایطی اجتماعی و سیاسی که در زمانش بر جامعه و مردم او حاکم بوده چنین یاد آوری کرده می گوید :
دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر
وز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست
گفتند یافت می نشود جسته ایم ما
گفت آنکه یافت می نشود آنم آرزوست
و یا در تاریخ معاصر کشور ما استاد خلیل الله خلیلی از رنج و مصیبت که از جانب دشمنان کشورش بر بالای ملت و جامعۀ او حاکم گردیده بوده چقدر رنج ها برده که از آنها چنین یاد آوری می کند :
گوئید به نوروز که امسال نیاید
در کشور خونین کفنان ره نگشاید
و در شعر دیگری از غربت و آوارگی ملت خود چنین شکوه ها دارد :
چون به غربت خواهد از من پیک جانان نقد جان
جای دهیدم درکنار تربت آوارگان
گور من در پهلوی آوارگان بهتر که من
بیکسم آواره ام بی میهنم بی خانمان
همچو من اینجا به گورستان غربت خفته است
بس جوان بی وطن بس پیر مرد نا توان
کشور من سخت بیمار است آزارش مده
زخم ها دارد نمک بر زخم آن کمتر فشان
از برای مدفن من سینه پاکش مدر
بهر من بر خاطر زارش منه بار گران
داغ ها دارد منه بر سینه اش داغ دیگر
درد ها دارد دیگر بر پیکرش خنجر مران
و یا مولوی حنیف بلخی در شعر زیر عنوان (آهنگر) تنفر خویش را از استبداد و ستم که بر بالای ملت و جامعۀ او حاکم بوده چنین بر زبان می آورد :
صبحگاهی مرد با زیب و فری
شد به درب دکه آهنگری
گفت ای حداد ای استاد فن
بازوی تو بازوی آهن شکن
کار تو با کوره و با آتش است
ساعدت اندر پی تاب وکش است
کسب تو در زندگی معراج توست
آبرو و اعتبار تاج توست
این بود بس افتخار بی مثال
کاسبان را دوست دارد ذوالجلال
بیل میسازی به مرد کشت وکار
تیشه میسازی برای قطع خار
من نگویم ای جوان ای گرد مرد
آهنت را کوب گرم و یا که سرد
هرچه از ابزار میسازی بساز
اندرین ره هرچه میتازی بتاز
لیک میدان عیب استبداد را
افتخار مردم آزاد را
ترک کن دیگر عزیز ارجمند
صنعت زولانه و زنجیر و بند
ودر شرایط موجود در کشور ما که هنوز جنگ بیداد می کند و فرزندان سرزمین ما در عملیات انتحاری و انفجارات و یا در عملیات بمباردمان های کور خارجی ها و یا توسط سربازان ایشان به قتل می رسند جای دارد تا شاعران و نویسندگان کشور به این مصیبت های بزرگ بیشتر عطف توجه نموده و با وقف زمان بیشتری درد ملت و جامعۀ خود را زیاد تر بازگو کنند

حقوق اولی کودک از نظر اسلام :


حقوق اولی کودک از نظر اسلام بروالدین :
====================
1 :-- انتخاب اسم زیبا ونیک بر فرزند
2—تغذیه مناسب وحلال ( از زمان انعقاد نطفه ودوران شیر خوارگی )
تعلیم وتربیه درست ( بخصوص تعلیم مبانی دینی – آداب معاشرت واخلاق حمیده)
4—بازی وشادی چنانچه پیامبر اسلام (ص) امام حسن
وامام حسین رضی الله عنهما را به آغوش وکتف مبارک خود بر داشته
وبه آنها بازی میکردند
5 – کمک در تشکیل خانواده وازدواج شان بعد از رسیدن بسن بلوغ
در حد توان والدین ویک سلسله حقوق وو جائیب دیگر را شامل میگردد

رعایت حقوق ووجائیب در خانواده :


رعایت حقوق ووجائیب در خانواده :

 بعد از تشکیل خانواده، چیزی که بسیار مهم است احترام به حقوق و تکالیفی است که اعضای خانواده نسبت به یکدیگر به دوش دارند که باید آنها را رعایت نموده و بصورت درست انجام دهند. دوام و ثبات خانواده هم به همین احترام معنوی و رعایت حقوق اعضای خانواده نسبت به یکدیگر بستگی دارد. و از نظر اسلام در خانواده، زن و مرد دارای حقوق و وجائب مشخص و معینی نسبت به یکدیگر و فرزندان خویش بوده، مرد خانواده نسبت به همسر خویش دارای حقوق و وظائف مشخصی بوده و همچنین زن خانواده نسبت به مرد خانواده دارای حقوق و وجائب معینی است. که قرآن کریم در سوره بقره آیه 228 از این مسئولیت ها و وجائب چنین یادآوری کرده میفرماید: (ولهنُنَّ مثل الَّذی علیهنّ باالمعروف) (برای زنان آن حقوق و وجائب است ماننده آنچه که مردان بر ایشان دارند بوجه نیکو و پسندیده) بطور خلاصه میتوان گفت که از نظر اسلام تشکیل خانواده در حقیقت تشکیل یک زندگی مشترک انسانی بوده که هر دو طرف زن و مرد در این تشکیل زندگی مشترک انسانی دارای تعهدات وحقوق مشترک نیز هستند که باید مسئولیت های خود را عهده دار گردیده  وحقوق یگدیگر را رعایت و به انجام آنها مبادرت ورزند این تشکیل زندگی مشترک انسانی یک وجیبة عقلی و فریضة اجتماعی نیز بوده که میتواند از انقراض ونابودی نسل بشری جلوگیری کرده و مرجعی برای آرامش روح و روان انسان ها گردد.