بمناسبت تصویب قانون اساسی کشور:
قانون در جامعه باید ریشه دار وصاحب احترام وهمه شمول باشد:
تاحالا در تعاریف که برای قانون گفته شده واز خصوصیاتی که برای قانون شمرده شده یکی این است که قانون باید عام وهمه شمول وشامل همه کسانیکه در یک کتگوری واحدی قرار میگیرند گردیده وبالای همه یکسان بدون تبعیض واستثناء قابل تطبیق واجرا باشد بطور مثال اگر قانونی برای خدمت سربازی برای کشوری ساخته میشودومتن آن اگر چنین باشد : که هر یک از اتباع (شهروندان) کشورمکلفیت دارد که بمجرد تکمیل سن 22 سالگی به خدمت عسکری سوق شود حالا چنین قانونی شامل همه اتباع کشور گردیده بنزد این قانون غنی وفقیر ضعیف وقوی وزورمند قوم بزرگ وقوم کوچک فرقی نمیکند وماننده گذشته ها که بعضی از اقوام از سربازی در کشورما استثنا قرارمیگرفتند وازخدمت سربازی معاف میبودند چنین حرکت خلاف رویه قانونی بوده وهمچنین هر قانونی که ساخته میشود باید در بین جامعه ریشه دار بوده واز احترام همه شهروندان کشور بر خوردارباشد خواه این ریشه را از اعتقادات مذهبی گرفته باشد ویا از عرف وعادات بسندیده مردم چه منبع اصلی قانون در جهان همین ها است لذامیبینید قوانینی که از جوامع بیگانه بشکل کابی اخذ میگردد قابلیت تطبیق را در جامعه بیدا نمیکند ویا بمشکل بیدامیکند طور مثال در کشور ترکیه که نظام سکولاردر این کشور حکومت میکند قوانین مدنی این کشور که قوانین وضعی است وریشه در اعتقادات مذهبی ندارد مراسم عقد ازدواج شان بر اساس همین قوانین بدون در نظرداشت مسائیل مذهبی توسط مامور شاروالی که این صلاحیت به اوتفویض گردیده در مجلس نکاح آمده واعلان عقد نکاح جانبین مرد وزن را نموده ودر کتاب خود این عقد را ثبت میکند که مردمان مذهبی شان به این نکاح اکثرا قانع نبوده ودر خانه های خود ملا امام ویا روحانی محله را خواسته مجددا عقد نکاح را طبق مذهب خود انجام داده وبنوعی مخالفت خود را با این قانون نشان داده ودوگانگی در قانون را بنمایش میگذارند وهمچنین در مسئله وقف که در قانون وضعی موجود شان کسی حق ندارد که به اساس مسائیل دینی زمین ویا خانه ای را وقف کند وباید به اساس قانون موجوده وقف صورت گیرد ودر این موضوع نیز دوگانگی در قانون را مشاهده کرده میتوانید که مردم چون مسلمان اند به اساس اعتقادات مذهبی خود میخواهند وقف انجام دهند که انجام میدهند وحالا در افغانستان شکایت از این است که چرا مردم ومسئولین به قوانین احترام ندارند وبرخود ودیگران قانون را تطبیق نمیکنند ؟ که این سوال اساسی است که جواب اساسی لازم دارد بهانه ها را مردم نمیبذیرند ودر گذشته ها هم موارد زیادی وجود داشته که فرامین از جانب دولت های وقت صادر گردیده که هر گز محل تطبیق بیدا نکرده است در زمان رژیم دیموکراتیک خلق افغانستان فرامین زیادی صادر گردید که تا امروز هم محل تطبیق بیدانکرد ند ماننده فرامین اصلاحات اراضی مهر خانم ها وغیره وسوال اینکه چرا محل تطبیق بیدا نکرده اند بی ریشه بودن این فرامین وقوانین در درون جامعه را نشان میدهد وحتی بعضی از این فرامین بنحوی تعرض به حقوق اساسی بشری تلقی شده حقوقی که کسی حق ندارد به آن تعرض کند اگر قانونی خلاف حقوق اساسی بشری ساخته شود مانند لغو ملکیت شخصی یقینا هیچ زما نی امکان تطبیق را بیدا نمیکند از همین جهت هم بود که دیدیم نظام کمونیستی به زباله دان تاریخ سبرده شد .خوشبختانه قوانینیکه ما در افغانیستان داریم اکثرا ریشه در بین جامعه مادارد وایجاب این را میکند تاجهت تثبیت ریشه های آن کار های بیشتری صورت گیرد تا مردم ما بحقوق ومکلفیت های خود آگاه تر شوند واگر در جامعه در اجرا قوانین تبعیض صورت گیرد قوانین هویت قانونی خود را از دست میدهد واگر بهمه یکسان قانون اجرا نشود مردم دیگر بقانون اعتنائی نخواهندداشت ودر مورد قوانین اساسی کشورها گفته شده که قانون اساسی ام القوانین در یک کشور است ودر قوانین اساسی اگر حقوق اساسی انسان ها به رسمیت شناخته نشود ودر صدر قوانین قرار نداشته باشند آن قانون اساسی یک نظامنامه داخلی بیشتر چیزی گفته نمیشود وآن جایگاه قانون اساسی را بخود ندارد که خوشبختانه قانون اساسی افغانیستان این مزیت هارا همه با خود دارد که در منطقه ما یگانه قانون اساسی است که در منطقه نمونه والگواست مگر مشکل در اجرا وتطبیق خود را هنوز دارد که باید به آن توجه جدی تری شود ومسئولین اجرائی ما چه قوه اجرائیه وقوه قضائیه ومقننه هر کدام آنها بنوبه خود مسئولیت مشخص خود را دارند تا طوریکه لازم آن است به آن عمل کنندوبهانه جوئی ننمایند والسلام
(1) شعر از) امیر ناصرالدین ابوالحسن خسرو دهلوی است
که در نیمه دوم قرن هفتم و آغاز قرن هشتم هجری قمری زندگی میکرده و به زبان های عربی، فارسی
و ترکی بلدیت داشته و دارای آثار ادبی متعددی بوده و در غزل از سعدی و در مثنوی از نظامی پیروی
میکرده است )
|
نگاه بگذشته زبان وادبیات زبان فارسی دری : |
|
زبان و ادبیات فارسی دری در مسیر
تکاملی خود نسبت به شرائط و اوضاع سیاسی دارای نشیب و فرازهای زیادی بوده که
زمان به اوج درخشش و توجه کامل امرا و سلاطین زمانش و زمانی هم به بی مهری و کم
توجهی آنان مواجه میگردیده است که این نشیب و فرازهای تاریخی را اگر دقیق باشد
میتوان به دوره های مختلف ادبی تقسیم کرد.
نمونه شعر رودکی: بوی جوی مولیان آید همی یاد یار مهربان آید همی ریگ آمو با درشتی ها او زیر پا چون پرنیان آید همی آب جیحون با همه پهناوری خنگ ما را تا میان آید همی ای بخارا شاد باش و شاد زی شاه نزدت میهمان آید همی میر ماه است و بخارا آسمان ماه سوی آسمان آید همی میر سرو است و بخارا بوستان سرو سوی بوستان آید همی آفرین و مدح سود آید ترا گر به گنج اندر زیان آید همی
نمونه دیگر: زهی فزود جمال تو زیب و آرا را شکسته سنبل زلف تو مشک سارا را قسم بر آن دل آهن خورم که از سختی هزار طرح نهاده است سنگ خارا را که از تو هیچ مروت طمع نمیدارم که کس ندیده ز سنگین دلان مدارا را هزار بار خدا را شفیع می آرم ولی چه سود، چو تو نشنوی خدارا را چو رودکی به غلامی اگر قبول کنی به بنده گی نپسندد هزار دارا را ([)1 سیدمحمد خیرخواه |
مروری بر گذشته تاریخی مسائیل دینی ومذهبی وپند ونصیحتی برای پژوهشگران ونویسندگان امروز :
آیا راه های که سالهای سال طی طریق شده وعلما ء بزرگوار دینی در گذشته سالها متوالی از عمر وحیات خودرا صرف آنها کردند ضرورت به طی طریق مجددو تکراری دارد ؟ وآیا چنین روشی نوع بی حرمتی وقدر نشناسی به زحمات آنها حساب نمیگردد؟ من در تعجبم از کسانیکه اینقدر همه بمسائیل پیچیده ومغلق مذهبی می پیچند وتکرار مکررات میکنند در حالیکه پیش از آنها علماء زیادی در جهان اسلام آمدند ورفتند وسر این موضوعات ومسائیل بحث ها ی زیادی کردند حتی کتاب های عظیم وپرحجمی را هم نوشته کرده وبما گذاشتند که آنها را حالا ما ا گر بتوانیم مطالعه وتحقیق کنیم کاربسیار بزرگی را انجام دادیم البته یک سلسله موضوعات جنجال بر انگیز که باعث نفاق واختلاف در جهان اسلام در بین مسلمانان گردیده نیز شامل این موضوعات ومباحث میگردد بطور مثال بحث جای نشینی بعد از وفات پیامبر بزرگ اسلام بحث - صفات خداوندج - بحث معصومیت غیر انبیا ء - بحث تقدیر خیر وشر بحث جبر واختیار- بحث شفاعت واستمداد ازغیرخدا - وحتی در فروعات دینی بطور مثال در نماز دست ها بسته شود ویا رها گردد ؟ اگر بسته شود زیر ناف بسته شود ویا بالای سینه ؟ پاها مسح شود ویاشسته شود ؟بعد از وفات پیامبر اسلام بحث جانشینی بعد از پیامبر که عمدتا دو مذهب اهل سنت وتشیع در این مورد باهم اختلافات دارند و کتاب ها واثاری پر از این حرف ها ومسائیل نوشته شده که در هر دو طرف موجود است وتا حالا دیده نشده که هیچ شیعه سنی شده ویا سنی هم شیعه شده باشد وهر دو مذهب به راه خود روان اند ویا مبا حثات در داخل خود مذاهب بحث سنت وبدعت وهر چیز نوی را بدعت پنداشتن - وطرف مقابل را مبتدع در دین تصور کردن وبعضا قدم را از آن فراتر گذاشتنه وروش تکفیری را پیشه گرفتن ویا اینکه احکام ودساتیر دینی را غیر قابل تطبیق در جامعه امروزی دانسته ومذاهب اسلامی رابه فرسودگی واز رده خارج تصور کردن وسائیر موضوعات ومسائیل دیگر که همه اینها در حالی در جوامع اسلامی مطرح میگردد که جهان اسلام از سواد کافی روز هم بر خوردار نبوده واز کاروان علم وترقی عقب مانده و بخصوص کشور ما که متا سفانه هنوز مردم این کشور هفتاد درصد از نعمت اولی سواد محروم اند ودر راه کسب علم ودانش روز همه ما میلنگیم سیم کشی - عادی بر ق وچوکات بندی یک خانه وحویلی را هنوز نمیدانیم ؟ وبا فرمول های عادی مسائیل علوم طبعی همه بیگانه ایم در این صورت بازهم کوشش مینمایم تا بیشتر جوانان ونو جوانان خود را در مسائیل پیچیده و مغلق مذهبی مصروف سازیم ؟ البته هیچ شکی وجود ندارد که ما به دانستن مسائیل مذهبی خود ضرورت داریم اما اینکه همه ما دانشمند ومتخصص علوم دینی ومذهبی گردیم وهیچ کسی را عالم وآگاه در مسائیل دیگر زندگی خود نداشته باشیم هم مایه تعجب وخجا لت است ؟طوریکه همه ما در مسائیل مذهبی علاقه زیادی داریم که در جایش قابل ستایش وتمجید است در کنار آن اگر بمسائیل دیگر زندگی خود نیز توجه داشته باشیم وفرزندان خود را در فراگیری علوم روز ماننده صنعت طبابت تخنیک ریاضی حرفه ومسلک نیز وادار سازیم تا بیشتر در این عرصه بیاموزند وجامعه خود را در راه پیشرفت وترقی روز کمک کنند واختلافات مذهبی ودید گاها وبرداشت ها ی متفاوت از متون دینی ما را از اصل هدف زندگی دور نگه ندارد کار شایسته وسزاوار تحسین را انجام داده ایم وگرنه غرق در مسائیل اختلافی مذهبی گردیم وبر اختلاف مذاهب اصرار داشته باشیم وهر کسی بر داشت خاص خود را از مسائیل مذهبی داشته باشیم یکی خود را روشن فکر دینی ودیگری خود را صاحب اندیشه های ناب اسلامی سنتی فکر کنیم چنین روش ورویه ای نه بحال خود ما ونه بحال جامعه ومردم ما غیر از اختلافات بیشتر دیگر کدام ثمره وسودودست آوردی بهمراه نخواهد داشت ُ والسلاماخلاق محمدی ( ص)چیست ؟ بیامبر اسلام ص همیشه بیروانش را به حسن سلوک ورفتار نیک وخلق بسندیده واخلاق حمیده - محبت ومهر ورزی نه تنها با انسانها توصیه وسفارش میکرد ند بلکه سفارش به رعایت حال همه جانداران نیز مینمودند در حدیث گهر باری آن حضرت بیروانش را چنین سفارش میکردند : با آنانیکه در روی زمین زندگی میکنند محبت ومهربانی داشته باشید تا سبب رحمت -رافت وعطوفت ذات قرار گیرید که در آسمانها وزمین هردو مسلط است (ارحموا من فی الارض یرحمکم من فی السماء ) بیامبر بزرگ اسلام ص بیروان خود را نه تنها با انسانهای که هم کیش وهم عقیده ایشان نبوده ونیستند به مدارا وحسن سلوک ورفتار نیکو وبسندیده توصیه وسفارش مینمودند بلکه آنان را با همه موجودات عالم که مخلوق خالق یکتا وتوانا هستند توصیه به محبت ومهر ورزی میکردند چه انسان در حقیقت تنها عبارت از مشتی گوشت وخون واستخوان نیست وتنها موجود که بخورد وبیاشامد ورفع مساپیل جنسی کند نبوده بلکه جوهره اصلی وحقیقت ذاتی انسان آن گوهر است که در درون انسان نهفته بوده وآن عبارت از جوهره انسانی اوست که بوسیله آن احساس ویاد خدا میکند - مهر میورزد - متا ثر میشود با انسانها ی همنوع خود طرح دوستی میریزد وبا آنها همنواپی میکند باغم ودرد ایشان خود را شریک وسهیم میداند باشادی ایشان شاد وبااندوه شان اندوهگین میگردد انسان باهمین ارتباطات معنوی خود میتواند با مبداء آفرینش وهستی یعنی خالق خویش ارتباط برقرار کند وداپیما بیاد او باشد وگر نه انسانیکه نه با خدا ونه با مردم وجامعه خود رابطه معنوی نداشته باشد چطور میتوانیم بگوییم که او واقعا بطور حقیقی زنده وفعال است ؟