به پیشوازروزه ماه مبارک رمضان

 

قرآن کریم در سورة بقره آیه 182 چنین فرموده(  یا ایها الذین امنوا کتب علیکم الصیام کما کتب علی الذین من قبلکم ) ای مؤمنان بر شما فرض گردیده روزه مثلیکه فرض گردیده بود بر امت های پیش از شما تا اینکه پرهیزگار وباتقوی شوید)   

چیزیکه ازحکمت وفلسفه عبادات مفروضه در اسلام  بطور کلی دانسته می شود این است که در انجام هر یک از عبادات مفروضه اسلامی

حکمت و فلسفه ظریف و جداگانه نهفته است که با  انجام آن عبادت انسان مؤمن  میتواند طهارت، نظافت، صفا و صمیمیت، اخلاص و اخوت، صبر و شکیبایی، تحمل و بردباری و دیگر ارزشهای معنوی انسانی را بدست آورد و از این راه بتواند خود را از لجنزار مادیت وگرفتاری های دنیوی بطور مقطعی هم اگر شده برای مدت زمانی رهانیده و به پیرایش وتهذیب اخلاقی و روحی خویش بپردازد تا بدینوسیله بتواند احتیاجات معنوی انسانی ودرونی خویش را مرتفع ساخته، روح ومعنویات عالی انسانی را در خود تنزیه وتزکیه وپالایش دهد.   

بطور مثال روزه ماه مبارک رمضان خود یکی از همین عبادات اسلامی بوده که شخص روزه دار میتواند از طریق امساک روزه به تغذیة  معنوی وتزکیه نفس وتقویه اراده انسانی در خود پرداخته، آماده مجاهدت های بیشتری در عرصه های مختلف زندگی خویش گردد. 

یقیناً شخص مؤمن روزه دار باصیام روزه ماه مبارک رمضان میتواند در پهلوی کسب فیوضات فراوان دیگر حکمت وفلسفه روزه را نیز درک نموده، به ابعاد گوناگون آن پی  ببرد واز صحت جسمانی که در پی امساک روزه ماه رمضان برای انسان روزه دار حاصل میگردد (صوموا تصحوا) گرفته تا به فلسفه اجتماعی واخلاقی روزه که شخص (صائم) و روزه دار با گرفتن و امساک روزه در طول مدت یکماه متوالی وپیهم میتواند حاصل نماید نیز پی ببرد طوریکه انسان روزه دار وصائیم از این طریق میتواند

 از وضعیت اجتماعی و طرز زندگی انسانهای ضعیف و ناتوان که توانایی تأمین زندگی خویش و خانوادة خود را ندارند و اجباراً گرسنه زندگی کرده و گرسنه میخوابند وبسا اوقات نمیتوانند شکم خویش و فرزندان خود را سیر کرده و زندگی خویش را تأمین نمایند و اکثر اوقات شکم خودشان و اولادهای ایشان گرسنه است باخبر ومطلع میگردد .که این خود بزرگترین درس زندگی اجتماعی برای انسان بخصوص برای ثروتمندان بی درد که درد گرسنگی و فقر را نمیتوانند درک نموده و بدانند که فقراء چه حالتی دارند ؟ به حساب می آید. و از طریق امساک روزه و تجربه نمودن گرسنگی میتوانند چنین درس را یاد گرفته و درک نمایند که گرسنگی و فقر چه لذتی دارد و فقر یعنی چه؟ و بدینصورت روزه داران واقعی میتوانند بدانند که فقراء و مساکین و مستمندان در چه حالتی زندگی میکنند و چطور درد گرسنگی را تحمل مینمایند و بطور فیزیکی وحسی میتوانند درک نمایند که گرسنگی چه طعم تلخی دارد؟ و از حال زار مستمندان و بینوایان خبردار گردند و به درد ایشان آشنائی پیدا کنند.

روزه در واقع عملاً مقدمة بر جهاد و مبارزه و یک نوع نبرد با نفس و خواهشات آن بحساب میرود و شخص روزه دار با تمرین آن به نفس خود میفهماند که در مقابل مشقات و گرسنگی ها باید مقاومت واستواری را بیاموزد و حوصله و تحمل، شکیبایی و امانت داری را فراگیرد. روزه همچنین به انسان ارادة قوی انسانی را آموخته و تعلیم میدهد . طوریکه او

در حالیکه توانایی دارد و میتواند بخورد وبیاشامد بدون اینکه کدام اجبار و مانع ظاهری برای جلوگیری از غذا خوردن ونوشیدنش وجود داشته باشد و کسی و یا چیزی مانع از خوردن و یا آشامیدنش گردد او هرگز نمیخورد و نمی آشامد. اگر در گوشة خلوت و یا به کدام دشت و بیابان دور افتاده هم بوده باشد و به غیر از خدای بزرگ احدی در آنجا و در آن حالت خلوت حضوری نداشته باشد، باز هم با همة توانایی هایش مبنی بر اینکه بخورد و بیاشامد و یا مجامعت کرده روزة خود را نقض نماید،او تنها بواسطة اطاعت و امتثال اوامر و دساتیر خداوندی این کار را نمیکند و به امساک روزة خویش همچنان ادامه داده و آنرا نقض نمینماید. و امر و دستور خدای بزرگ خویش را اطاعت کرده و از آن سرباز نمیزند، که این خود برای انسان مؤمن درس عظیم دیگری است که با مشق و تمرین روزه میتواند آنرا بیاموزد و اگر احیاناً کدام روزی در سنگر جهاد و مبارزه با دشمن واقعی هم قرار گیرد استقامت و پایداری کرده، سنگر را برای دشمن رها نمیکند و با همه زحمات و سختی های جنگ، از خود ایثار و پایداری نشان می دهد. 

حکمت و درس دیگری که از تمرین و مشق روزه برای انسان روزه دار حاصل میگردد خودسازی و حصول اعتماد به نفس انسانی و امانت داری برای روزه داران واقعی است، که روزه برای آنها می آموزاند تا در هیچ حالتی از احوال و تحت هیچ شرایط به حقوق و اموال دیگران ولو ناظر و محافظی هم در بالای اموال آنها حضور نداشته باشد تعرض و تجاوز ننمایند. و به هیچ صورتی و در هیچ زمان و شرائطی این حق را به خود نداده تا به حقوق و اموال و نوامیس دیگران دست درازی و تعرض کنند. چه حقوق، اموال، حیثیت و آبروی دیگران را باید ماننده حیثیت و آبروی خود دانسته و از تعرض و تجاوز مصون و محفوظ بدانند. زیرا روزه داران واقعی اعتقاد دارند که روزه به معنی واقعی اش شامل امساک تمام اعضاء و جوارح ظاهری و باطنی انسان گردیده، دست، دهان، پای، چشم، گوش، زبان، قلب و همة وجود انسان مؤمن باید روزه دار باشد. دهان و زبان او به جز از کلمة حق و سخن خیر چیز دیگری نگوید، از دست و زبانش کسی آزار و اذیت نشود، پایش بسوی حرام و ناحق کشیده نگردد، چشم و گوش آن فقط حق ببیند و حق بشنود. قلبش به ذکر خدا مشغول بوده از شرک، نفاق، بغض، کینه، عداوت، ریاء و خودنمایی پاک و تهی باشد.

اینجا است که مصداق واقعی حدیث پیامبر اسلام (ص) که میفرمایند:( من صام رمضان ایمانا واحتسابا غفر له ما تقدم من ذنبه) کسی که روزة ماه مبارک رمضان را از روی ایمانداری، تقوی و پرهیزگاری روزه بگیرد گناهان گذشته اش آمرزیده وعفو خواهد شد). (*) صدق پیدامیکند.

 روزه یقیناً عبادتی است ماننده سایر عبادات اسلامی که صاحبش را مزین به لباس تقوا و پرهیزگاری میگرداند و از ارتکاب اعمال نا شایست و ناپسند بواسطة امساک روزه مانع میگردد و به مصداق حدیث پیامبر اسلام «ص» اجر و ثواب روزه دار واقعی فقط خاص از جانب ذات پاک خداوند داده می شود . چنانچه در حدیث قدسی نسبت روزه را خداوند به ذات پاک خود داده و چنین فرموده است: الصوم لی وانا اجزی به (هر عمل صالح اولاد آدم مربوط بخودش بوده غیر از روزه که آن ازآن من است و من پاداش و مزد آن را میدهم و روزه به منزلة سپری است مرصائم را هر وقتی که یکی از شمایان روزه داشته باشد پس نباید داد فریاد و سروصدا و غوغا برپا کند و اگر او را کسی دشنام دهد و یا با وی جنگ کند باید شخص روزه دار در جوابش بگوید که من روزه دارم. قسم به ذاتی که جان محمد«ص» به ید قدت بلاکیف او است، بوی دهان روزه دار در نزد خداوند از بوی مشک خوشبوتر است. روزه داران را دو فرحت و خوشحالی باشد، یکی در وقت افطار و دیگر در وقت ملاقات پروردگار.)(*)   

 

با عرض احترام سیدمحمد خیرخواه   

.         

    منابع:                                              

·         قرآن کریم سورة بقره آیه 182

·         حدیث شریف به روایت بخاری و مسلم. متفق علیه

·         حدیث شریف . متفق علیه

 

 

 

 

           (ضرورت همکاری بیشتر افغانستان و تاجیکستان)


 ارزش همکاری های منطقه ای در جهان امروزی از نظر هیج صاحب نظری  پوشیده نیست و برای افغانستان نیز این همکاری ها از اهمیت خاصی برخودار است.

کشور های که در یک حوزه جغرافیایی موقعیت دارند با احترام به حاکمیت های ملی و تمامیت ارضی یکدیگر میتوانند در عرصه های مختلف اقتصادی باهم همکاری نموده و برای زندگی مردم خویش خدماتی خوبی را ارائه نمایند.افغانستان با موقعیت جغرافیائی که دارد در طرف شمال بطول بیش از یک هزار و سه صد کیلومتر مربع با جمهوری تاجیکستان بخصوص در قسمت ولایت بدخشان هم مرز است و ولسوالی های زیادی از این ولایت در کنار آمو دریا موقعیت دارند که مردم این مناطق برای زندگی روزانه خود به دادستد به طرف تاجیکستان و بر عکس مردم بدخشان تاجیکستان بجانب افغانستان ضرورت دارند بخصوص در ایام زمستان که این مناطق بیشترشبیه یک (زندان طبعئ) که در یک طرف کوهای صعب العبور قرار گرفته و در جانب دیگر دریای آمو مشکلات این مناطق بیشتر میگردد البته منطقه بدخشان کوهستانی تاجیکستان باداشتن راهای اسفالت بامرکز تاجیکستان میتواند در زمنیه همکاری دو جانبه نقش بیشتر و موفق تری را ایفاء کند که این خود میتواند کمک بزرگی برای آینده منطقه کوهستانی بدخشان تاجیکستان نیز بوده باشد زیرا تاجیکستان اگر بتواند سرک ها و راه های کولاب، خاورغ، قره قروم را فعال ساخته و گذرگاه بین المللی سرحدی را در منطقه کوتل (کلمه) احداث و پل های را برفراز آمو دریا ساخته و گذرگاه های سرحدی را فی مابین افغانستان و تاجیکستان فعال سازد میتواند ولایت خود مختار بدخشان کوهی تاجیکستان را از محاصره جغرافیائی طبعی و تجرید مواصلاتی نجات کاملی دهد و این کمک بسیار بزرگی برای تاجیکستان خواهد بود.

            گرچه در شرایط موجود ولایت خود مختار کوهستانی بدخشان تاجیکستان تا حد نسبت به بدخشان افغانستان به اطلاعات و مواصلات بین المللی دسترسی بیشتری دارد. در شهر خاروغ چند مرکز انترنتی و تلفن بین المللی فعال است و حکومت تاجیکستان کوشش می نماید تا همکاری های بیشتری بین ولایت خود مختار کوهستان بدخشان و ولایت آش جمهوری قیرغزستان و ولایت تاشغر و اویغور جمهوری مردم چین و ولایت بدخشان افغانستان رونق گیرد که این همکاری ها بنفع همه می باشد ناگفته نباید گذاشت که بدخشان تاجیکستان 45 در صد از کل خاک تاجیکستان را احتوا میکند که دارای هفت ولسوالی و یک مرکز شهر بنام (خاورغ) بوده و نفوس این ولایت 220 هزار نفر است .که مسؤلین محلی بدخشان تاجیکستان همکاری های منطقه ای را در آینده منطقه بسیار سودمند و مفید ارزیابی میکنند و مسئولین بدخشان کوهستانی تاجیکستان علاقمندی زیادی دارد که تجارت در منطقه سرحدی میان دو کشور فعالتر گردد و به تجار محلی منطقه امکانات ان میسر گردد تا آنها فعالانه در تجارت منطقه ای شرکت ورزند و از این طریق بتوانند به بازارهای کشورهای منطقه آزادانه بمعاملات صادراتی و وارداتی دسترسی پیدا کنند و ولایت بدخشان افغانستان و ولایات همجوار دیگر از جمله ولایت کندوز و تخار دراین نوع تجارت با بدخشان کوهی تاجیکستان شریک شوندو.بگفته مسئولین بدخشان کوهی تاجیکستان. تجار و صاحب کاران ولایت آش جمهوری قیرغزستان و جمهوری مردم چین به ذخایر مواد خام ولایت خود مختار کوهستان بدخشان تاجیکستان و بدخشان افغانستان علاقمندی دارند که درحال حاضر متأسفانه بعضی از این ذخایر و مواد خام هنوز پرسس نگردیده نابود میگردند. بطور مثال مواد پوستی، پشم، میوه جات، چارمغز، عسل، نباتات دوائی، مواد خام دیگر  ، سنگ های قیمتی و غیره که هنوز درست مورد استفاده قرار نمیگیرند. البته با علاقمندی که جانب چین دارد و باداشتن  تخنیک عصری میتواند در این زمینه همکاری خوبی نموده وبا احداث کارخانه های مشترک در منطقه تولیدات خوب وزیادتری را راه اندازی کند. و از قرائن چنین معلوم می شود که از گذشته ها دور هم رابطه اقتصادی چندان خوبی بین بدخشان تاجیکستان و بدخشان افغانستان و جود نداشته و یکی از عواملی رشد کم اقتصادی این منطقه خود همین بوده میتواند.و دلیل آن هم طوریکه اشاره کردیم صعب العبور بودن نواحی کوهستانی و عدم وجود راهای مواصلاتی در منطقه و دوری این مناطق از مراکز شهرها و مراکز کشور بوده که توجه به رشد حیات اقتصادی و فعال گردانیدن خود مردم منطقه در تجارت سرحدی بین همدیگر تا حد زیادی میتواند اثرات مثبت خود را داشته باشد و در حال حاضر طوریکه دیده می شود کم کم مناسبات بازار اقتصادی در منطقه رونق پیدا میکند و بتدریج رایج میگردد، و تجارت خصوصی نقش خود را کم کم میخواهد پیدا کندکه تاجیکستان درتجارت سرحدی با افغانستان میتواند مواد غذائ اموال کثیرالمصرف ومواد ساختمانی را که مردم افغانستان به انها ضرورت دارند بفروش برساند و ولسوالی های هم سرحد افغانستان با تاجیکستان به چنین اموال اشد ضرورت دارند. زیرا این مناطق دارای راه های مواصلاتی موتررو نبوده حتی پیشنهاد خود مردم منطقه هم این است که اگر تاجیکستان اجازه دهد آنها بتوانند از راه های داخل خاک تاجیکستان استفاده کنند. چنانچه مؤسسات بین المللی مانند فوند آقاخان، فوکس پروگرام غذائی ملل متحد w.f.p اکثراً کمک های خود را از طریق خاک تاجیکستان (بدخشان کوهی) بمنطقه میرسانند تا در بین مردم توزیع نمایند که در این ارتباط فوند آقاخان پیشنهاد ساختن چند پایه پل ماشین رو را در بالای دریای آمو (پنچ) داشته که تا حالا دو سه پایه، پل یکی در نواحی شهر خاروغ که برابر با ولسوالی شغنان بدخشان افغانستان است و دیگری در منطقه (روزوی) ناحیه درواز  ودیگری درمتطقه اشکاشم  ساخته شده که عملاً مورد استفاده اهالی قرار دارد. ناگفته نماند که ولایت بدخشان افغانستان یکی از ولایات است که وسعت خاک آن نسبت به ولایات دیگر افغانستان بیشتر بوده در سمت شمال با تاجیکستان و شمال شرق گوشه با جمهوری مردم چین و در قسمت جنوب با پاکستان هم مرز است. این ولایت در حدود دو الی دونیم میلیون نفر نفوس داشته مرکز ولایت بدخشان افغانستان شهر فیض آباد بوده که دارای 200 هزار نفر نفوس است. این ولایت از نطر تشکیلات اداری دارای 27 واحد اداری (ولسوالی) بوده که هفت ولسوالی آن در امتداد دریای آمو هم سرحد با ولایت خود مختار بدخشان کوهی تاجیکستان موقعیت داشته که این ولسوالی ها تقریباً دارای 220 هزار نفوس است.

اساس اقتصاد این منطقه را محصولات زراعتی تشکیل دا ده که عرصه های دیگر اقتصادی هنوز رشد چندان نکرده است. حتی درولسوالی ها و ولایت بدخشان افغانستان به استثناء دیزل جنراتورهای برقی دیگر کدام مرکز تولیدی انرژی برقی هنوز وجود ندارد که بنیاد اقا خان( پامیر انرژی) میخواهد درمناطق سرحدی یک نیرو گاه کوچکی که ظرفیت تولید ده میگاوات برق را داشته باشد راه اندازی کند. ودر این منطقه راه های مواصلاتی موتررو خاکی آن بسیار صعب العبور بوده که مرکز ولایت بدخشان افغانستان (فیض آباد)با ولسوالی های مرز تاجیکستان و ولایت مختار کوهستان بدخشان تاجیکستان تنها از دو راه یکی از راه اشکاشم که 170 کیلومتر از مرکز ولایت فاصله دارد و دیگری راه ولسوالی شغنان که 150 کیلومتر از مرکز ولایت فاصله دارد وصل میگردد. که این راه اخیر با داشتن کوتل صعب العبور کوهی (شیوه) فقط تنها در ماهای اخیر بهار و تابستان باز است که از آن امکان استفاده وجود دارد و در طول زمستان و اوائل بهار راه آن مسدود است. راه اصلی ولایت بدخشان افغانستان الی مرکز کشور (کابل) حالاتکمیل گردیده است سیستم ارتباطی هنوز در این ولایت با ولسوالی های آن بسیار ضعیف بوده ولسوالی های هم مرز تاجیکستان فقط از طریق بی سیم میتوانند با مرکز ولایت ارتباط تأمین کنند. محصولات عمدة آن غله جات، میوه جات، و چهار مغز بوده که این مواد کفایت احتیاجات مردم خود منطقه را نمیکند. نقطه مثبت که در این ولایت وجود دارد ظرفیت رشد مالداری و تربیه حیوانات است که اگر در این زمینه سرمایه گذاری شود شاید نتایج مثبت و خوبی داشته باشد. ولی در شرایط موجود محصولات حیوانی ان نیز بقدر کفایت اهالی بیشتر نبوده و در صورتیکه محصولات زراعتی و مالداری از قدر کفایت مردم بیشتر هم تولید شود مشکل بازاریابی و صادرات آن مشکل دیگری خواهد بود. چنانچه که گفته می شود مقدار کافی چهار مغز، زیره کوهی، میوه خشک و گیاهان دو ائی در این ولایت تولید گردیده که بازار فروش آن هنوز مشخص نیست و بواسطه مشکلات را ه ها اجناس که ازبیرون برای فروش در مرکز و ولسوالی های بدخشان افغانستان وارد می شود نسبت به دیگر جاها دو برابر گرانتر است.نواحی مرزی ولایت مختار کوهستان بدخشان تاجیکستان با افغانستان عبارت از شش ناحیه است که عبارت از مرغاب، اشکاشم، شغنان روشان، و نج، درواز، و خاروغ با بیش از 180 هزار نفر نفوس که پنجاه در صد اهالی در قراء وقصبات زندگی می کنند. فرق این مناطق با جانب افغانستان این است که در این نو احی سیستم مواصلاتی بهتر بوده و راهای موتررو در این مناطق وجود داشته که اکثراً قیرریزی شده و مردم از نور برق نیز تاحدی میتوانند استفاده کنند واز خدمات طبی تاحدی برخوردارا ند این مناطق با نواحی همجوار داخلی و ولایت آش قیرغزستان و ناحیه محتار سسنزین و اویغور جمهوری مردم چین راه زمینی موتررو دارد و مردمان این مناطق علاقمندی زیادی به تامین روابط اقتصادی و تجارتی با جانب افغانستان نیز دارند البته اموال و اجناسیکه میتواند بیشتر مورد تبادله بین نواحی همجوار دراین منطقه قرار گیرد عبارت از مواد غذائی، میوه جات تازه و خشک، گوشت و مواشی، روغن پشم و پوست، جای، جواهرات، محصولات نفتی، محصولات زرگری و آرایشی و اموال وارداتی که از ایران و پاکستان به افغانستان وارد میگردد بوده.که از طریق مرکز ولایت بدخشان افغانستان به ولسوالی های مرزی رسیده و از آن طریق به نواحی سرحدی تاجیکستان میتواند بفروش برسد.

افزایش تنش بیشتر  میان کشور ها :

  بعداز فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی وتبدیل جهان بنظام تک قطبی امید بسیا ری وجود داشت که ممکن جهان به تنش زدائی برسد اما قرائن نشان میدهد که چنین چیزی علاوه بر اینکه صورت نگرفت بلکه بر عکس جهان بطرف تنش و تشنج بیشتری به پیش رفت ومیرود چنانچه دراواخرقرن بیستم باختم جنگ سرد ونابودی اتحاد جماهیر شوروی سابق از صفحه روزگار تصویرمثبتی در ذهنیت ها درجهان ایجاد گردیده بود که ممکن زمینه تنش ومنازعه میان کشورها باالاخره ازبین برود ویا اقلا کمتر گردد ولی روند تحولات جهانی ومنطقه ای بر عکس نشان میدهد که بیانگر این حقیقت است : که هنوز تاختم تنش ومنازعه میان کشورها فاصله زیادی وجود دارد وحتی جریان تحولات جدید درعرصه سیاسی جهانی نمایانگرآن است که تنش ها ورقابت های جدیدی درحال آمادگی و شکل گیری است. چنانچه تعدادی ازکشورهای درحال صنعتی شدن درقاره آسیا ماننده هنگ کنگ تایوان کره جنوبی سنگاپور زیر نام( ببرهای آبی) وظهورجمهوری خلق چین باسرعت تمام درعرصه رشد وتوسعه اقتصادی ووضعیت موجودیکه امروز درخاورمیانه جریان دارد وعوامل بازدارنده دیگر همه سبب میگردد که نتوان ازتنش ورقابت میان کشورها بطور کامل مطمئن بود و حتی عده ازناظران وتحلیل گران بر این باور اندکه جنگ سرد جدیدی درجهان درحال ظهوراست این بار نه دراروپا بلکه درقلب آسیا که یک طرف آن را جاپان کره جنوبی بهمکاری نزدیک ا یالات متحده امریکا وجانب دیگر رادوقدرت اتمی دیگر جهان یعنی چین وکوریای شمالی تشکیل میدهند واوضاع در خاور میانه واروپای شرقی چون مصر سوریه عراق فلستین یمن  واکراین از آن هم پیچیده تراست  واوضاع منطقه ما نیز قابل تشویش است که به آسانی نمیتوان ازحالا آینده درست راپیشبینی کرد.و امید واربود که به زودی وآسانی  تنش میان   کشورهای جهان از میان رفته ویا کاهش جدی پیدا میکند 

 

       بسم الله الرحمن الر حیم

 زبان و سیله  همگرا ئی فرهنگی :

خدواند(ج) همه انسانها را از یک گوهر آفریده رنگ و بو، سیاه و سفید، جنسیت مرد و زن نمیتواند سبب برتری بین آنها گردد(1).

همزمان با این آفرینش خداوند(ج) وسیله ارتباط انسان را نیز برایش میسر ساخته تا از طریق آن انسان بتواند با خود، خدا، ماحول جامعه و همنوعانش ارتباط برقرار کرده و احساسات درونی خویش را به بیرون بروز دهد. که این وسیله ارتباط در حقیقت زبان گویای انسان (نطق) بمفهموم منطقی آن است. که باالوسیله آن انسان میتواند خودش را شناخته، شکرگذار حق بوده بر معلوماتش افزوده و به هنرهای های ادبی و تخیلی مختلف دسترسی پیدا کند. وباجهانیان ارتباط لازم برقرار  نماید. طوریکه میدانید

زبان در اصل وسیله افهام و تفهیم بین ابنای بشر بوده به ذات خود نمیتواند سبب برتری زبانی بر زبان دیگر و یا قومی بر قوم دیگر و یا ملتی بر ملت دیگری گردد. چه هر ملت و قومی میتواند از خود زبان خاص خودش را داشته که آن زبان از نظر توانائی ادبی، سابقة تاریخی، وضعیت اقتصادی، کار و فعالیت پژوهشی و فکری وفرهنگی با سائیر زبانها متفاوت بوده باشد ممکن هر زبان نسبت به زبان دیگری دارای قوت ها و ضعف های خاص خود باشد که این ضعف و قوت ها سبب برتری ذاتی زبان نمیگردد. چه بسا ممکن شرایط و امکانات که برای یک زبان مهیا گردیده برای زبان دیگری اگر مهیا میگردید سبب رشد و شکوفائی بهتر آن نمی شد. که اگر از این دید و منظر به زبان نگریسته شود شاید از بسا پرابلم ها و مشکلات که دامنگیر ما میتواند گردد بتوان جلوگیری نمود.

در کشور (کثیرالقوم) مثل افغانستان که اقوام مختلفی در آن زندگی دارند و هر قوم از خود زبان خاص خود را داشته و احتمال میرود با ایجاد یک انگیزه منفی سبب بروز اختلافات بزرگتری گردد از این جهت بخوبی میتوان درک کرد. که قانون اساسی این کشور در مورد زبان چقدر رعایت این نکته را نموده و از همة زبانهای رائج در کشور بطور علنی حمایت کرده که در جایش باید به آن پرداخته شود.(1)

در اینجا به این نکته بسنده میکنیم. ملتیکه دارای علائق گوناگون، اعتقادی، فرهنگی، خویشاوندی، تاریخی و سرنوشتی با یکدیگر  بوده وهست فرق و اختلاف زبانی به آسانی نمیتواند باعث جدائی و کشمکش بین آنها گردد. چه باید باور داشت که هیچ زبان بذات خود مقدس نبوده بلکه زبان تنها وسیله ارتباط بین انسانها بوده که شاید بعضی از زبان ها بواسطه شرائط و امکانات موجود از رشد و بالندگی بیشتری و بعضی دیگر بواسطه عدم وجود چنین شرائط مناسبی از رشد و توانائی کمتر برخوردار باشند که این دلیل بر برتری ذاتی زبان نمیگردد چه همه ما از یک گوهر آفریده شدیم و بگفته مولانا اقبال که چه زیبا گفته است: (2)

(تمیز رنگ و بو بر ما حرام است                   که ما پرورده یک نوبهاریم)

چنانچه اگر همه اقوام موجود در افغانستان را شبیه گل بوته های جداگانه یک باغ و بوستان تصور کنیم که هر کدام شان میتواند بوی و رنگ خاص خود را داشته باشد ولی مجموع شان گلستانی را بنام افغانستان تشکیل میدهند تصور غلطی نخواهد بود .

منازعات (بین المللی) ویا منازعات اجتماع در مقا بل اجتماع

   (Macro conflict)

             این منازعات بیشتر میان دولت ها و کشورها بوقوع می پیوندد وبشکل منازعات بین المللی عرض وجود میکند که هر کدام از چنین منازعاتی میتواند ازخود عوامل وانگیزهای خاصی داشته باشد که وقوع  چنین منازعاتی از گذشته های دور تا امروزمیان کشورها ودولت ها موجود بوده بخصوص بعد از شکل گیری دولت ها ومرز بندی میان آنها چنین منازعات بیشتر به اشکال گوناگونی درعرصه بین المللی بروز کرده وبشکل جنگ میان دو دولت ویا چند دولت خود را نمایان ساخته است.

 که نمونه بارز آن وقوع دوجنگ جهانی اول ودوم را طور نمونه میتوان در اینجا یاد آوری کردکه باعث کشتار میلیون ها انسان وخسارات هنگفتی برای طرف های جنگ گردیده.زیرا در گذشته ها دولت ها معمولا جهت دست یابی به حل وفصل منازعات میا ن یگدیگر بجای گفتگو ومذاکره بیشتر بجنگ توسل میجستند وهر طرف که قویتر وزور مندتربودی برنده جنگ نیزهمان طرف بحساب می آمد که بتدریج ومرورزمان این راه حل کمرنگ گردیده ودولت ها کوشش بخرج دادند تا راه حل مناسب دیگری را جایگزین جنگ گردانند تا از طریق مسالمت آمیز به حل وفصل منازعات میان خویش برسند که بدین منظور موئسسات جهانی جهت حل وفصل  ( منازعات بین المللی) عرض اندام کرده.

           ماننده کنوانسیون های بین المللی میثاق جامعه ملل دیوان عدالت بین المللی سازمان ملل متحد شورای امنیت وغیره که دراینجا قابل یادآوری است تا بگویم قبل از وقوع جنگ جهانی اول ودوم مقدمات جنگ میان کشورها بخصوص کشورهای اروپائی از قبل فراهم شده بوده است بی اعتمادی وسوء ظن میان کشورها به اوج خود رسیده بوده که باآغاز قرن بیستم این بدگمانی ها وسوءظن ها سبب دسته بندی های بیشتری میان دولت ها ذیدخل در جنگ گردیده است تاجائیکه همه کشورها بنحوی منتظر جرقه جنگ از قبل بودند که این جرقه جنگ با کشته شدن ولی عهد اتریش بنام فرانتس فردیناند آماده شد که سرانجام درسال 1914 جنگ جهانی اول آغاز وتا سال 1918 ادامه پیدا کرد که عوامل جنگ را مفسرین سیاسی بیشتر بررقابت اتریش وروسیه برسر کشور های بالکان اختلاف فرانسه وآلمان ورقابت اقتصادی ودریائی میان آلمان وانگلیس را از جمله عوامل جنگ برشمرده اند.

گرچه در ابتدا جنگ بیشتر میان کشورهای اروپائی تمرکز داشته ولی بعد ها سبب ظهور دو قدرت جهانی دیگر یعنی ایالات متحد امریکا وجاپان نیز در این عرصه گردیده است طوریکه میدانید بتعقیب جنگ جهانی اول جنگ جهانی دوم درسال 1939 مجدد آغاز میگردد وتا سال 1945 ادامه پیدا میکند.  که دلائیل آغاز جنگ جهانی دوم را بیشترمفسرین بحران اقتصادی ودرخواست غرامت جنگی یکصد میلیارد دالری ازآلمان باا لوسیله متفقین پس ازجنگ( جهانی اول) و محدودیت نیروی ارتش ووسائیل نظامی برای آلمان تاسطح یکصد هزار نفر ونیاز جاپان بمواد اولیه وغیره  را علت وعامل اصلی جنگ جهانی دوم تذکر داده اند در اینجا لازم است تا بدانیم که تنها درجنگ جهانی دوم پنجاه الی شصت  میلیون نفر کشته شده وتقریبا چهار قاره جهان یعنی آسیا اروپا افریقا وامریکا درجنگ مشارکت مستقیم داشتند و این جنگ دقیقا در روز سوم سبتامبر سال 1939م با الوسیله کشور های انگلستان وفرانسه بر ضد آلمان آغاز گردیده وعلت آغاز جنگ حمله آلمان نازی به پولند بوده است .که البته زمینه شروع جنگ جهانی دوم برمیگردد به پی آمدهای جنگ جهانی اول که پیروزمندان جنگ جهانی اول یعنی متفقین(انگلستان ایالات متحده امریکا وفرانسه) باطرح قرار داد (وارسا)که قرارداد مذکور کشور آلمان را پارچه پارچه میساخته وآن را بکشورهای همسایه اش تقسیم میکرده وتعداد نفرات وتجهیزات ارتش آلمان را محدود میگردانید وآلمان را آغاز گر جنگ معرفی میکرد ارتباط مستقیم داشته است که میبایست آلمان برای متفقین میلیارد ها دالر غرامت جنگی می پرداخت که همه این عوامل سبب گردید تا آلمان را وادار سازد که برای پسگیری مناطق ازدست رفته خود جنگ را مجدد آغاز نماید ودر آغاز جنگ بتواند کشورهای هالند بلژیک  دانمارک ناروی را به آسانی شکست دهد.وسر زمین این کشور ها را اشغال وضمیمه ( رایش سوم )بسازد وبه تعقیب آن درظرف یک ماه بتواند ارتش فرانسه را نیز در جنگ شکست دهد .وتا این زمان جنگ مستقیمی میان آلمان وایالات متحده امریکا وجود نداشته است مگر ایالات متحده امریکا در پشت سر کشورهای انگلستان وفرانسه قرار داشته وآنهارا از نظر تجهیزات ونیرو کمک میکرده ولی بعد از حمله جاپان به

 بندر( پرل هارپور)امریکا این بار ایالات متحده امریکا کمک های خود را به آنها بیشتر کرده وآنها را مورد حمایت رسمی وکامل خود قرار داده و در این زمان بوده است.

که آدلف هیتلر با اتحاد جماهیر شوروی سابق نیز اعلان جنگ داده وبه سرعت شهرها وکشور های مربوط به اتحاد شوروی سابق را یکی پی دیگری تسخیر میکرده وارتش شوروی را در محاذات جنگ شکست میداده است تا جائیکه شهر مسکو را به محاصره خود درآو رده بوده که در این وقت است که طبیعت وسرما زمستان بکمک ارتش شوروی رسیده وهوا به اندازه سرد گردیده بود که درجه سردی هوا به پنجاه درجه زیر صفر میرسیده وبرای ارتش آلمان مشکلات زیادی را بوجود آورده بوده است. وبرای اولین بار بود که ارتش آلمان مجبور بعقب نشینی میگردید .وباز در همین زمان بوده است که جنگ استالینگرادکه مهمترین وسخترین جنگ درسطح جهان بحساب میرفته بوقوع پیوسته است وجنگ به اندازه شدید وسخت بوده که جنگ تن بتن وخانه بخانه تا مدتی میان طرفین ادامه داشته که با الاخره ارتش آلمان بمحاصره کامل کشیده میشود وامکان هیچ نوع کمکی از زمین وهوا برایش میسر نمیگردد که با الاخره مجبور بتسلیمی میگردد.وراه ارتش شوروی بسوی غرب واروپا وآلمان باز میگردد وورق جنگ برگشت میخورد وراه پیروزی برای متفقین مساعد میگردد تا اینکه در روز سیم  اپریل سال 1945م هیتلر می بیندکه هیچ نیروی جنگی برایش باقی نمانده اجبارا اقدام بخود کشی میکند وآلمان تسلیم متفقین میگردد وبدین صورت جنگ جها نی دوم در اروپا خاتمه پیدامیکند مگر در آسیا میان جاپان وامریکا چین وکوریا هنوزهم ادامه داشته که سر انجام با بمباردمان اتمی امریکا شهرهای ناکا زاکی وهیروشیمای جاپان جنگ در آن حوزه نیز درششم اگست 1945م باتسلیمی جاپان بعد از شش سال ادامه جنگ های خونین وکشته شدن میلیون ها انسان وخرابی آبادی ها وکشورهابپایان خود میرسد.

.که با ختم جنگ جهانی دوم سبب ظهور دو ابر قدرت یعنی ایالات متحده امریکا واتحاد جماهیرشوروی بعنوان دوقدرت برتر جهان درعرصه جهانی بوده ایم که با قطب بندی های جدیدی در عرصه جهانی بنام بلوک شرق وغرب واتکای کشور های دیگر به استثناء عده ای بیکی از از این دو قدرت وبرخورداری هر دو ابر قدرت از سلاح های هسته ای (اتمی ) وترس از بکار گیری آنها در مقابل یکدیگر جهان به دو قطب متضاد تقسیم میگردد ودر نهایت سبب ایجاد زمینه موسوم به( جنگ سرد) میان این دوقطب میگردد. ومدت زیادی جنگ سرد میان این دو قطب ادامه پیدا میکند.

 تا اینکه دراواخرقرن بیستم باختم جنگ سرد ونابودی اتحاد جماهیر شوروی سابق از صفحه روزگار تصویرمثبتی در ذهنیت ها درجهان ایجاد میگردد که ممکن زمینه تنش ومنازعه میان کشورها باالاخره ازبین برود ویا اقلا کمتر گردد ولی روند تحولات جهانی ومنطقه ای بر عکس نشان میدهد که بیانگر این است که هنوز تاختم تنش ومنازعه میان کشورها فاصله زیادی وجود دارد وحتی جریان تحولات جدید درعرصه سیاسی جهانی نمایانگرآن است که تنش ها ورقابت های جدیدی درحال آمادگی و شکل گیری است. چنانچه تعدادی ازکشورهای درحال صنعتی شدن درقاره آسیا ماننده هنگ کنگ تایوان کره جنوبی سنگاپور زیر نام( ببرهای آبی) وظهورجمهوری خلق چین باسرعت تمام درعرصه رشد وتوسعه اقتصادی ووضعیت موجودیکه درخاورمیانه جریان دارد وعوامل بازدارنده دیگر همه سبب میگردد که نتوان ازتنش ورقابت میان کشورها هنوزبطور کامل مطمئن بود و حتی عده ازناظران وتحلیل گران بر این باور اندکه جنگ سرد جدیدی درجهان درحال ظهوراست این بار نه دراروپا بلکه درقلب آسیا که یک طرف آن را جاپان کره جنوبی بهمکاری نزدیک ا یالات متحده امریکا وجانب دیگر رادوقدرت اتمی دیگر جهان یعنی چین وکوریای شمالی تشکیل میدهند واوضاع در خاور میانه از آن هم پیچیده تراست که به آسانی نمیتوان ازحالا آینده را درست پیشبینی کرد.و امید واربود که به زودی وآسانی تنش میان کشورهای جهان از میان رفته ویا کاهش جدی پیدا خواهد کرد.