پیر مرد دور افتاده)

پیر مردی بود در دور افتاده کوی
بالباس ژولیده وانبوه موی
بود دائم مشغول کشت وکار
لحظه ای در جائی نگرفتی قرار
از قضاء چند روزی اوبیمار شد
لاجرم فارغ هم از کشت وکار شد
با تاسف در قریه داکتری موجود نبود
جان پیر مرد هر روزه میگردید کبود
با الاخیره پیر مرد ناتوان جان باحق سپرد
بعد رنج طولانی آن بیچاره مرد
گر به قریه داکتر و بیمار خانه بود
پیر مرد را ممکن تداوی مینمود
لیک با تاسف داکتر دارو وراه
هر سه آن موجود نبوده در آن ولا
زندگی بیشتری ما باشد چنین
جهل . بیماری ومرگ اند درکمین
جنگ تنها با دشمن ظاهری نیست
دشمن اصلی تو میدانی که کیست ؟
جهل ونادانی دشمن اصلی توست
جنگ باید کرد با دشمن اصلی نخست


مشروعیت انتخابات درگرو شفافیت آن خواهد بود :

:چونکه  انتخابات  باتقلب وعدم شفاف سبب بی اعتمادی میگردد

 واگر مسئولین کمیسیون ها ی انتخابات خود تقلب کنند وای بر حال چنین انتخابا ت خواهد بود ؟ چه اعضای کمیسیون انتخابات امانت دار مردم هستند واگرآنها تقلب کنند مرجعی که مردم به آن مراجعه کنند کجا خواهد بود ؟ مسئولین آلوده  به تقلب بگفته  مولوی جلال الدین محمد بلخی شباهت باهیزم کن دارد که دیوار مسجد را بجای هیزم میکند  : تورا تیشه دادند که هیزم بزن – نه اینکه دیوار مسجد بکن چنانچه اگر امانت دار در امانت خیانت کند نتیجه آ ن چه خواهد بود؟                   


ضرورت انتخابات شفاف وبدون تقلب:                                                 

             انتخابات شفاف وبدون تقلب درنظام های مردم سالار یکی از راه های بدست گرفتن قدرت سیاسی در یک کشور است  البته بدون انتخابات نظام های دیکتا توری وتک صدائی بر جامعه حاکم میگرددوانتخابات پر تقلب وعدم شفاف سبب مایوسیت وبی اعتمادی مردم میگردد وبه نحوی به آرای  ملت خیانت گفته میشود بعد از این مقدمه مختصر امید است که نتیجه انتخابات 93 درکشور ما بدون تقلب ومهندسی بلکه شفاف ومورد قبول اکثریت ملت افغانستان از صندوق ها بر آید وگر نه باعث بی اعتمادی وبحران در کشور خواهد شد امید است که مردم مابتوانندبدون هیچ نوع فشاری بلکه با حا کم گردانیدن وجدان های خود به کاندید مورد نظر خود رای دهند وشخصی را انتخاب کنند که به درد ورنج های شان اشنائی داشته باشد نه اینکه سالها از وطن دور ودر گوشه عافیت به زندگی ارام خود ادامه داده باشد                                                                                       


انتخابات دور دوم وکاندیدان پیشتاز 93

باا لاخره انتخابات به دور دوم کشانیده شد در چنین شرائطی در قدم اول بنظر میرسد تاکاندیدان پیشتاز از اختلافات قومی نژادی زبانی وغیره دوری گزینند و

شیاطین اختلاف رابیدار نگردانند وگرنه آتش اختلاف دامن خود شان را خواهد گرفت وباید همه اقوام

افغا نستان را ملت خود بدانند واز درجه بندی میان شان بنام اقوام درجه یک ودرجه دو بپرهیز اند وبر ملت افغانستان است تا به اجندا وبرنامه کاری  آنها توجه کنند وهر کاندید که بر نامه  کاری بهتری داشته باشد وبه ارزش های معنوی واسلامی وملی خود وابستگی قوی تری داشته باشد به آن اهمیت قائل گردند وآن نام زدی که در سختی ها وآ وارگی ها در کنار مردم خود بوده وهمیشه برای نجات کشور سینه سپر کرده نو جوانی وجوانی خود راصرف مبارزه برای ازادی میهن خود کرده البته ترجیح بیشتری دارد

                                                                                                          

 

 

 

 


        بسم الله الرحمن الرحیم.

                               کرامت ذاتی انسان در قرآن کریم

 

طوریکه از منابع اسلامی ( قرآن وسنت) دانسته میشود اسلام آمده تا برای بشریت جامعة ایده آل و مدینة فاضله، اخوت و برادری عدالت و آزادی، نیکی و دوستی تساند و همکاری علم و آگاهی عبادت و معرفت را به ارمغان بیاورد و به بشریت اعلان کند که احترام و فضیلت انسان در انسانیت او است نه در رنگ، نژاد، قبیله، قوم، طایفه، طبقه، ثروت، منصب، دارایی و غیره او، و اسلام میخواهد تاجامعه ونظامی  را بسازد که بر پایة همین ایده ها و اندیشه ها استوار بوده و حقوق همة انسانها را بر همین اصل و مبنا پی ریزی کند. چنانچه قرآن کریم دربارة فضیلت ذاتی انسان در سورة اسراء چنین ارشاد می فرماید: (ما انسان را ارجمند و گرامی آفریدیم او را در خشکی و دریا پراکنده ساخته و از نعمت های پاکیزه روزی اش دادیم و بر بسیاری از مخلوقات دیگر برتری اش بخشیدیم.)1       

طوریکه که میبینید قران کریم فقط به اصل و گوهر انسان، کرامت و فضیلت داده بدون در نظرداشت ملیت قوم، طایفه، نژاد و رنگ خاصی و همة افراد بشر را از نظر اینکه انسان اند و در انسانیت با هم شریک هستند مورد خطاب خود قرار داده و فضیلت و کرامت انسانی را برهمة ایشان ارزانی گردانیده است نه بر قوم و طایفه و ملت و گروه خاصی. چنانچه این اصل را پیامبر اسلام«ص» عملاً در ساحة عمل به اجراء درآورده. بلال غلام سیاه حبشی و سلمان فارسی را در کنار خود و یاران فداکار و با وفای خویش قرار داده و از جملة تصمیم گیرندگان و عضو شورای خود ساخته و مقام شامخ مؤذن بودن در اسلام یا به تعبیر دیگری سخنگویی از دین را به او سپرده و ابوجهل و ابولهب را که از سروران قریش و از نزدیکان واقوام پیامبر هم بودند بواسطة کفر و نفاق ایشان  را مردود دانسته و دست رد به سینة ایشان کوبیده است. البته این خواسته اسلام فقط یک آرزو و تمنای محض نبوده و تنها به یک بحث تئوریک خلاصه نمیشود، بلکه در صحنة عملی به اجراء درآمده و مسلمانان صدر اسلام به این اصل عمل کردند و آنرا در جامعة خویش تطبیق نموده و این ذهنیت در بین امت مسلمه ریشه داشته و میدانستند که انسان دارای حقوق اساسی و آزادی های خدادادی بوده و هست