همکاری ها :

روشن وواضح  است  که زندگی هر جامعه وملتی در جهان امروزی بدون ارتباط با سائیرجهان  بخصوص با آن کشور های که در حوزه جغرافیائی واحدی قرار دارند بطور کاملامستقلانه امکان پذیر نبوده  و  دنیای امروزی ما دنیای روابط و همکاری­های متقابل میان دولت ها وملت ها بوده چنانچه کسی نمی­تواند از نقش همکاری­های منطقوی و بین­ المللی میان کشورها و دولت­ها ومناسبات مختلف فرهنگی زبانی نژادی اعتقادی وخویشاوندی انکار ورزد زیرا خواهی نخواهی هر کشوری نسبت به کشورهای دیگر بنحوی احساس ضرورت و نیازمندی می­کند. چه زیبا و خوب می­بود اگر روابط کشورهای جهان با یکدیگر بر اساس حسن نیت، تفاهم و همکاری، برابری و برادری استوار بودی و هیچ کشوری نسبت به کشور دیگری احساس برتری و یا کمتری نکردی و از دید انسانی، خوشبینی و تفاهم و همکاری با یکدیگر چنین روابط انسانی وهمکاری متقابل داشتی و در نهایت انسان بتوانیستی از این طریق در جهان عاری از کشمکش ها و تنش ها زندگی کرده و خوشبختی­ها را صاحب شدی!


تشریع تدریجی در اسلام )

تشریع تدریجی یکی از مسایل اساسی ومهم فقهی در اسلام است.ک احکام اسلام معمولا به شکل تدریجی، مناسب با شرایط موجود جامعه و زمان نازل و نافذ میگردیده ماننده حکم تحریم شراب (خمر) که به مراحل چندگانه از جانب شرع مقدس تحریم گرد( تشریع تدریجی یده است. در مرتبة اول به تعبیری بیان شده که نوشیدن شراب گویا فائیده و ضرر هر دو راهمرای خود دارد ولی ضررش نسبت به مفادش بیشتر است (... و اثمهما اکبر من نفعهما)[i] و به مرحله دوم شرب خمر را در حال ادای نماز ممنوع و تحریم گردا نیده  (ولا تقربوا الصلات وانتم سکارا ) و در مرحلة سوم و نهایی به شکل قطعی شرب خمر را درهمه حالات ممنوع و حرام گردانیده و چنین فرموده است:  یا ایها الذین ا منوا انما الخمر والمیسر والازلام رجس من عمل الشیطان فاجتنبوه لعلکم تفلحون )

(ای مومنان شراب، قمار و بت پرستی و (ازلام) نوع دیگری از قمار، همة اینها پلید و از عمل شیطان است. از آن دوری کنید تا رستگار شوید.)13 که نهایتاً عمل شرب خمر را زشت و حرام قطعی اعلان کرده است.  

 



[i] . سورة مائیده آیه 90


سیاست   موفق؟

محققین میگویند یکی از معانی سیاست اداره امور کشور ویاکشور داری است ازاین جهت سیاست موفق به آن سیاست میگویند که حاکمان و سیاست مداران کشور بتوانند خود را از بحران سیا سی بیرون کشند نه اینکه خود در داخل بحران دست وپا زنند وهمه انرژی شان بیهوده مصرف گردد وبشکل (دور وتلسلسل )بعد از مدتی  بازدرجای اولی خود قرارگیرند چه امروزواضح وروشن  گردیده که هر کشوری درجهان از خود دارای اولویت های سیاسی (خارجی وداخلی ) بوده که می بایست  این پالیسی سیاسی در اولویت کاری سیاستمدارا ومچریان قرار گیرد بطور مثال  اگر خواسته باشیم مثال زنیماولویت های سیاست خارجی افغانستان نسبت با شرائط واوضاع حاکم بر آن را برجسته در نظر بگیریم خواهیم  د ید. که در قدم اول ضرورت اساسی این کشور تامین امنیت  است زیرا تا زمانیکه امنیت  تامین نکردد  هیچ بازسازی دیگری صورت گرفته نمیتواند دوم مناسبات نیک با همسایگانش خواهد بود زیرا تا زمانیگه مناسبا ت نیگ با همسایگان خود نداشته باشم به آسانی میتوانند در امور کشور ما مداخله کنند  چنانچه اگر بطور موجز وخلاصه خواسته باشیم به اولویت های سیا سی کشور خود اشاره نمایم خارج از چنین مسائل نخوهد بود

     1 ---   -تامین امنیت و حفظ مافع ملی.

 2- رابطه نیک افغانستان با جهان و کشور های منطقه و همسایه.

3-  احترام بحقوق بشر و کرامت انسانی و حقوق زنان و اطفال .

4 - عدم مداخله در امور داخلی یکدیگر.

5 همکاری منطقه ایی وبر جسته نمودن نقش ترانسپورت و ترانزیت افغانستان در منطقه.

6 - جذب کمک های بین المللی.

 7 ا ولویت دادن بمنابع اقتصاد داخلی و دانش روز.

8ا -- ارتقای توانمندی های زراعتی و مالداری و محیط زیست و معادن کشور .

 9 -----  تثبیت جایگاه افغانستان در جامعه بین المللی.

دوری جستن افغانستان از تشنجات ومنازعات منطقه ایی وبین المللی وغیره خواهد بود.

که بنظر من اولین اولیت سیاست خارجی افغانستان تامین امنیت از ابعاد گوناگون آن خواهد بود زیرا تا زمانیکه امنیت بمعنی همه جانبه اش تامین نگردد هیج کار بنیادی و اساسی نمیتواند در کشور صورت گیرد وهر نوع توسعه اقتصادی و بشری وابسته به شرایط امنیتی است ودر تامین امنیت است که بهتر میتوان منافع ملی کشور خویش را حفظ کرد و از جانب دیگر برای حفظ امنیت و توسعه اقصادی داشتن روابط نیک و حسنه با جهان و کشور های منطقه وهمسایه نیز شرط ضروری دیگری بوده و گرنه با مداخله دیگران در امور داخلی کشور ما نمیتوان به تامین امنیت پایدار ومطمن موفق گردید لذا یکی دیگر از اولویت های سیاست خارجی ما رابطه نیک وهمه جانبه افغانستان با جهان و کشور های منطقه وهمسایه میباشد

طوریکه که در بالا اشاره کریم در سایه امنیت است که میتوان احترام بحقوق بشر وکرامت انسانی و حقوق زنان و کودکان وغیره را مطرح ساخته و به آن عملکرد  زیرا در جامعه که امنیت وجود نداشته باشد قانون نمیتواند تطبیق گردد ودر عدم تطبیق قانون موضوع احترام بحقوق بشر وغیره حقوق انسانی نمیتواند جایگاه خود را پیدا کند لذا احترام بحقوق بشر و کرامت انسانی وتامین حقوق زنان واطفال در اولویت دیگر سیاست کشور میتواند مطرح گردد.

اولویت چهارم ـ  سیاست خارجی کشور میتواند موضوع عدم مداخله درامور داخلی یکدیگر مطرح میگردد زیرا در صورت ادامه مداخله از جانب مداخله گران هر چیز یکه ساخته شود از طرف کشور مداخله گر میتواند تخریب و سبتاژ گردد.

اولویت پنجم ـ  سیاست خارجی کشور همکاری منطقه ایی در عرصه اقتصادی و تجارتی میان افغانستان با کشور های منطقه وهمسایه و صاحب گردیدن نقش اساسی ترانسپورت و ترانزیت زمینی میان افغانستان و کشور های منطقه بخصوص اسیای مرکزی توسط افغانستان که پل وصل میان کشور هاای خواهد بود .

اولویت ششم ـ سیاست خارجی کشور جذب کمک های اقتصادی جامعه جهانی بوده زیرا بدون کمک هایی جامعه جهانی افغانستان نمیتواند روی پای خود به ایستد وهنوز افغانستان به کمک های خارجی اشد ضرورت دارد.

اولویت هفتم ـ سیاست خارجی کشور تمرکز بر روی تولیدات ملی وتسهیلات برای مولدین و تجار کشور بوده که با فراهم سازی زمینه بازار یابی و توجه جدی به استخراج معادن کشور و تربیه پرسونل فنی با داشتن اندوخته های علوم و فنون روز بوده میتواند.

اولویت هشتم ـ سیاست خارجی کشور بر اساس و مبنای اینکه دستگاه دیپلوماسی درکشور جزء از نظام کشور را تشیکل داده و به تنهایی نمیتواند سیاست ان جدا از سیاست کل کشور باشد از این جهت هم آهنگی میان همه ارگانهای دولتی یکی از نیاز های اساسی سیاست خارجی کشور بوده  وارتفای توانمندی های افغانستان در عرصه زراعت و مالداری ومحیط زیست با هم آهنگی وزارت خانه های مربوطه ومبارزه با فساد اداری میتواند یکی دیگر از اولویت های سیاست خارجی کشور به حساب آید.

اولویت نهم ـ سیاست خارجی کشور تثبیت جایگاه افغانستان در عرصه بین المللی با داشتن سیاست فعال و حضور پر رنگ در مجامع بین المللی خواهد بود.

واولویت دهم ـ سیاست خارجی کشور دوری جستن افغانستان از تشنجات و منازعات منطقه ایی وبین المللی بوده که با انتخاب سیاست مبنی بر اینکه افغانستان نقطه وصل کشور های منطقه وفرا منطقه بوده نه نقطه فصل آنها که خوشبختانه با موقعیت که افغانستان دارد میتواند در این زمینه نقش خوبی را ایفا کند.

 

 

 


فلسفه وحکمت روزه ماه مبارک رمضان :

 

قرآن کریم در سورة بقره آیه 182 چنین فرموده(  یا ایها الذین امنوا کتب علیکم الصیام کما کتب علی الذین من قبلکم ) ای مؤمنان بر شما فرض گردیده روزه مثلیکه فرض گردیده بود بر امت های پیش از شما تا اینکه پرهیزگار وباتقوی شوید)   

چیزیکه ازحکمت وفلسفه عبادات مفروضه در اسلام  بطور کلی دانسته می شود این است که در انجام هر یک از عبادات مفروضه اسلامی

حکمت و فلسفه ظریف و جداگانه نهفته است که با  انجام آن عبادت انسان مؤمن  میتواند طهارت، نظافت، صفا و صمیمیت، اخلاص و اخوت، صبر و شکیبایی، تحمل و بردباری و دیگر ارزشهای معنوی انسانی را بدست آورد و از این راه بتواند خود را از لجنزار مادیت وگرفتاری های دنیوی بطور مقطعی هم اگر شده برای مدت زمانی رهانیده و به پیرایش وتهذیب اخلاقی و روحی خویش بپردازد تا بدینوسیله بتواند احتیاجات معنوی انسانی ودرونی خویش را مرتفع ساخته، روح ومعنویات عالی انسانی را در خود تنزیه وتزکیه وپالایش دهد.   

بطور مثال،خود روزه ماه مبارک رمضان یکی از همین عبادات اسلامی بوده که شخص روزه دار میتواند از طریق امساک روزه به تغذیة  معنوی وتزکیه نفس وتقویه اراده انسانی در خود پرداخته، آماده مجاهدت های بیشتری در عرصه های مختلف زندگی خویش گردد. 

یقیناً شخص مؤمن روزه دار باصیام روزه ماه مبارک رمضان میتواند در پهلوی کسب فیوضات فراوان دیگر حکمت وفلسفه روزه را نیز درک نموده، به ابعاد گوناگون آن پی  ببرد واز صحت جسمانی که در پی امساک روزه ماه رمضان برای انسان روزه دار حاصل میگردد (صوموا تصحوا) گرفته تا به فلسفه اجتماعی واخلاقی روزه که شخص (صائم) و روزه دار با گرفتن و امساک روزه در طول مدت یکماه متوالی وپیهم میتواند حاصل نماید نیز پی ببرد طوریکه انسان روزه دار وصائیم از این طریق میتواند

 از وضعیت اجتماعی و طرز زندگی انسانهای ضعیف و ناتوان که توانایی تأمین زندگی خویش و خانوادة خود را ندارند و اجباراً گرسنه زندگی کرده و گرسنه میخوابند وبسا اوقات نمیتوانند شکم خویش و فرزندان خود را سیر کرده و زندگی خویش را تأمین نمایند و اکثر اوقات شکم خودشان و اولادهای ایشان گرسنه است باخبر میگردد .که این خود بزرگترین درس زندگی اجتماعی برای انسان بخصوص برای ثروتمندان بی درد که درد گرسنگی و فقر را نمیتوانند درک نموده و بدانند که فقراء چه حالتی دارند ؟ به حساب می آید. و از طریق امساک روزه و تجربه نمودن گرسنگی میتوانند چنین درس را یاد گرفته و درک نمایند که گرسنگی و فقر چه لذتی دارد و فقر یعنی چه؟ و بدینصورت روزه داران واقعی میتوانند بدانند که فقراء و مساکین و مستمندان در چه حالتی زندگی میکنند و چطور درد گرسنگی را تحمل مینمایند و بطور فیزیکی وحسی میتوانند درک نمایند که گرسنگی چه طعم تلخی دارد؟ و از حال زار مستمندان و بینوایان خبردار گردند و به درد ایشان آشنائی پیدا کنند.

روزه در واقع عملاً مقدمة بر جهاد و مبارزه و یک نوع نبرد با نفس و خواهشات آن بحساب میرود و شخص روزه دار با تمرین آن به نفس خود میفهماند که در مقابل مشقات و گرسنگی ها باید مقاومت واستواری را بیاموزد و حوصله و تحمل، شکیبایی و امانت داری را فراگیرد. روزه همچنین به انسان ارادة قوی انسانی را آموخته و تعلیم میدهد . طوریکه او

در حالیکه توانایی دارد و میتواند بخورد وبیاشامد بدون اینکه کدام اجبار و مانع ظاهری برای جلوگیری از غذا خوردن ونوشیدنش وجود داشته باشد و کسی و یا چیزی مانع از خوردن و یا آشامیدنش گردد او هرگز نمیخورد و نمی آشامد. اگر در گوشة خلوت و یا به کدام دشت و بیابان دور افتاده هم بوده باشد و به غیر از خدای بزرگ احدی در آنجا و در آن حالت خلوت حضوری نداشته باشد، باز هم با همة توانایی هایش مبنی بر اینکه بخورد و بیاشامد و یا مجامعت کرده روزة خود را نقض نماید،او تنها بواسطة اطاعت و امتثال اوامر و دساتیر خداوندی این کار را نمیکند و به امساک روزة خویش ادامه داده و آنرا نقض نمینماید. و امر و دستور خدای بزرگ خویش را اطاعت کرده و از آن سرباز نمیزند، که این خود برای انسان مؤمن درس عظیم دیگری است که با مشق و تمرین روزه میتواند آنرا بیاموزد و اگر احیاناً کدام روزی در سنگر جهاد و مبارزه با دشمن واقعی هم قرار گیرد استقامت و پایداری کرده، سنگر را برای دشمن رها نمیکند و با همه زحمات و سختی های جنگ، از خود ایثار و پایداری نشان می دهد. 

حکمت و درس دیگری که از تمرین و مشق روزه برای انسان روزه دار حاصل میگردد خودسازی و حصول اعتماد به نفس انسانی و امانت داری برای روزه داران واقعی است، که روزه برای آنها می آموزاند تا در هیچ حالتی از احوال و تحت هیچ شرایط به حقوق و اموال دیگران ولو ناظر و محافظی هم در بالای اموال آنها حضور نداشته باشد تعرض و تجاوز ننمایند. و به هیچ صورتی و در هیچ زمان و شرائطی این حق را به خود نداده تا به حقوق و اموال و نوامیس دیگران دست درازی و تعرض کنند. چه حقوق، اموال، حیثیت و آبروی دیگران را باید ماننده حیثیت و آبروی خود دانسته و از تعرض و تجاوز مصون و محفوظ بدانند. زیرا روزه داران واقعی اعتقاد دارند که روزه به معنی واقعی اش شامل امساک تمام اعضاء و جوارح ظاهری و باطنی انسان گردیده، دست، دهان، پای، چشم، گوش، زبان، قلب و همة وجود انسان مؤمن باید روزه دار باشد. دهان و زبان او به جز از کلمة حق و سخن خیر چیز دیگری نگوید، از دست و زبانش کسی آزار و اذیت نشود، پایش بسوی حرام و ناحق کشیده نگردد، چشم و گوش آن فقط حق ببیند و حق بشنود. قلبش به ذکر خدا مشغول بوده از شرک، نفاق، بغض، کینه، عداوت، ریاء و خودنمایی پاک و تهی باشد.

اینجا است که مصداق واقعی حدیث پیامبر اسلام (ص) که میفرمایند:( من صام رمضان ایمانا واحتسابا غفر له ما تقدم من ذنبه) کسی که روزة ماه مبارک رمضان را از روی ایمانداری، تقوی و پرهیزگاری روزه بگیرد گناهان گذشته اش آمرزیده وعفو خواهد شد). (*) صدق پیدامیکند.

 روزه یقیناً عبادتی است ماننده سایر عبادات اسلامی که صاحبش را مزین به لباس تقوا و پرهیزگاری میگرداند و از ارتکاب اعمال نا شایست و ناپسند بواسطة امساک روزه مانع میگردد و به مصداق حدیث پیامبر اسلام «ص» اجر و ثواب روزه دار واقعی فقط خاص از جانب ذات پاک خداوند داده می شود . چنانچه در حدیث قدسی نسبت روزه را خداوند به ذات پاک خود داده و چنین فرموده است: الصوم لی وانا اجزی به (هر عمل صالح اولاد آدم مربوط بخودش بوده غیر از روزه که آن ازآن من است و من پاداش و مزد آن را میدهم و روزه به منزلة سپری است مرصائم را هر وقتی که یکی از شمایان روزه داشته باشد پس نباید داد فریاد و سروصدا و غوغا برپا کند و اگر او را کسی دشنام دهد و یا با وی جنگ کند باید شخص روزه دار در جوابش بگوید که من روزه دارم. قسم به ذاتی که جان محمد«ص» به ید قدت بلاکیف او است، بوی دهان روزه دار در نزد خداوند از بوی مشک خوشبوتر است. روزه داران را دو فرحت و خوشحالی باشد، یکی در وقت افطار و دیگر در وقت ملاقات پروردگار.)(*)   

 

با عرض احترام سیدمحمد خیرخواه    

.          

    منابع:                          

  • قرآن کریم سورة بقره آیه 182
  • حدیث شریف به روایت بخاری و مسلم. متفق علیه
  • حدیث شریف . متفق علیه

 

 


                                                                   ادبیات جدید : ( گوسفند ها را به کوه ببرید وقتیکه چاق شدند برگردانید ) گوشه ای از اعترافات  امرخیل ونمونه  ای از شهکاری ها امر خیل ها که امروز درجهان درفساد اداری  کشت مواد مخدر  اختلاس وپول شوئی افغانستان درجه یک شده است ودموکراسی را بگند کشانیده اند