مکالمه دیوانه وهوشیار:
====================
خطاب بنمود دیوانه را زرنگی -
به او میگفت حرف های قشنگی
وگر از عالم دیوانگی بر آئی --
تومیگردی بما عزیز شوخ وشنگی
ولی دیوانه بود در عالم خویش --
نمیکرده به حرف هایش هیچ درنگی
در این دنیا بهتر بود دیوانه زیستن –
وگر نه رو برو گردی با گرگ ها وپلنگی
چنان گرگ ها ودرنده خوها
زبس بلعیده اند گردیده اند هر یک نهنگی
که هر چه میخورند سیری ندارند --
مگر چشم شان را پر کند خاک گور تنگی؟
نظامی گنجوی:
نام او جمال الدین ابومحمد الیاس بن یوسف بوده
و در گنجه به دنیا آمده و در سال ( 614 ) هجری
قمری در همانجا درگذشته است. مشهورترین اثرش بنام( پنج گنج)
یا خمسه نظامی نام دارد که نمونه از نظم او را زیر
عنوان (ارزش سخن)پیشکش خوانندگان عزیز میکنیم :
سخن کان از سر اندیشه ناید
نوشتن را و گفتن را نشاید
سخن بسیار داری، اندکی کن
یکی را صد مکن صد را یکی کن
چو آب از اعتدال افزون نهد گام
ز سیر آبی بغرق آرد سرانجام
چو خون در تن زعادت بیش گردد
سزای گوشمال نیش گردد
سخن کم گوی تا بر کار گیرند
که در بسیار، بد بسیار گیرند
ترا بسیار گفتن گر سلیم است
« مگو بسیار دشنامی عظیم است
سخن جانست و جان داروی جان است
مگو چون جان عزیز از بهر آن است
تو مردم بین که چون بی رای و هوشند
که جان را به نانی می فروشند
سخن گوهر شد و گوینده غواص
به سختی در کف آید گوهر خاص.
باعرض احترام سید محمد خیرخواه