کمیسیون انتخابات اعتماد از دست رفته خود را مجددا باید بدست آورد : =========================================
طوریکه میدانید متکای انتخابات اعتماد مردم وگروهای اجتماعی درون جامعه واحزاب سیاسی وجامعه مدنی بوده چنانچه زمانیکه اکثریت افراد جامعه وگروهای اجتماعی درون جامعه بر فردی از اعضای جامعه خود اعتمادکرده واورا بنمایندگی از جامعه وگروه خود نماینده خودمیسازند بیانگر اعتماد شان برهمان فرد منتخب واداره کنندگان انتخابات یعنی ( کمیسیون مستقل انتخابات وکمیسیون سمع شکایات ) رانشان میدهد البته شرائط جامعه از قبل باید طوری آماده گردد که مردم وگروه های اجتماعی بتوانند ابراز عقیده ونظر کنند وگرنه انتخابات تقلبی برفردی وابسته بقدرت حاکمه میتواند باشرائط ظاهری همسان وعیار شده وبرنده انتخابات گردد طوریکه در نظام های توتالیتر در جهان این روش رواج دارد طوری که هرچه نظام حاکم بخواهد همان چیز میشود وچنین انتخاباتی در واقع انتخابات گفته نشده بلکه بیشتر شبیه صحنه سازی چیز دیگری نخواهد بودوبر عکس انتخابات که در آن رای مردم وگروه های اجتماعی موج زند ومردم در آن حضور وسیعی داشته باشند چنین انتخابات بیانگر واقعیت رای مردم خواهد بود وبنحوی اعتماد مردم میتواند در آن تبلور عینی پیداکند وگرنه دیکتاتوران وزورمندان همه با صحنه سازی ها برنده 99 در صد از آرای مردم در انتخابات اند که نمونه آن را در نظام های توتالیتر وغیر دموکراتیک در جهان وکشور های همسایه خود میتوانید بخوبی مشاهده کنید که امید واریم کمسیون انتخابات افغانستان هر چه زودتر بتواند کار های اساسی خود را آغاز گر بوده وکمبودی های موجود خود را تکمیل نماید وزمینه را طور مهیا سازد که اکثر مردم وگروه های اجتماعی واحزاب سیاسی با رغبت واشتیاق بتوانند در انتخابات شرکت نمایند که در قدم اول انتخابات پارلمانی پیشرو محک تجربه ای برای ما خواهد بود که نماینده های واقعی مردم چقدر میتوانند در پارلمان آینده کشور حضورپیداکنند وکمیسیون انتخابات در این زمینه هر چه زودتر باید اولویت های کاری خودش را مشخص سازد وبرای حصول اعتماد مردم وگروه های اجتماعی واحزاب سیاسی از خود ابتکار عمل نشان دهد چه انتخابات گذشته وعملکرد مسئولین گذشته کمیسیون انتخابات اعتماد مردم را چنان ضربه ای زده اند که به آسانی جبران آن مشکل خواهد بود واگر کمیسیون انتخابات به زودی دست بکار نشود زمان را از دست خواهند داد وهیچ کاراساسی در عرصه انتخبات انجام نخواهد گردید وانتخابات مطلوبی در انتخابات پیشرو نخواهیم داشت زیرا آرزوی مردم ما انتخابات بدون تقلب که میتواند زمینه صلح وامنیت را در کشور ما فراهم کند توسعه وباز سازی کشور ادامه پیداکند ورابطه افغانستان باجهان وبخصوص کشورهای منطقه وهمسایه بهبودی حاصل کند ریشه های فساد – مواد مخدر – اختلاس ورشوه ستانی را بخشکاند چنین انتخاباتی را هم در انتخابات ریاست جمهوری وهم در انتخابات پارلمانی انتظار دارند واگر خدای نخواسته انتخابات واقعی وشفافی در هردو دوره صورت نگیرد وصندوق های انتخابات باتقلب وفریبکاری قبلا پرگردد یقینا میتواند سبب بی اعتمادی بیشتر – بحران اقتصادی فراگیر تر وناامنی وجنگ ها ی بیشتری را سبب گردد وکشور را به اختلافات بیشتر ی بکشاند که در این صورت یگانه امید به خداوندج وهمت مردم افغانستان خواهد بود که بتوانند کشور خود را از بحران اختلافات نجات دهند وآرامش نسبی را در کشور خود باز گردانند والسلام
موضوعات سیاسی به زبان ساده -
۱-( پایه های قدرت سیاسی در یک نظام )
========================
عده از دوستان با استقبال از نشر مطالب اسلامی که این قلم بعضا بنشرآنها مبادرت میورزد تقاضا دارند تا راجع بمساییل روز واوضاع سیاسی در جهان ومنطقه وکشور خود نیزمطالب را بحضور شان تقدیم نمایم اینک به این تقاضا و خواسته شان لبیک گفته در پهلوی مساییل اسلامی – اجتماعی – فرهنگی بعضی مساییل سیاسی روز را نیز بطور مختصر بحضور شان تقدیم خواهم کردکه درابتدا اشاره به (پایه های قدرت سیاسی) در یک نظام ودولت را خواهیم داشت :
دانشمندان علوم سیاسی وپژوهشگران عرصه بین المللی تلاش دارند تا پایه های قدرت سیاسی کشورها رابیشتر مورد تجزیه و تحلیل خود قرارداده و تا با این تلاش ها بتوانند عوامل تشکیل دهنده قدرت سیاسی نظام های حاکم برکشور ها را در عرصه ملی و بین المللی بهتر شناخته وتعریف کنند گرچه عناصر تشکیل دهنده قدرت سیاسی درنظام های سیاسی مختلف در کشورها ها محدود ویکسان نبوده بلکه درحال تغییروتحول است .
ومشخصات وویژه گی های آنها از یک دوره نسبت به دورة دیگرواز یک کشور نسبت بکشور دیگری نیز متفاوت است . مثلاً یکی از عناصر تشکیل دهندة قدرت سیاسی در یک کشور وسعت خاک آن است ولی این که وسعت خاک دارای چه ویژه گیهایی بوده باشد نیز حائز اهمیت خواهد بود ما برای اینکه بتوانیم در این عرصه به یک بررسی کلی و اجمالی تری دسترسی پیداکنیم وبه نتیجه مطلوب برسیم بهتر است تا فهرستی از عناصر تشکیل دهندة قدرت سیاسی در جغرافیای سیاسی کشورها را مورد مطالعه قرار دهیم که این عوامل و عناصرهمیشه ثابت و قطعی ومحدود نبوده بلکه در اینجا ما میتوانیم مختصرا به عوامل به وجود آورندة قدرت درنظام سیاسی در کشورهارا اشاره مختصری داشته باشیم که این عوامل قدرت عبارت اند از: 1. سرزمین. 2. جمعیت ویا نفوس 3. حاکمیت ویا اتوریته 4. اقتصاد ملی 5. – اردوی قوی – ۶- مبادلات تجارتی و ارتباطات کشوری ۷ قدرت نظامی . ۸- سطح دانش علمی و روابط خارجی - ۹ – وجود موءسسات تحصیلات عالی – ۱۰- وجود مراکز تحقیقات علمی وپژوهشی – ۱۱- وجود احزاب قدرتمند سیاسی ومطبوعات آزاد رسانه ای وغیره که بررسی هر یکی از این عناصروعوامل ممکن است باز از کشوری نسبت بکشور دیگر واز منطقه ای نسبت بمنطقه دیگری متفاوت بوده باشد زیرا ویژه گیهای جغرافیایی مناطق مختلف، با یکدیگر متفاوتاند، و اگر بتوانیم کشور خود وکشور های همسایه ومنطقه را بطور مثال در این عرصه مورد مطالعه قرار دهیم خواهیم توانست در تامین روابط کشور خود باکشور های دیگرتجدید نظر کرده بهتر وبیشتری ازاین شناخت بهره مند شویم چنانچه اگرشناخت کامل تری از کشور خود و کشور های همسایه و منطقه داشته باشیم وآن را جزء ازاهداف استراتژیک خود قرار داده و مورد تجزیه و تحلیل قرار دهیم وبا درک مشترکات ونیاز مندیهای مشترک منطقه ای وملی که باهم داریم خواهیم توانست از این پژوهشها ومطالعات به عنوان راه کار های استراتژیک درتصمیمات سیاسی واستراتژیکی برای کشور خود و نیل به اهداف مشترک منطقه ای خود نیز بطور درست وحساب شده استفاده کنیم تا بتوانیم تمام ضرورت های اساسی ژیو پولیتیکی کشور خود وضرورت های کشورهای منطقه خودرا نیز بهترشناخته وبدانیم که چگونه میتوانیم در جهت افزایش همگرایی ها و کاهش واگرایی ها وچالش ها وتضاد ها منطقه پر تلاطم خود (کشور های اسلامی – ومنطقه ) که در حال حاضر هر یک از قدرت های جهانی بطور علنی وآشکارا میخواهند تا به منافع کشور های خود در این منطقه دسترسی بیشتری پیداکنند وبیشتر حافظ منافع خود باشند تا کشورهای دیگر نیز معلومات وسیعتروبیشتری کسب کنیم
جداسازی اطفال مهاجرین وآوارگان از والدین شان
تعرض بحقوق طبعی وخدادادی انسان است :
============================
طوریکه میدانید یک سلسله حقوق طبعی وخدادادی را انسانها با تولد خود صاحب گردیده که از تعرض مصون است واین حقوق با طبیعت وخلقت انسان همراه است وهیچ کسی وقدرتی حق ندارد این حقوق طبعی وخدادادی را از انسان سلب کرده وازاوبگیرد ماننده حق حیات – حق ازدواج وتشکیل خانواده – مصونیت زندگی خصوصی آزادی عقیده وایمان و....و... محبت فرزندان باوالدین وخانواده شان یکی از این حقوق طبعی وغریزه خدادادی نه تنها انسانها بلکه حیوانات نیز ازان بهره مند اند .جای تعجب است ؟ دنیایکه امروز دم از حقوق حیوانات میزند وشعار حقوق بشر بعنوان ابزار سیاسی از جانب شان همه گوش هارا کر ساخته وبه همه جا بعنوان نمادی از تمدن آن را شعار خود ساختند جای شرم خواهد بود که در عمل میبینید هنوز هم فرزندان کوچک خانواده های مهاجرین وآوارگان را از والدین شان جدا ساخته واین موضوع امروزبعنوان یک معضله بشری در سطح جهان مبدل گردیده وهنوز نتوانسته در عمل شکل عملی را بخود بگیرد وعملا فرزندان مهاجرین وآوارگان را ازوالدین شان جدا نسازند ؟
مرور کوتاهی برروند اسلامگرائی در ترکیه
ونقش مرحوم پروفیسور نجم الدین اربکان در این روند :
=============================
طوریکه میدانید پس از تاسیس جمهوری ترکیه در سال 1923 و احیای موج اسلامگرائی مجدد در ترکیه در فضایی کاملا ضد اسلامی آنروز و در دوران جنگ سرد و جهان دو قطبی نشان دهنده عظمت نقشی است که مرحوم نجم الدین اربکان صدر اعظم اسبق ترکیه در پس از تاسیس جمهوری ترکیه در رویکرد داخلی و خارجی این کشور ایجاد و بازی کرده است.
چه بعد از فروپاشی امپراتوری عثمانی که از نظر اربکان واسلامگرایان دلیل آن توطئه اى غربى ها بود که برخى ترکهاى غربزده نیز به آن کمک کرده که تشکیل جمهوری ترکیه در سال 1923،به رهبری مصطفی کمال اتاترک نتیجه آن بوده است ,و طرفداران مصطفی کمال وبتعبیر دیگر (کمالیستها ) بعد از پیروزی وتشکیل نظام جدید در ترکیه هجمات شدیدی را علیه اسلام و اسلامگرایی شروع کردند و اجرای بسیاری از شعائر اسلامی را نظیر حجاب، اذان، برگزاری کلاسهای قرآن .لغو شریعت وجایگزین قوانین وضعی بجای قوانین شرعی وغیره همه شامل آنها بوده است چنانچه در فاصله سالهای 1923 تا 1970 لائیکها و سکولاریست ها ( کمالیستها ) هر آن چه برای از بین بردن اسلامگرایی در توان داشتند به کار بردند و هیچ دریغ نکردند .
در این مقطع تاریخی ترکیه مورد هجومات اردوگاه کاپیتالیسم از یکسو و اردوگاه سوسیالیسم و نیروهای چپگرا از سوی دیگر بوده است ، نجم الدین اربکان در 24 ژنوری 1970 حزب نظام ملی را تاسیس کرد که اولین حزب اسلامگرای ترکیه در بعد از تاسیس جمهوری ترکیه بحساب میرود فعالیت این حزب حدود یک سال بیشتر طول نکشید و در اپریل 1971 با مداخله نظامیان منحل شد. اما اربکان با همان کادر که داشت بلافاصله حزب سلامت ملی را در سال 1972 تاسیس کرد.
حزب سلامت ملی در انتخابات عمومی سال 1973 با کسب 12 درصد آرا 48 نماینده به پارلمان فرستاد و احزاب لائیک وسکولار ناگزیر به ائتلاف با حزب سلامت ملی و اعطای پست معاون نخست وزیری به اربکان شدند. مواضع اربکان در جریان حمله ترکیه به قبرس در سال 1974 به خوبی نشان داد که وی بیشتر از منتقدان لائیکاش در کنار آرمانهای اسلامی، به آرمانهای ملی ترکیه نیز صادق است.
روند سیاسی این مقطع زمانی با کودتای 12 سپتامبر 1980 به رهبری ژنرال کنعان اورن متوقف شد، و حزب سلامت ملی منحل، اربکان به ده ماه زندان محکوم و برای ده سال از فعالیت سیاسی نیز منع شد.
اربکان در دوران ممنوعیت فعالیت سیاسیش نیز به صورت غیرمستقیم در سال 1983 حزب رفاه را تاسیس کرد و پس از همه پرسی سال 1987 و پایان نسبی اختناق باز رهبری این حزب را به عهده گرفت. علیرغم تلاشهای گسترده مخالفین
حزب رفاه با طرح شعارهای اسلامگرایانه در انتخابات عمومی سال 1995 با کسب حدود 22 درصد آرا و اختصاص 158 کرسی پارلمان به عنوان اولین حزب به پارلمان ترکیه راه یافت.
با این پیروزی بیسابقه اربکان توانست با ائتلاف با حزب راه راست ( عدالت پارتی) به رهبری تانسو چیلر دولت ائتلافی را تشکل و سمت نخست وزیری را بدست آورد و بدین ترتیب مرحله جدیدی در بیداری اسلامی در ترکیه و رویکرد جدیدی با معماری اربکان در سیاست داخلی و خارجی ترکیه شروع شد. اربکان در دوره کوتاه نخست وزیری خودش به اقدامات جدی در راستای تز اسلام مزج بامفاهیم سیاسی و مشارکت جهان اسلام در اداره نظام بین المللی دست به ابتکارات زد.
اربکان در همان وقت در مصاحبه با شرق الاوسط درباره ابتکار تاسیس اتحادیه هشت کشور اسلامى D8 متشکل از ترکیه، پاکستان، اندونزى، مصر، نیجریه، مالزى، بنگلادش و ایران چنین گفته بود: هدف ما تغییر آرایش نظام بین المللى خواهد بود که قدرتهایى بزرگ حالا بر آن مسلط اند که در میانشان حتى یک کشور اسلامى هم وجود ندارد . از نظر پروفیسور نجم الدین اربکان
تأسیس اتحادیه 8 کشور اسلامى، آغاز پایه ریزى مشارکت اعمال نظر جهان اسلام در امور بین المللى براى داشتن جامعه جهانى عادلانهتری را احتوا میکرد .به همین دلیل این اقدام به مذاق بسیارى از قدرتهاى جهانى خوش نیامد. در واقع پرفسور اربکان به عنوان منادی بازگشت به خویشتن در بعد از تاسیس جمهوری ترکیه نقش بیبدیلی در بیداری اسلامی و تقویت اسلام بمفهوم سیاسی در این کشور ایفاء کرد و توانست آن را در سال 1996 وارد سیاست خارجی ترکیه نیز کند.
اگرچه با کودتای سفید سال 1997 اربکان مجبور به استعفاء شد، ولی نهالی که وی کاشته بود در سال 2002 با پیروزی چشمگیر حزب عدالت و توسعه ثمر داد. نسل امروز اسلامگرایان ترکیه در حقیقت میراثی است که اربکان از خود برجای گذاشته است. رویکرد نگاه به شرق، حمایت از مردم فلسطین از بین بردن ممنوعیتهای ضداسلامی، گسترش مناسبات با کشورهای همسایه مجموع رویکردهایی هستند که اربکان در حیاتش آنها را دنبال میکرد و همین رویکرد با فراز و نشیبهای توسط حکومت رجب طیب اردوغان نیز دنبال میشود. وباالاخیره پروفیسور نجم الدین اربکان ماننده هر انسان دیگری
در هشتم ماه حوت 89 19و در سن 85 سالگی در انقره پایتخت ترکیه درگذشت، ومیراث معنوی او به اخلافش (حزب عدالت وتوسعه )ورهبر موفق وفرزانه آن رئیس جمهور جدید ترکیه آقای رجب طیب اردغان بطور امانت باقی مانده است تا ادامه دهنده آن باشد والسلام
جستجوی راه های ممکن ومعقول صلح وحل منازعه در کشور :
===================================
جهت دستیا بی به راه حل وفصل معقول منازعه ازبعد داخلی در قدم اول ایجاب میکند تا علت وعوامل منازعه درست تشخیص گردد تادانسته شود که چه چیزی علت منازعه وجنگ را تشکیل داده تا همان علت منازعه در صورت امکان از طریق تفاهم ازمیان برداشته شود ویا اقلا کم رنگ گردد برای رسیدن به راه حل وفصل منازعه وختم جنگ میتوانیم مراتب زیل را بطور خلاصه یاد آور شویم تا در راه حل وفصل منازعه وختم جنگ در کشور مارا یاری کند
1:ـ - قبل از تصمیم هر اقدام عملی جهت حل وفصل منازعه لازم است تا معلومات کامل وکافی در مورد ریشه ها وانگیزهای
جنگ ومنازعه داشته باشیم و تمام عوامل وریشه ها وانگیزه های جنگ ومنازعه را بطور دقیقی مورد مطالعه دقیق وهمه جانبه خود قرار دهیم .
2:-- شناخت کاملی ازدو طرف منازعه برای ما باید حاصل گردد وچنین شناخت داشته باشیم .
3:ـ تمایل طرفین منازعه به راه حل وفصل منازعه از طریق غیر نظامی موجود باشد که از قرائین چنین تمایلی درک ودانسته شود. وهر دو طرف منازعه از جنگ ودرگیری خسته شده باشند وهمین خستگی از قرائن فهمیده شود.
5:ـ دو طرف منازعه اهمیت راه حل وفصل منازعه را ازطریق غیر نظامی بطور درست وصحیح درک کرده باشند.
6:ـ - تا مین ارتباط لازم با طرفین منازعه صورت گیرد :که اگر چنین ارتباط از قبل وجود داشته باشد باید حفظ وتقویه گردد واگر وجود نداشته باشد مجددا چنین ارتباط باطرفین منازعه ایجاد وبرقرار گیرد.
7:ـ - استفاده درست از تجارب دیگران که میبایست دید دیگران در مورد چنین
منازعا تی چه کار ها وابتکاراتی از خود بکار برده اند تا از تجارب آنها حد اعظم استفاده صورت گیرد واقلا دانسته شود که در منازعاتی شبیه چنین منازعه ای از چه راه کار های درگذشته ها استفاده صورت گرفته تا در مورد رفع مشکل موجود در افغانستان نیز از آن تجارب استفاده بهینه صورت گیرد .
8:ـ ایجاد تحرک ذهنی مثبت میان طرفین منازعه یعنی در کنار ایجاد تماس باطرفین منازعه لازم بنظر میرسد تا تحرک ذهنی مثبتی باطرفین منازعه نیز ایجاد گردد تا بتدریج جووفضای خوشبینی میان طرفین (منازعه) بوجود آید واز فضای جنگی ودشمنی میان شان بمرورزمان کاسته شود.
9:ـ استفاده درست وبموقع طرفین منازعه از موقعیت که ایجاد شده است زیرا همیشه ممکن چنین موقعیتی بمیان نیاید وفرصت بدست آمده به آسانی وزودی از دست برود.
10:ـ اخذ مشوره از اهل آن زیرا همه کس اهل مشوره نبوده بلکه تنها انسان های خیر وبادرایت ودلسوزوصاحب نظر ومصلحت اندیش میتوانند مشوره های نیک وهمه جانبه برای طرفین منازعه بدهند.
11:ـ طلب کمک واستمداد از موئسسات ملی وبین المللی و دول واشخاصیکه بی طرفی آنها ثابت گردیده باشد .
12:ـ قاطعیت درتصمیم حل وفصل منازعه وجنگ.از هردو طرف
13:ـ قبول ریسک در فیصدی کمتری( در صورت احتمال شکست اقدامات مصالحه)
14:ـ اعتماد به راه حل مورد نظر وتشویق دیگران برحمایت از این راه حل انتخاب شده ومورد نظر
15:ـ عدم تشویش ودلهره در مورد تصمیم اتخاذ شده جهت مصالحه
16:ـوباالاخره تحلیل وتجزیه همه جانبه راه حل انتخاب شده برای مصالحه وقطع جنگ
اینها مجمو ع مسائیل است که میتواند ما را در راه حل وفصل منازعه ازجنبه داخلی یاری وکمک نماید.بعد خارجی حل وفصل منازعه بحث دیگری است که در جایش باید مورد مطالعه قرار گیرد والسلام .