بمناسبت افتتاح بند سلما درهرات:
هندوستان کشور است دارای فرهنگ وادیان گونا گون "در این کشور هندوها مسیحی ها سیک ها مسلمانان بودائیها وسا ئیر ملیت ها مختلف درکنار هم زندگی میکنند چیزیکه آنها را بهم وصل میکند سرزمین شان است مردمان هند مردم آرام یگدیگر پزیربوده چنانچه مسلمانان هندوها سیک ها مسیحی ها واقوام مختلف دیگر باصلح وآرامش در حدود یکنیم میلیارد انسان در کنار یگدیگر زندگی میکنند جنگ قومی ومذهبی در بین خود ندارند احزاب وگروهای مختلف سیاسی بابرنامه وپروگرام های مشخص خودفعالیتها سیاسی دارندچیزیکه بسیار مهم بنظر میرسد این است که این کشور باوجودیکه کشور زیاد ثروت مند ی نبوده اما دارای همت عالی است که تاحالا در باز سازی افغانستان نقش اساسی داشته که ساخت بند سلما خود یکی ازنمونه های آن است اگر سائیر کشورها ی کمک کننده به افغانستان به پیروی ازهندوستان در کارها زیر بنائی افغانستان همکاری وکمک کنند واکتفا ء به کمک های بشری وروتینی نه نمایند یقینا افغانستان میتواند به پای خود به ایستدودر کنار کشور های دوست وهمسایه جایگاه اصلی خود را دریابد که جای دارد بدین مناسبت به تمام مردم افغانستان وبخصوص به اهالی محترم ولایت باستانی هرات افتتاح این سد آبی را تبریک بگویئم و آینده بهتر وروشنتری را به همه آرزونما ئیم والسلام
اوضاع پیچیده افغانستان و راه بیرون رفت از آن:
کشور عزیز ما افغانستان ازمدت سالیان درازی ا ست که گرفتار جنگ، بحران و اشغال نظامی توسط (اتحا د شوروی سابق )» بوده و متآسفانه هنوزهم جنگ در این سرزمین بیداد میکند. آوارگی ها و خانه خرابی ها ادامه دارد صدای مدهش سلاح های مخرب جنک هنوز خاموش نگردیده عملیات انتحاری وانفجاری بقوت خود ادامه دارد و از مردم قربانی میگرد و اگر مساعی هم جهت ایجاد صلح و ثبات از جانب( مجامع ملی و بین المللی) تا حالا صورت گرفته نتیجه دلخواه و مطلوبی را ببار نیاورده که این گفته بدین معنی نخواهد بود که می بایست از مساعی صلح جویانه دست برداشت و به طبل جنگ همچنان نواخت. زیرا همة ما باور داریم که هر جنگی نهایت آن صلح است و در حقیقت جنگ بزرگترین مصیبت در جامعه بوده که بنیاد جامعه انسانی را متزلزل ساخته و زندگی سر سبز انسان را درو میکند و از انسان مهر و عطوفت انسانی را می رباید لذا میبایست صادقانه و مخلصانه همه قلم ها و قدم ها در مسیر صلح واقعی بسیج شود.
تا چنان صلحی ایجاد گردد که دیگر جنگی را بدنبال نداشته باشد و طور نباشد که فقط جاها ی جنگجویان عوض گردد طوریکه تا حالا چندین بار چنین شده است عده ای اداره شهر ها را بدست گرفته و عده ای دیگری بکوه ها پناه برده و بتدریج به قرا ء ومحلات سرازیر شدند و اداره قراء و قصبات را بتدریج بدست گرفتند و با مساعد بودن شرایط محیطی و منطقه ای ا توانستند بجنگ خود همچنان ادامه دهند چه در کشور ما شرایط جنگ پارتیزانی وچریکی باموقعیت جغرافیائی وسیاسی خاصی که داردواز جانب همسایگان میتواند همیشه حمایه گردد موجود بوده
لذا هر قدم که برای ایجاد صلح در کشور بر داشته میشود باید اساسی و پایدار باشد و از امتیاز گیری و امتیاز دهی کرده بیشتر به صلح پایدار و اساسی فکر شود و همه عوامل، ریشه ها و انگیزهای جنگ و منازعه درست وصحیح ارزیابی گردد و به اصل مشکل توجه جدی صورت گیرد.ودر این راه صبر و حوصله مندی دست اندرکاران صلح متزلزل نگردد وباحوصله مندی وپشت کار بمسئولیت خود ادامه دهند وبمرحله برسند که هر دو طرف منازعه وجنگ اقلاً بیک سلسله اصول اساسی عملاً پایبندی از خود نشان دهند.تا قدمهای بعدی بتواند استوارترومتینتر برداشته شود زیرا جنگ چه از نظر اجتماعی و چه از نظر روانشناسی هر دو یک پدیده مصیبت بار و زشتی بوده که بر بالای انسان و جامعه به اجبار تحمیل میگردد که در اصل با کرامت انسانی انسان و جامعه سازگاری ندارد و از نظر شرع مقدس اسلام هم اگر در جایی مشروعیت پیدا می کند جنگ دفاعی بوده نه جنگ تعرضی زیرا از نظر اسلام جنگ در اصل و نفس خود هیچ حسن ذاتی نداشته چه جنگ ( قتل عبادالله و تخریب بلادالله است) که هیچ نوع زیبایی وحسن ذاتی ندارد و در یک کشور بار اصلی جنگ را مردم آن کشور بدوش میکشند که خانه هایشان خراب و فرزندان شان به قتل میرسد تلفات انسانی، خسارات اقتصادی، هزینههای عاطفی همه و همه مصیبتهای است که مردم گرفتار جنگ همه را میبپردازند، غرامت دهندگان اصلی جنگ مردم بوده در حالی که خوشان در ایجاد جنگ کمترین نقش را هم نداشته و ندارند ولی غرامتهای کلی جنگ را آنها میبایست بپردازند چنان غرامتهای که طور اجباری بر دوش آنها تحمیل میگردد لذا هر اقدامی که برای ایجاد صلح پایه دار برداشته می شود باید ازان استقبال گر دد ودر هر گفتگوی صلحی که مطرح میشود باید دست آوردهای چندین ساله مردم افغانستان در نظر گرفته شودوبا در نظر داشت تجارب تلخ گذشته که مردم خاطرات بدی را از آنها دارند بایست محتا طانه قدم برداشته وبه پیش رفته شودوبدین صورت میتوان از مساعی صلح جویانه دولت وحزب اسلامی آقای حکمتیار باحسن نیت استقبال کرد وآن راقدم مثبتی در راه ایجاد صلح سرتاسری که امید است اثرات خود را در بالای جریان طالبان نیز داشته باشد تلقی کرد وبه آینده امیدوار بود وماذالک علی الله بعزیز و السلام
در جهان امروزی ما همکاری های منطقه ای از نظر هیج صاحب نظری پوشیده نیست و برای افغانستان نیز این همکاری ها از اهمیت خاصی برخودار است.
کشور های که در یک حوزه جغرافیایی خاصی موقعیت دارند با احترام به حاکمیت های ملی و تمامیت ارضی یکدیگر میتوانند در عرصه های مختلف اقتصادی باهم همکاری نموده و برای زندگی مردم خویش خدماتی خوبی را ارائه نمایند که امضای پروژه کاسا 1000میتواند نمونه خوبی از این نوع همکاری ها بوده باشد وآسیای مرکزی را از طریق افغانستان به آسیای جنوبی وصل نماید وضرورت انر ژی برق را که افغانستان وپاکستان هر دوی آنها احساس میکنند بدین صورت مرفوع نماید وانتقال برق قیر قیزستان وتاجیکستان را از طریق افغانستان به پاکستان مساعد سازد وپاکستان که احساس اشد ضرورت به برق دارد ضرورت آن را مر فوع سازد وبخاطر باید داشته باشیم که به این نوع پروژه ها بایدکاملا از دید اقتصادی نگریسته شود نه از دید سیاسی که متا سفانه امروز دوستان همسایه ما چنین پروژه های را کاملا سیاسی فکر میکنند که نمو نه آن توافقنامه ترانزیت بین افغانستان وپاکستان را میتوان یاد کرد که هر زمانیکه پاکستانی ها بخواهند مرز تورخم بین افغانستان وپاکستان را مسدود اعلان میکنند وافغانستان را به مضیقه قرار میدهند که در همین روزها چنین رفتاری از جانب پاکستان بمشاهده میرسد که افغانستان باید در این زمینه فکر کند وراه بدیل را جویاشود وگر نه همان کاسه است وهمان شوربا والسلام
واگر داده شده است چرا عملی نمیگردد والسلام