بعداز فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی وتبدیل جهان بنظام تک قطبی امید بسیا ری وجود داشت که ممکن جهان بتنش زدائی برسد اما قرائن نشان میدهد که چنین چیزی علاوه بر اینکه صورت نگرفت بلکه بر عکس جهان بطرف تنش و تشنج بیشتری به پیش رفت چنانچه دراواخرقرن بیستم باختم جنگ سرد ونابودی اتحاد جماهیر شوروی سابق از صفحه روزگار تصویرمثبتی در ذهنیت ها درجهان ایجاد گردیده بود که ممکن زمینه تنش ومنازعه میان کشورها باالاخره ازبین برود ویا اقلا کمتر گردد ولی روند تحولات جهانی ومنطقه ای بر عکس نشان میدهد که بیانگر این حقیقت است : که هنوز تاختم تنش ومنازعه میان کشورها فاصله زیادی وجود دارد وحتی جریان تحولات جدید درعرصه سیاسی جهانی نمایانگرآن است که تنش ها ورقابت های جدیدی درحال آمادگی و شکل گیری است. چنانچه تعدادی ازکشورهای درحال صنعتی شدن درقاره آسیا ماننده هنگ کنگ تایوان کره جنوبی سنگاپور زیر نام( ببرهای آبی) وظهورجمهوری خلق چین باسرعت تمام درعرصه رشد وتوسعه اقتصادی ووضعیت موجودیکه امروز درخاورمیانه جریان دارد وعوامل بازدارنده دیگر همه سبب میگردد که نتوان ازتنش ورقابت میان کشورها بطور کامل مطمئن بود و حتی عده ازناظران وتحلیل گران بر این باور اندکه جنگ سرد جدیدی درجهان درحال ظهوراست این بار نه دراروپا بلکه درقلب آسیا که یک طرف آن را جاپان کره جنوبی بهمکاری نزدیک ا یالات متحده امریکا وجانب دیگر رادوقدرت اتمی دیگر جهان یعنی چین وکوریای شمالی تشکیل میدهند واوضاع در خاور میانه واروپای شرقی چون مصر سوریه عراق یمن واکراین از آن هم پیچیده تراست که به آسانی نمیتوان ازحالا آینده درست راپیشبینی کرد.و امید واربود که به زودی وآسانی تنش میان کشورهای جهان از میان رفته ویا کاهش جدی پیدا میکند
سال نو ونوروزخجسته طبیعت برهمگان مبارک باد :
یکسال دیگر از عمر ما گذذشت قبل از اینکه کسی از ما حساب بگیرد خود ما باید آماده محاسبه باشیم تا در یکسال که گذشت چه کردیم؟ چه کار های نیک وخیری انجام دادیم و آیا دست کدام بینوا و مظلومی را گرفتم ومردم از شر دست وزبان ما در امان بوده اند؟ پیامبر اسلام ( ص ) میفرماید : مسلمان کسی است که مردم از شر زبان
ود ستش در امان باشد (المسلم من سلم المسلمون من یده ولسانه )
واگر کار های خوب ونیکی در سال که گذشت کمتر انجام داده باشیم امید است که درسال آینده بهتر انجام د اده بتوانیم
با عرض احترام سید محمد خیرخواه
به گزارش دفتر منطقه ای
خبرگزاری فارس، بخش مهمی از کتاب «زبان مشترک میراث گرانبهای نیاکان ما» به ادبیات
دوران معاصر اختصاص دارد که مؤلف در این بخش، زبان و ادبیات فارسی در کشور های
ایران، افغانستان، تاجیکستان، و برخی کشورهای آسیای میانه و شبه قاره هند را به
شکل مستقل بررسی کرده است و نمونه هایی از آثار شاعران و نویسندگان این کشورها را
نیز آورده است.
در بخش ادبیات معاصر،
از ایران به آثار «ملک الشعرا»، «محمدتقی بهار»و، «فرخی یزدی»، «محمدحسین شهریار»، «فروغ فرخزاد»، « حمید سبزواری»، «هوشنگ
ابتهاج» و «علی شریعتی» اشاره شده و نمونه هایی از آثار آنان در این کتاب به چشم
میخورد.
از شاعران و
نویسندگان افغانستان، نیز یاد آوری کرده وبه آثاری از «خلیل الله خلیلی»،
«محجوبه
هروی»، «صلاح الدین سلجوقی»، «عبدالرحمن پژواک»، «صوفی عشقری ودیگران نیز اشاره
کردیده وبه آثا ر آنهاپرداخته شده
در مقدمه کتاب، سید
محمد خیرخواه سفیر سابق افغانستان در تهران به نقش زبان فارسی و تأثیری که بر
فرهنگهای دیگر از جمله تأثیر عمیقی که بر شبه قاره هند داشته، اشاره نموده است.
وضعیت کنونی زبان
فارسی در ایران، افغانستان، تاجیکستان و آسیای میانه بخش دیگری از پیش درآمد این
کتاب است که نویسنده ضمن بررسی وضعیت زبان فارسی در این کشورها، به عوامل ورود
واژههای بیگانه در زبان فارسی پرداخته است.
«سیدمحمد خیرخواه»
مؤلف کتاب همچنین با ذکر برخی از اهداف «فرهنگستان زبان و ادب فارسی» در ایران به
پیشینه این فرهنگستان پرداخته ودر این کتاب نگاهی نیز به گذشته ادبی زبان فارسی و
نظم و نثر هر دوره ادبی دارد. در این کتاب به شکل گذار دورههای ادبی بررسی شده و
نمونه هایی از هر دوره نیز در کتاب بیان شده است.
از دوره اول زبان
فارسی که قرن سوم تا پنجم هجری را شامل می شود، مؤلف نمونه هایی
از آثار «رودکی»، «فردوسی طوسی»، «خواجه عبدالله
انصاری و نویسندگان وشاعران دیگر این دوره را در کتاب آورده است.
دوره دوم ادبی که از
ابتدای قرن ششم تا هشتم هجری قمری را شامل میشود، نمونه هایی از نظم و نثر «مولانا
جلال الدین محمد بلخی»، «عطار نیشابوری»، «سعدی شیرازی»، «ابوالفضل بیهقی»، «سنائی
غزنوی»، «انوری ابیوردی»، «کمال خنجندی»، «امیر خسرو دهلوی»، «نظامی گنجوی»، «عبید
زاکانی» و تعدادی دیگر از شاعران در این اثر به چشم میخورد.
از دوره های سوم و
چهارم که از ابتدای قرن هشتم تا اواخر قرن سیزدهم هجری را شامل میشود، مؤلف ضمن
بررسی مختصری که بر این دورانها داشته، نمونه هایی را از نظم و نثر هر دوره ای را در
کتاب آورده است.
آثاری از «حافظ
شیرازی»، «امیرعلی شیرنوایی»، «عبداالرحمن جامی»، «صائب تبریزی»، «عبدالقادر بیدل
دهلوی»، «مولانا حسین واعظ »، «طبیب اصفهانی»، «فروغ بسطامی»، «هاتف اصفهانی»،
«قاری عبدالله»، «اقبال لاهوری».
نیز دیده میشود ودرقسمت
اخیر کتاب به شعرای دوره جها د ومقاومت افغانستان پرداخته شده است ودر طرح روی جلد این کتاب
که به قلم «سیدمحمد خیرخواه» در 256 صفحه منتشر شده رسم جالب از گذشتگان بچشم
میخورد «
لزوم تطبیق قانون بطور اشد آن در قبال جنایتکاران ومجرمین :
انسان جانی و مجرمی که یک عمل جرمی و جنائی را درمقابل فرد معینی انجام داده اورا زخم زده لت وکوب کرده ویابقتل رسانده گرچه در اصل مجرم جرم و جنایتی مشخصی را درمقابل فرد معینی انجام داده
به او زخم زده لت وکوب کرده ویابقتل رسانده ولی چون جرم وجنایت علاوه بر جنبه شخصی وخصوصی جنبه اجتماعی (حقوق الله) نیز دارد لذا جامعه نیز درمقابل مجرم وجانی طرف منازعه قرار میگیرد چنانچه اگر مجرم وجانی جزای لازم نبیند امنیت وآسایش جامعه بخطر می افتد واز جامعه امنیت وآسایش گرفته میشود از این جهت است که می بینید جامعه نیز در کنار فرد متضرر در مقابل مجرم طرف منازعه قرار دارد. چنانچه اگر جانب فردی دعوا و منازعه یعنی فرد (متضرر) جا نی ومجرم را بتنهائی ببخشد واز حق خویش درمقابلش در گذرد با این عفو وبخشش حق جامعه در مقابل مجرم سقوط نمیکند .وحق جامعه بقدرت خود باقی میماند واین حق را فرد (متضرر)
( ضرر دیده ) بتنهائی بخشیده نمیتواند لذا میبینید که در مقابل مجرم وجا نی جامعه نیز طرف منازعه بوده وحقوق متعلق بجامعه که(به کلیه افراد جامعه تعلق دارد) در قضیه جرم و جنایت جامعه نیز متضرر میگردد لذا فرد متضرر بتنهائی مجرم را بخشیده نمیتواند.زیرا حقوق متعلق بجامعه بواسطه مصئونیت وآسایش جامعه وحفظ حقوق آن درنظر گرفته شده و اهمیت خاص خود را دارد چنانچه اگر قاتل وجنایتکاری بعد از ارتکاب جرم وجنایتی که انجام داده جزای لازمی نبیند علاوه بر اینکه در حق فرد متضرر ظلم میشود بلکه بر حقوق متعلق بجامعه نیز تجاوز وتعدی صورت میگیرد. بطور مثال قاتلیکه بقتل فرد مشخصی ازافراد جامعه مبادرت کرده وعمل جرمی وجنائی( قتل) را درمقابل مقتول انجام داده این عمل جرمی او گرچه جنبه فردی وشخصی داشته ووارثین مقتول درمقابل قاتل صلاحیت اقامه دعوا طلب قصاص ودیه (خون بها) وغیره را ازنظر حقوقی وشرعی داشته باشند که دارند ولی ارتکاب جرم وجنایت چون مصئونیت وامنیت جامعه را نیز بخطر مواجه میگرداند لذا بنمایندگی ازجامعه (حقوق الله) دولت حق دارد بعنوان مدعی العموم در مقابل مجرم وجانی اقامه دعواکند وطرف منازعه درمقابل (مجرم) قرار گیرد تا جائیکه در این مورد حتی فرد متضرر ویاوارث ووکیل آن حق ندارند و نمیتوانند مجرم وجانی را مورد عفو وبخشش قرار دهند واز جرم اوبگذرند. واگر قانون در جامعه تطبیق نگردد وای بر حال چنین جامعه خواهد بود ؟
سید محمد خیرخواه