|
||||||||||||||||||
اولویت
های سیاست خارجی
طوریکه میدانید هر کشوری نسبت به شرائط خود دارای اولویت های سیاسی بوده که در این میان کشور ما هم از این قاعده استثا نبوده که اگر خواسته باشیم سیاست خارجی کشور خود را اولویت بندی کنیم بطور مثال به این نتایج خواهیم رسید.
1. تامین امنیت و حفظ منافع ملی.
2. رابطه نیک با جهان و کشور های منطقه و همسایه.
3. احترام بحقوق بشر و کرامت انسانی و حقوق زنان و اطفال .
4. عدم مداخله در امور داخلی یکدیگر.
5. همکاری منطقه ایی وبر جسته نمودن نقش ترانسپورت و ترانزیتی افغانستان در منطقه.
6. جذب کمک های بین المللی.
7. اولویت دادن بمنابع اقتصاد داخلی و دانش روز.
8. ارتقای توانمندی های زراعتی و مالداری و محیط زیست و معادن کشور .
9. تثبیت جایگاه افغانستان در جامعه بین المللی.
10.دوری جستن افغانستان از تشنجات ومنازعات منطقه ایی وبین المللی وغیره خواهد بود.
که بنظر میرسد اولین اولیت سیاست خارجی افغانستان تامین امنیت از ابعاد گوناگون آن بوده زیرا تا زمانیکه امنیت بمعنی همه جانبه اش تامین نگردد هیج کار بنیادی و اساسی نمیتواند در کشور صورت گیرد وهر نوع توسعه اقتصادی و بشری وابسته به شرایط امنیتی است ودر تامین امنیت است که بهتر میتوان منافع ملی کشور خویش را حفظ کرد و از جانب دیگر برای حفظ امنیت و توسعه اقصادی داشتن روابط نیک و حسنه با جهان و کشور های منطقه وهمسایه نیز شرط ضروری بوده و گرنه با مداخله دیگران در امور داخلی کشور نمیتوان به تامین امنیت پایدار موفق گردید لذا اولویت دوم در سیاست خارجی کشور رابطه نیک وهمه جانبه افغانستان با جهان و کشور های منطقه وهمسایه خواهد بود.
طوریکه اشاره کریم در سایه امنیت است که میتوان احترام بحقوق بشر وکرامت انسانی و حقوق زنان و کودکان وغیره را مطرح ساخته و به آن عملکرد زیرا در جامعه که امنیت وجود نداشته باشد قانون نمیتواند تطبیق گردد ودر عدم تطبیق قانون موضوع احترام بحقوق بشر وغیره حقوق انسانی نمیتواند جایگاه خود را پیدا کند لذا احترام بحقوق بشر و کرامت انسانی وتامین حقوق زنان واطفال در اولویت سوم سیاست خارجی کشور میتواند مطرح گردد.
اولویت چهارم ـ در سیاست خارجی کشور میتواند موضوع عدم مداخله درامور داخلی یکدیگر مطرح گردد زیرا در صورت ادامه مداخله از جانب مداخله گران هر چیز یکه ساخته شود از طرف کشور مداخله گر میتواند تخریب و سبتاژ گردد.
اولویت پنجم ـ سیاست خارجی کشور همکاری منطقه ایی در عرصه اقتصادی و تجارتی میان افغانستان با کشور های منطقه وهمسایه و صاحب گردیدن نقش اساسی ترانسپورت و ترانزیت زمینی میان افغانستان و کشور های منطقه توسط افغانستان خواهد بود .
اولویت ششم ـ سیاست خارجی کشور جذب کمک های اقتصادی جامعه جهانی بوده زیرا بدون کمک هایی جامعه جهانی افغانستان نمیتواند روی پای خود به ایستد وهنوز افغانستان به کمک های خارجی اشد ضرورت دارد.
اولویت هفتم ـ سیاست خارجی کشور تمرکز بر روی تولیدات ملی وتسهیلات برای مولدین و تجار کشور بوده که با فراهم سازی زمینه بازار یابی و توجه جدی به استخراج معادن کشور و تربیه پرسونل فنی با داشتن اندوخته های علوم و فنون روز بوده میتواند.
اولویت هشتم ـ سیاست خارجی کشور بر اساس و مبنای اینکه وزارت خارجه جزء از نظام کشور را تشیکل داده و به تنهایی نمیتواند سیاست جدا از سیاست کل کشور داشته باشد از این جهت هم آهنگی میان همه ارگانهای دولتی یکی از نیاز های اساسی سیاست خارجی کشور بوده وارتفای توانمندی های افغانستان در عرصه زراعت و مالداری ومحیط زیست با هم آهنگی وزارت خانه های مربوطه میتواند یکی دیگر از اولویت های کشور به حساب آید.
اولویت نهم ـ سیاست خارجی کشور تثبیت جایگاه افغانستان در عرصه بین المللی با داشتن سیاست فعال و حضور پر رنگ در مجامع بین المللی خواهد بود.
واولویت دهم ـ سیاست خارجی کشور دوری جستن افغانستان از تشنجات و مازعات منطقه ایی وبین المللی بوده که با انتخاب سیاست مبنی بر اینکه افغانستان نقطه وصل کشور های منطقه وفرا منطقه بوده نه نقطه فصل آنها که خوشبختانه با موقعیت که افغانستان دارد میتواند در این زمینه نقش خوبی را ایفا کند.
کشورما برای ثبات و دوام دولت وحدت ملی احتیاج به پروژه های مختلفی دارد. تا مردم در آینده افغانستان امید وار گردند. لذا بنظر میرسد احتیاج به پروژه های طویل المدت میان مدت و کوتاه مدت مختلفی اشد ضرورت احساس میگردد. و به تعبیر دیگر به پروژه های بزرگ و کوچکی در این زمینه احتیاج است تا مردم بیشتر امید وار گردند.ماننده پروژه های بزرگی که در سطح ملی میتوانند مطرح شوند مثل رسانیدن آب رود خانه
پنجشیر به شهر کابل و گاز شبرغان به کابل و استفاده از آب دریای آمو برای شهر مزار شریف وزدن نیروگاهای آبی در بالای دریای هریرود و پروژه های کوچک وبزرگ دیگری که مصرف بزرگ با خود همراه ندارند ماننده ترمیم خط لین اوتوبوس های برقی در شهر کابل ازدیاد اوتوبوس های شهری احداث پارک ها وسنجیدن چاره برای دریای کابل وایجاد سرسبزی در شهر ها و توجه به ثبات نرخ ها به خصوص احتیاجات اولیه مردم و کنترول معادن و ثروت های ملی وایجاد کار برای مردم وتکمیل کابینه وازهمه مهمتر ایجاد صلح وامنیت و امثال اینها خواهد بود چنانچه اگر به فکر و چاره چنین پروژه های امید وار کننده نگردند مردم افغانستان خسته تر میشوند و به تدریج از دولت جدید نیز فاصله میگیرند. و جریانات سیاسی از حضور مردم تجرید خواهد شد و مردم از بدنه سیاسی آنها جدا خواهند گردید و مسئولین دولت وحدت ملی میتوانند ابتکار چنین پروژه های را عهده دار شوند و مردم را همچنان باخود حفظ کنند.واز بی سرنوشتی آنها را نجات دهند
بااحترام
طوریکه پیشتر اشاره کردیم علت وانگیزه منازعه طوریکه میتواند فردی وشخصی بوده باشد میتواند اجتماعی وسیاسی ویا عوامل دیگری نیز داشته باشد ویا هم علت وانگیزه فردی واجتماعی هردو باهم علت وانگیزه منازعه را طور مشترک تشکیل دهند.ودرنتیجه سبب بروز منازعه گردند.چنانچه بعضا ممکن منازعات فردی بمنازعات اجتماعی مبدل گردد درحالیکه دراصل علت وانگیزه منازعه فردی بوده مگر همین علت وانگیزه فردی به انگیزه اجتماعی تغییر شکل داده وشکل منازعه چهره منازعه اجتماعی را بخود گرفته بطور مثال درزندگی خانوادگی معمولا منازعه بین مرد وزن (دعواهای خانوادگی) اکثرا انگیزه شخصی وفردی دارد مگر همین انگیزه شخصی بعضا میتواند به انگیزه اجتماعی مبدل گردد بطور مثال: شوهری بخانمش میگوید: درانجام فلان کار تو مقصر هستی ؟ خانمش درجوابش میگوید من دراین کار تقصیری ندارم بلکه تقصیر کار علت وانگیزه دیگری دارد شوهر ادامه داده میگوید:نه تنها تو بلکه این از خاصیت وخصال شما زنان است که درانجام هر کاری بهانه می آورید؟ ومسئولیت خود را قبول دارنمیشوید؟.طوریکه ملاحظه میفرمائید تا اینجا علت وانگیزه منازعه مشاجره لفظی بین شوهر وخانمش بوده وروشن است که علت وانگیزه منازعه میان شوهر وخانمش کاملا شخصی بوده. مگر زمانیکه پای دیگران بمیدان کشیده میشودعلت وانگیزه منازعه ازحالت فردی بحالت اجتماعی تغییرشکل میدهد وحتی ممکن سبب کشمکش وتبعیض جنسیتی بین مردان وزنان نیزگردد وانگیزه را بمیا ن آورد تاهمه زنان جامعه خود را در این منازعه شریک وسهیم بدانند ویا بر عکس زنی به شوهرش میگوید:رفتار ورویه تو درمقابل اولادهای ما بسیار خشن وزننده است نه تنها تو خشن هستی بلکه تو و همه مردان وبخصوص همه وابستگانت همچنین خشن وبد خوی هستند؟ که در اینجا بازممکن که این منازعه فردی وشخصی بمنازعه قبیلوی وجنسیتی تبدیل گردد. وبمنازعه بین فامیل ووابستگان زن وشوهر منجر شود. ویا کارگر یک کارخانه درمورد مزد وشرائیط کار ی خود با کارفرما اختلاف پیدا میکند که همین اختلافش که علت وانگیزه شخصی دارد ممکن از منازعه فردی بمنازعه صنفی تغییرشکل دهد وسبب سهیم شدن سائیر کارگران کارخانه نیز دراین منازعه گردد.چنانچه میگویند.
بزرگترین جنگ ها درجهان ازهمین مسائیل کوچک وخرد آغاز گردیده چنانچه جنگ اول جهانی به بهانه قتل فرانسیس فرید نالد ولیعهد اتریش درسال1914 آغاز گردیده که نتائیج بس ناگوار آن همه جهان را متاثر ساخت.وباعث کشتار میلیون ها انسان وخسارات بزرگی درجهان گردید.
بسم الله الرحمن الرحیم
خوشبینی وحسن نظر به مردم
ازنظراسلام واعلامیه جهانی حقوق بشر:
حسن نظربمردم در اسلام به اندازة قوی و استوار وجود دارد که
هیچ کسی حق ندارد به کسی دیگری به دیدة شک
و تردید بنگرد چه در آثار و متون اسلامی ما (ظن المؤمن خیر)
آمده است. و از نظر عدالت وقضاوت اسلامی و حقوق پذیرفته
شدة بین المللی هم هیچ کس تا زمان اثبات جرم وی در دادگاه
صالحه به اثبات نرسد به دیدة مجرم و گنگهار دیده نشده
و به حیث مجرم شناخته نمیشود. چنانچه در ماده 11 اعلامیه جهانی
حقوق بشر نیز در این رابطه چنین آمده است:
(هر کس که به جرم (گناهکاری) متهم شده باشد،
تا وقتی که در جریان یک دعوای عمومی که در آن،
کلیه تضمینات لازم برای دفاع او تأمین نشده باشد
تقصیر و گناه او قانوناً محرز نمیگردد و بی گناه
محسوب میگردد. (اصل برائت)و
هیچکس برای انجام یا عدم انجام عملی که در
موقع ارتکاب آن عمل به موجب حقوق ملی یا بین المللی
جرم شناخته نمی شده محکوم نخواهد شد. به همین
طریق هیچ مجازاتی شدید تر از آنچه که در موقع ارتکاب
جرم بدان تعلق میگرفته در بارة احدی اعمال نخواهد شد.)(1)
حسن نظر بمردم از دیدگاه رأفت اسلامی هم طوری است که
بطور مثال اگر علامات مثبت و منفی هر دو در اثبات و نفی
ایمانداری شخصی دلالت کند به این صورت که علامات
کمتری برای اثبات و علامات بیشتری برای نفی ایمانداری
آن وجود داشته باشد همین علامات کمتر نسبت به علامات
بیشتر ترجیح داده شده و چنین شخص را کسی حق ندراد
از دایرة اسلام خارج ساخته و مسلمانش نداند. که این
خود نمایانگر وسعت نظر و حسن نیت اسلام نسبت بمردم
را نشان میدهد. اینطور نیست که مهر و تاپة فسق و تکفیر
در جیب هر کسی موجود بوده و هر کسی که به نظر آن
بدجلوه کند فوراً از مهر و تاپة تکفیر وتسفیق استفاده نماید
و آن را متهم به بی دینی و فسق فجور و لامذهبی کند.
چنانچه در مذهب امام اعظم ابوحنیفه «رح» این خوشبینی
و حسن نظر نسبت بمردم به اندازة قوی، متین و استوار
موجود است که ایشان هیچ کس از اهل قبله مسلمین
را از دائره دین خارج ندانسته و همه اهل قبله مسلمین
را مسلمان میدانند(1) و اعمال هر کس را به خود کس
مربوط دانسته و کس دیگری را جوابگوی آن اعمال نمیدانند.
حتی نسبت به اسلاف و وقایع تاریخی و جنگهای داخلی
بین مسلمانان در گذشته تاریخ نیز چنین ابراز عقیده میکند:
«هم رجال و نحن رجال و لا تسئلون عما کانوا یفعلون»
گذشتگان انسانها و شخصیت های بودند که خودشان
جوابگوی اعمال خودها، هستند و ما هم مردمانی هستیم
که جوابگوی اعمال خود خودمان، میباشیم، یقیناً که هیچ
کس از اعمال کس دیگری مسئولیت جوابگویی
ندراد بلکه هر کس جوابگوی اعمال خودش خود او است.
عوامل و انگیزه های قیام 24 حوت 1357 هرات:
با کودتادی هفتم ثور 1357 و فشاربی حد وحصر حزب دموکراتیک خلق بربالای مردم افغانستان. چنانچه هم زمان با کودتای ثور دست بکشتار مردم زده و چنان بی رحمانه ووحشیانه عمل کردند که تاریخ گذشته افغانستان کمتر مثال آن را بخود دیده بود- نامردی ها بی مروتی ها تا راج گریهای و غصب املاک مردم بحدی زیاد بود که هیچکس احساس امنیت نمیکرد و هیچ یک از اقشار مردم در امان نبودند ترس و وحشت در اندک زمانی در همه سرزمین افغانستان سایه افگنده بود چنانچه دکتور حقشناس یکی از نویسندگان دوره جهاد در این باره چنین مینویسد: رعب وترس در اندک زمانی همه جا را فرا گرفته بودو کابوس وحشتناک مرک بر هوا و فضای کشور سایه افگنده دژخیمان ظالم همه جا با نیزه بر دست و ضبط الصوت در زیر بغل جلوه نمائی میکردند و همین که قد و قامت کسی در نگاه شان مطلوب هم نمیخورد فوری اورامیگرفتند و به شکنجه گاهش می بردند.
عمارت صدارت زیر خانه های وزارت دفاع، وزارت داخله، وزارت مالیه و چندین خانه و سرای دیگر همه برای شکنجه و نگهداشت زندانیان اختصاص داده شده بود. و شب ها تا سحر انسانهای بیگناه ووطن دوست
و مسلمان را تعذیب و شکنجه میکردند انواع شکنجه ها ووسائیلی که از آنها در این زمینه استفاده می شد چنان زیاد و ننگین و دور از کرامت انسانی بود که نمیتوان از آنها یاد کرد (1)
افرادیکه توسط رژیم گرفتار می شدند ماه ها از سرنوشت آنها وابستگانشان آگاهی نداشتند و دراین مدت بسا از مردم در زیر شلاق و ضربات و حین بکار بستن آلات شکنجه جان میدادند وعده که جان سالم بدر می بردند روانه زندان پل چرخی میگردیدند در بین اعضای حزب رسم بر آن بود که از مدیر عمومی به بالا همه ایشان بعد از انجام کارهای اداری روزانه مربوطه خود به زندانها میرفتند و زندانیان را شکنجه میکردند پل چرخی یاگشتارگاه انسانهای بی گناه هر شب شاهد جنایات. تازه ای بود و زندانیان بچشم سر میدیدند که هر شب تعدادی از برادران شان فرا خوانده می شوند و دیگر هرگز بر نمیگردند. ماشین های زمین کنیی از صبح تا شام در پولی گون های پلچرخی و حومه آن فعالیت میکردند تا برای قربانیان شب آینده که می آیند گودالی را آماده نمایند. و همینکه سیاهی شب برچشم ها پرده می افگند لاری ها
ونفر بر ها مملو از زندانیان زنده و مرده و نیمه جان میرسیدند و محموله خود را در آن کودال های فرو می ریختند و توسط بلدزر ها و تراکتورها به روی آنها خاک می ریختاندند و بدینصورت روز های سیاه و خونین یکی بعد از دیگری سپری می شد. و خشم و نفرت مردم فزونی می یافت، که با الاخره افسران مسلمان در قرارگاهای عسکری و روستائیان در دهات وخیابانها به اقدامات عملی دست می یازیدند که در بسا موارد با درگیری های مسلحانه می انجامید آدم کشان حرفوی بر روی هموطنان خود بی رحمانه اتش میگشودند
و با تمام قدرت و امکانات میکوشیدند تا هر حرکتی را در نطفه خنثی و خاموش سازند. چنانچه عده از مردم را بنام سرمایه دار و فیودال و عده ای دیگر را بنام ارتجاع سیاه و عده ای را بنام ناسیونالیست های تنگ نظر میکوبیدند وعلنا باهمه دشمنی میکردند و به اساس منطق نا معقولی
(که هرکسی باما نیست دشمن ما است) با تمام مردم افغانستان اعلان جنگ داده بودند بسیاری از مردم بی گناه وبی خبر از همه چیز را بکشتارگاها می فرستادند و بدون پرسان میکشتند و یا حبس و زندانی کرده تا اینکه در فرصت مناسبی بتوانند آنها را نابود کنند در این زمینه بحدی غلو نمودند که در مدت بسیار کوتاهی تمام زندانهای کشور در مرکز و ولایات راپر از مردمان بی گناه گردانیده حتی عده ای را در مخفیگاها به اثر شکنجه و لت وکوب میکشتند و یا علیل و نا توان شان می ساختند. که بطوخلاصه میتوان گفت:
که بعد از بقدرت رسیدن حزب دیموکراتیک خلق افغانستان ( در هفتم ثور 1357هجری شمسی) این حزب زیر نام اصلاحات درعرصه زندگی اجتماعی وفرهنگی مردم تمام انواع افراطگرائی ها را که ممکن بود بکار بست و انجام داد انواع کشتار ها شکنجه ها زندان انداختن ها وتصفیه ها به اساس فلسفه که قبلا یاد آور شدیم( هر کس باما نیست دشمن ماست ) –بلند پروازی های انترناسیونالستی ائیدیالوژیکی 3-توزیع اراضی مردم بدون کدام مدرک قانونی وحقوقی به دیگران زیر نام اصلاحات اراضی ومبارزه با فیودالیزم بشیوه خاص خود 4- لغو تمام قروضی که صاحبان اراضی به کشتمندان ودهقانان خود پرداخته بودند .5
- به اصطلاح مبارزه با بیسوادی به شیوه مخصوص خود ویابتعبیر دیگر جنگ با عرف وعادات مردم درسرتاسر کشور. 6- لغو مهریه شرعی زنان زیر نام تامین (مساوات حقوق مردان و زنان) درجامعه. بطور خلاصه همه اینها مجموعه به اصطلاح اصلاحات انقلابی بود که از جانب حزب دیموکراتیک خلق افغانستان بعد از کودتای هفتم ثور در افغانستان علم گردیده بود که عکس العملهای جدی مردم را بدنبال داشت.
و درقسمت تصفیه مخالفان باید گفت: بحدی غلو وافراطگرائی کردند که در مدت بسیار کوتاهی دها هزار نفررا بکام مرگ فرستادند وهزاران انسان دیگررا به زندانها ومیلیونهارا آواره دیار دیگران ساختند.کشتن بدون محاکمه زجر وشکنجه توهین وتحقیر ضبط اموال واملاک مردم یک امر عادی وپیش پا افتاده گردیده بود که هریک از اعضای حزب صلاحیت آن را داشتند که چنین کاری را انجام دهند ظاهر طنین در کتاب خود بنام افغانستان در قرن بیستم (1) از این رفتارها چنین یاد میکند: دستگیر شدگان یابکشتار گاه معروف به پولیگون پل چرخی ویا به زندان پل چرخی فرستاده می شدند که میان مرگ وزندگی شان فاصله کوتاه بود زندان پل چرخی خود یک شکنجه گاه بشمار میرفت زندانی ها حق نداشتند باهم صحبت کنند زندانی ها حق نداشتند درمحوطه زندان آزاد گشت وگذار کنند طی 24 ساعت یکبار جهت رفع ضرورت میتوانستند بیرون بروند وهر روزهر زندانی را که می آوردند کسی نمیتوانست از او پرسان کند که به چه اتهام آورده شده چه جرمی داشته ودرکجا دستگیر شده ویاباشنده کجا است؟ معلوم نیست چه تعدادی دردوران حکومت بیست ماهه خلقی ها بقتل رسیدند ویازندانی شدند ولی پس از برکناری تره کی حفیظ الله امین یک لیست دوازده هزار نفری کشته شده ها را اعلام کرد تانشان دهد که مسئول بازداشت ها وکشتارهای خود سرانه تره کی بوده است اما سیدمحمد گلاب زوی یکی از فعالان کودتا ی هفتم ثورکه بعدها عضو دفتر سیاسی ووزیر داخله وقت گردیده بود مدعی است که مسئولیت کشتارها وسرکوبها را امین بعهده داشته است.او علاوه میکند برخورد در مجموع بامردم بسیار زشت بود کلتور(فرهنگ) وعنعنات مردم را در نظر نداشته عمل میکردیم بدون محاکمه کشتن بندی کردن واموال مردم را ضبط کردن درهیچ یک از قوانین دنیا وجود ندارد که از جمله بزرگترین اشتباه ما بعد از هفتم ثور این بود که صورت میگرفت بطور مثال بنقل از (گلاب زوی) چنین حکایت میکند: برای تان بگویم: درمورد موسی شفیق همینکه صبح شد عمل انجام شده بود اورا بشهادت رسانده بودند ویا نور احمد اعتمادی اومیگوید من
وتره کی صاحب سر چای نشسته بودیم حفیظ الله امین آمد وگفت تره کی صاحب والله بچه ها این طور یک کاررا کردند از دست تره کی پیاله افتید گفت چرا اینها مردمان ملی بودند خوب موقتا در آنجا می نشاندی شان(موقتا در زندان می بودند) اینهارا چرا بشهادت رسانیدید امین گفت: والله بچه ها این کار را کردند گلاب زوی میگوید: من گفتم امین صاحب فردا تاریخ است درمورد تاریخ چه میگوئی؟ او به پشتو گفت :سید محمد جانه وائی هر حوک تاریخ په خپله گته نوشته کوی گفت هر کس تاریخ را بنفع خود نوشته میکند من که نباشم هر چه میکنند بکنند.
بگفته بارنت روبین افغانستان شناس امریکائی (1) او میگوید سیاست سرکوب وتروراز ساده انگاری وبرخورد میکانیکی رژیم نسبت بمسائل پیچیده اجتماعی مایه میگرفت اساسا آنها میخواستند گروهای را که در میدان قدرت رقیب خود میدانستند ازمیدان بر دارند وهمه را به زندان بیندازند وهمین امر نشان میدهد که درک ودریا فتی که آنها از جامعه داشتند بسیار ساده انگارانه وسطحی نگرانه واز لحاظی مغاییر با اخلاق انسانی بود به این معنی که آنها فکر میکردند که تودهای مردم زندانی عناصر نا باب شده اند ویا گروهای ناصالح آنها را به اسارت خود در آورده اند واگر آنها کار گذارا ن این گروها را بکشند آن وقت مردم از تصورات کاذب خود دست برخواهند داشت وبا گروه جدیدی که میخواهد آنها را رهائی بخشد متحد خواهند شد واین طرز فکر نشان دهنده آن است که آنها ازطبیعت وخصلت جامعه وفرهنگ افغانستان هیچ گونه شناختی نداشتند.
که این اعمال و حرکت ها باعث قیام های عمومی مردم بتدریج در گوشه وکنار کشور گردید و قیام های عمومی یکی پی دیگری در ولایات مختلف آغاز میگردید. که از جمله قیام های عمومی مردم افغانستان یکی هم قیام عمومی 24 حوت خونین سال 1357 هرات است که این قیام بتدریج.
از قریه ها و روستاها آغاز و بصوب شهر هرات به پیش میرفت. چنانچه که هر روزه مردم در ولسوالی ها دست به اقدامات عملی میزدند و مآمورین دولتی از جمله ولسوال ها و سایر مآمورین را اگر با مردم همراه نمیگردیدند از سر راه خود آنها را بر میداشتند ولسوالی ها پشتون زرغون او به، غوریان، زندجان انجیل گذره از دیگران پیش قدم بودند. چنانچه اولین اقدامات عملی بمقابل رژیم از قریه (سلیمی) در ولسوالی پشتون زرغون آغاز شد که بعد در قریه( ده نو) در ولسوالی گذره و قریه (مار آباد) در ولسوالی پشتون زرغون و قریه صبیره در ولسوالی اوبه و در قراء از ولسوالی های غوریان، زندجان انجیل و گذره قیام های مردم هر روز شدت بیشتری بخود میگرفت. چنانچه بمدت کمی مردم توانستند ولسوالی ها را از دست رژیم آزاد سازند ودر روز 23 حوت 1357 مردم هرات با یگدیگر قرار گذاشته بودند که همه مردم از اطراف و نواحی شهر هرات به داخل شهر تعرض کنند و شهر هرات را نیر از دست رژیم آزاد سازند و در همین زمان بود که پیام رهبران مجاهدین از بیرون نیز بمردم مواصلت کرده بود.
مردم بوقت موعود همه از اطراف شهر بصوب شهر با نعره های تکبیر و بیرق های سبز با تزئین کلمه طیبه (لااله الا الله محمد رسول الله) و الله اکبر بحرکت در آمدند و پسته های خرد و کوچک رژیم را با دست خالی از سر راه خود برداشته و خلع سلاح میکردند. مگر در دو جای در داخل شهر هرات بمقاومت شدیدی روبه روگردیدند یکی در قلعه اختیارالدین (ارک) و دوم در قوماندانی امنیه هرات بود که آنهم بعد از مدت مقاومت بادادن تلفات از هر دو طرف این هر دو مرکز را مردم باالاخره تسخیر کردند و تقریباً کل شهر هرات دیگر بدست مردم افتاده بود. که در این وقت رژیم به فرقه ( زلمی کوت (مرکز اردو) امر اور (آتش) را بالای مردم و شهر هرات داد مگر منصبداران مسلمانان از این امر رژیم سر پیچی کردند و اطاعت نه نمودند و بر بالای مردم آتش نگشودند بلکه بر عکس به وابستگان رژیم هجوم آوردند وعدة ای را از پای در آوردند. در این وقت طیارات جنگی رژیم و شوروی ها از کشور های همسایه افغانستان به پرواز در آمده شهر و مرکز فرقه زلمی کوت از جمله منطقه پل( رنگینه) محل تجمع مردم ودرب قندهار را سخت بمباردمان کردند که بمردم تلفات بسیار سنگینی وارد آمد.
و از طرف دیگر بقوای جهارزرهی از جانب قندهار دستور داده شده بود تا با برافراشتن بیرق های سبز بر بالای تانگها بصوب هرات حرکت کنند و بظاهر جهت فریب مردم چنان نشان دهند که گویا این قوا بکمک مردم آمده و تا با فریب ونیرنگ بتوانند به شهر هرات داخل شوند که این کار همینطور صورت گرفت و قوای زرهی بانیرنگ وفریب از طریق میر داود داخل شهر هرات کردیدند وبمجرد ورود به عملیات جنگی آغاز کردند که بعد از عملیات جنگی تصفیه ها آغاز شد بحدی کشتند که جوی ها وسرک ها وبازار ها بخون مردم رنگین گردید تعدادی را که نکشتند دستگیر و شب ها به گورهای دستجمعی زنده ومرده بگور کردند که در این اواخر گورهای دستجمعی زیادی در هرات کشف گردیده که شاهد مدعی است. مردم که در آن وقت جنگ با تانگ زرهی را بلد نبودند با کارد و شمشیر و سنگ وچوب به
تانگ ها حمله میگردند با وجود کشتار بسیار زیادی از مردم بازهم بعضاً مردم با تیل وپترول وفرش و لحاف بعضی از تانگ ها را به آتش میکشیدند حتی مردم درختان نا جو سر بفلک کشیده خیابانهای هرات را اره کرده جلو روی تانگ ها می انداختند تا اینکه مانع عبور آنها گردند مگر تانگ ها از آنها عبور میکردند و مردم را میکشتند ومیرفتند بعد از شکست مردم در حمله عمومی مجبور به عقب نیشنی گردند و رژیم مجدد به شهر هرات مسلط شد بعد از تسلط رژیم برشهر هرات کشتار مردم آغاز گردید وبحد زیادی از مردم را کشتند وحتی مردم را به زنجیر ها بسته کرده طور دستجمعی دفن می نمودند که میتوان گفت که از آغاز قیام تا تسلط مجدد رژیم بر شهر هرات بیست الی بیست پنج هزار نفر از مردم هرات را کشتند که بعد از این کشتارها تاکتیک جنگ مردم با رژیم در هرات عوض گردید و مردم اجباراً بجنگ های پارتیزانی وچریکی روی آوردند و جبهات خرد وکوچکی را تأسیس نمودند و جنگ را به طور دیگری ادامه دادند که خرابی های شهر و قصبات هرات و مزار شهدا خود شاهد آن است.
بعد از قیام .24 هرات رژیم دست پاچه شده زمانی این مقا ومت را به ایرانی ها وزمانی به دیگران نسبت میداد..و به بادران خود در اتحاد شوروی التماس میکرد که هر چه زود تر بکمک رژیم نیروی نظامی بفرستند.
که بعد از التماس های زیاد شوروی ها تصمیم گرفتند که به افغانستان نیرو نظامی اعزام کنند که درششم جدی سال بعدی (58) دیدید که این تصمیم عملی شد. و افغانستان عملاً اشغال نظامی ارتش سرخ گردید و در واقع قیام 24 حوت 57 هرات کمر رژیم دست نشانده را در افغانستان شکستاند و باعث از هم پاشیدن رژیم گردید که با حضور ارتش شوروی واشغال نظامی افغانستان بازهم رژِیم وحامیانش نتوانستند چیزی را جبران کنند که باالاخره بعد از چندین سال مبارزه و جهاد بی امان ومقدس مردم افغانستان رژِیم دست نشانده وحامیانش ( اتحاد شوروی) را خداوند همه را نابود کرد وکشور های زیادی بعد از آن
به آزادی و استقلال خود رسیدند. که همه از بر کت جهاد مقدس مردم افغانستان وخون پاک شهدای این کشور است:
بااحترام سید محمد خیرخواه.