آشنائی با قرآن کریم
قرآن کتاب است که با فراگرفتن علم و خوانش (قرائت) قلم و مداد تدبر وتفکرآغاز میگردد
( اقرا باسم ربک الذی خلق)(1) این کتاب با نور پر فروغش میخواهد تا بشریت را که در تاریکی وجهالت دست وپا می زند از تاریکی وجهل نجات داده و پرده های جهل و اوهام پرستی را از هم گسیسته وبساط آن را درهم پیچد و بشر را بحیث موجود صاحب اختیار و با ارادة که دارای استعداد و توانائی های فوق العادة خدادادی بوده مورد خطاب قرار داده و به او چنین رهنمائی میکند:
(آیا کسانیکه میدانند و کسانیکه نمیدانند با هم برابرند؟)(1) (آیا تاریکی و روشنی یک چیز است؟)(2) (آیا بینایان و نابینایان با هم یکسانند؟)(3) قرآن کریم با این روش و اسلوب زیبای خود برای انسان بخوبی واضح و روشن می سا زدکه علم و جهل یکی نبوده بلکه علم ارزش و جهل ضد ارزش بوده علماء و دانشمندان واقعی با نادانان و جاهلان هم طراز و مساوی نبوده و نیستند بلکه علم حیثیت نور را در تاریکی داشته علماء و دانشمندان ومعلمان هم به منزله چراغ داران و شمع به دستان در هیمن تاریکی اند که مسئولتی بزرگ رهنمائی بشریت و بخصوص نسل جوان را بدوش دارند تا کشتی طوفان زده جامعه را با روشنی علم و دانش خود بساحل نجات رهنمائی و هدایت نمایند و کشتی طوفان زده بشریت هم فقط تنها و تنها با رهنمائی و هدایت آنها میتواند از این منجلاب و سقوط رهائی یافته و بساحل نجات برسد.
این مطلب ومطالب گوناگون دیگر در ویبلاک
http://baresh.blogsky.com/
-------------------------------------
وطن خانه پردرد وسوزم
وطن اندیشه شبها وروزم
تورا بینم همیشه زارو پریشان
همه اولاد تو غمگین ونالان-
یکی درگوشه غربت نشسته
دیگر فرزندخود از دست داده –
یکی در هوای سرد خانه ندارده
بجز از زندگی چاره ندارده
یکی بینی هنوز خانه بدوشه
که او در زندگی دائم خموشه
- یکی باشهر خویش رفته نتانه
برای برنگشت داره بهانه –
- که دیو جنگ ا و را آواره کرده
همه هست وبودش را بیکاره کرده-
-- هزاران طفلکان نازنین را
همه از درس علم بیگانه کرده
همه فرزندان شان جامه ندارند
یکی در پای خویش کهنه ندارند
یکی معلول گشته هر دو پایش
کسی نبود کند خدمت برایش
- یکی از جور زمان دیوانه گشته
که بینی دائما تنها نشسته
- که دیو جنگ عزیزش را ربوده –
دیگر زندگی براش چه سوده؟
-خلاصه هر یکی باشد گرفتار
همه از زندگی هستند دل آزار
مسلمانان همه باهم بگوئید
امیدی صلح و امن از او بجوئید
دعا باید که از دل ها بر آید-
که تا جای خودش پیدا نماید-
امید واریم دعا ها ما رد نگردد –
وطنداران ما گرفتار این همه ذلت نگردد
همه شان دائمی دل شاد باشند
همه از غصه ها آزاد باشند.ُ
قسمت از بیانات حضرت ابوبکر صدیق (رض) در زمان احراز مسئولیت امور مسلمانها :
حد
رفتار نیکو وپسندیده باخانواده:
پیامبر بزرگوار اسلام (ص) در ارتباط به احترام متقابل میان
اعضای خانواده چنین ارشاد میفرمایند:
صاحب ایمان کامل آن کسانی هستند که صاحب خلق نیکو
و صفات پسندیده باشند و بهترین و نیکو کار ترین
انسانهای مؤمن آنهائی هستند که با همسران خود رفتار
و روش نیکو و پسندیده ای دارند
(اکمل المؤمنین ایماناً احسنهم خلقاً
و خیارکم خیارکم لنسائهم) (1 )
حدیث شریف به روایت ترمذی
آزادی بیان و عقیده;
آزادی عقیده وبیان ریشه در غرائز فطری انسان دارد و اسلام نیز آن را به رسمیت می شناسد. و کسی را مجبور نمی سازد تا به اکراه و اجبار دین اسلام را جبراًوکرها قبول دار شود چنانچه قرآن کریم در سوره بقره آیه 256 در این ارتباط چنین ارشاد میفرماید:
(لا اکراه فی الدین قدتبین الرشد من الغیّ) هیچ اکراه و اجباری در دین نیست راه رشد و هدایت از راه گمراهی و ضلالت باز شناخته شده است)(*) تخریب و اهانت به هیچ دین را اسلام زیر عنوان آزادی بیان و عقیده اجازه نمیدهد و آنهائیکه اهانت به ادیان دیگران
را تحت عنوان آزادی بیان روا میدارند در حقیقت مرتکب اشتباه بزرگ تاریخی میگردند حق آزادی بیان را اسلام نه تنها به رسمیت شناخته بلکه آن را بنام (افضل الجهاد) یاد کرده و پیامبر اسلام در حدیث آن را بما چنین بیان فرموده اند: ( افضل الجهاد کلمة حق عند سلطان جائر) (اظهار کلمه حق در مقابل سلطان جور و ظلم (دیکتاتور) بهترین جهاد است).
در اسلام بهمه چیزها از دید مسئولانه نگریسته شده و از همه اعمال خود چه اعمال فیزیکی و غیر فیزیکی (گفتاری، نوشتاری، نشراتی، تبلیغاتی) از همه آنها انسان مسئولیت دارد تعرض به آبرو و حیثیت کسی زیر نام آزادی بیان جواز ندارد. دروغ، تهمت، افتراء در اسلام حرام است. آزادی بیان فقط و فقط اظهار حقائق بوده که شامل کذب، تهمت و افتراء نمیگردد.
سابقه آزادی بیان در اسلام بصدر اسلام برمیگردد و از این مقوله حضرت عمر فاروق (رض) که در مقابل والی مصر فرمود: (متی استعبدتم الناس و قد ولدتهُم امهاتهم احراراً) مردم از مادران خویش آزاد بدنیا آمده اند از چه وقتی آزادی ایشان را از آنها سلب کرده و آنها را برده خود ساختید) بخوبی درک می شود و در ماده 19 اعلامیه جهانی حقوق بشرنیز در ارتباط به آزادی بیان و عقیده چنین میخوانیم:
(هر کس حق آزادی عقیده و بیان را دارد و حق مزبور شامل آن است تا کسی از داشتن عقائد خود بیم و اضطرابی نداشته باشد و در کسب اطلاعات و افکار و در اخذ و انتشار آن به تمام وسائل ممکن و بدون ملاحظات مرزی آزاد باشد و در ماده سی و چهارم قانون اساسی افغانستان نیز این حق به رسیمت شناخته شده و در این رابطه چنین میخوانیم: (آزادی بیان از تعرض مصئون است. هر افغان حق دارد فکر خود را به وسیله گفتار، نوشتار، تصویر و یا وسائل دیگر با رعایت احکام مندرج این قانون اساسی اظهار نماید. هر افغان حق دارد مطابق به احکام قانون، به طبع و نشر مطالب بدون ارائه قبلی آن به مقامات دولتی بپردازد. احکام مربوط به مطابع، رادیو و تلویزیون، نشر مطبوعات و سائر وسائل ارتباط جمعی توسط قانون تنظیم میگردد.) (*)
سیدمحمد خیرخواه