سم الله الرحمن الرحیم
جمعیت اسلامی میراث نهضت اسلامی، پاسدار آرمان شهدا، علم بردار جهاد و مقاومت
و خانۀ مشترک فرزندان مؤمن و فدا کار افغانستان است.
جمعیت در دوره های رستاخیز عظیم جهاد ملت، حماسۀ مقاومت و انتقال قدرت همواره حامل کوله بار سنگین مسؤولیت و فدا کاری بوده، قربانیهای بیدریغی را در روند پاسداری از حریم اسلام و رساندن امانت دعوت و مبارزه به نسلهای بعدی متحمل گردید که شهادت هزاران فرزند مؤمن و قهرمان کشور و رهبر جمعیت بعنوان سالار شهدای وطن گواه این مطلب است.
دوسال پیش از شهادت رهبر جمعیت، کمیسیون تدویر کنگرۀ جمعیت، بعنوان یگانه مرجع مشروع از جانب رهبر شهید توظیف گردید و بارها وعدۀ انعقاد قریب الوقوع کنگرۀ جمعیت از طریق رسانه ها تبلیغ شد وهمه اعضای جمعیت در داخل و خارج کشور چشم به راه برگزاری کنگره و تشکیلات مردمی وقانونی سازمان خویش بودند. اما دوستانی از اعضای جمعیت این روند مشروع و مردمی را کنار زدند و بدون توجه به کار سازمانی، رأی و نظر مردم و اصل مشروعیت مشغول ساختن نام و نشان و دفتر و دیوان برای خود گردیدند؛ بی خبر از اینکه عضویت و کار در یک سازمان سیاسی اسلامی با قناعت فکری و رضایت و مشارکت همگانی صورت می گیرد، نه با شیوه های آمر مأموریتی و ثروت و قدرت سالاری! که با تأسف روحیۀ فرد گرایی و شیوه های قدرت سالاری و انحصار منشی این دوستان، جمعیت را دچار تشتت و نا بسامانیهای بی سابقه ای نموده است که همه افراد جمعیت آن را به چشم سر مشاهده می کنند و طعم تلخ آن را می چشند
اعضای جمعیت اسلامی افغانستان در هر جایی که هستند، با زبان حال و قال مسؤولیت نا بسامانیهای کنونی جمعیت را متوجه دوستانی که آگاهانه یا نا آگاهان زمینه ساز این وضعیت نا گوار گردیده اند، ساخته و با درد مندی وخرد ورزی از آنها می پرسند که:
با کدام صلاحیت و مشروعیت مناصب، القاب، وظایف و
مسؤولیتهای سازمانی را به خود و کسان دیگری تقسیم کرده اید؟ وازکدام مرجع این
صلاحیت گرفته شده که از سوی جمعیت درانتخابات ریاست جمهوری کاندیدایی معرفی شده
است .؟
تعیین افراد در
وظایف حزبی، تصمیم گیری ها وفعالیت های سازمانی، گرفتن دفاتر و اجراءات اداری و
مصارف مالی به اساس کدام مشروعیت و مرجعیت سازمانی و مجوز قانونی صورت گرفته و می
گیرد؟
پاسخ شما برای اعضای جمعیت، وارثین شهدا، ایتام ومعیوبین ومجاهدین ومهاجرین مظلوم و گمنام جمعیت در سر تا سر کشور و برون مرزها در برابر این عملکرد ها وحاتم بخشی ها چیست؟ در حالیکه رهبر شهید همیشه با این شعار عمری گوشهای زمامداران خود سر ومدیران بی باک را می نواخت که: «از چه وقت مردم را بردۀ خود ساخته اید؟ در حالیکه آنها از مادران شان آزاد به دنیا آمده اند.
از جانب دیگر:
در مورد انتخابات و تشکیل ائتلافهای نا موفق که از همین حالا دچار ور شکستگی گردیده، سنگین ترین ضربه را جمعیت متحمل خواهد گردید، با کدام شورا و کدام نمایندگان جمعیت در سطح مرکز و ولایات مشوره نموده اید؟
جواب شما در تصمیم گیریهای سیاسی شخصی (بنام جمعیت) که در نتیجۀ آن، اعضای به اصطلاح رهبری جمعیت بحیث معاون کاندیدان چندین تیم انتخاباتی تقسیم گردیده اند! در برابر جمعیت و اعضای این سازمان چه خواهد بود؟ و ده ها مشکلات و نا بسامانیهایی که جمعیت را در سراشیب تشتت و پراکندگی و بی باوری ها قرار داده است...
ما اعضای جمعیت اسلامی افغانستان، بمنظور پاسداری از ارزشهای فکری و اجتماعی جمعیت و در جهت حراست و وفا داری میراث جهاد و مقاومت و بخاطر حمایت و همسویی با منسوبین فراموش شده و فدا کار جمعیت در گوشه و کنار میهن اعلام می داریم که:
• تصامیم و عملکرد برخی افراد جمعیت در مورد انتخابات ریاست جمهوری که سبب پراکندگی برنامۀ انتخاباتی جمعیت گردیده، به هیچ وجه از جمعیت نمایندگی نمی کند و مسؤولیت این وضعیت نا مطلوب را کسانی دارند که چنین تصامیم خود سرانه را گرفته اند.
• ما اعضای جمعیت در مشوره با طیف های مختلف مربوط به جمعیت در مورد حمایت و پشتیبانی از کاندیدا های مورد قبول جمعیت خود تصمیم خواهیم گرفت.
• تشکیلات، اجراءات و افتتاح دفاتر بنام جمعیت در غیاب ساختار های مشروع و منتخب جمعیت هیچگونه مشروعیت سازمانی ندارد. اصحاب قدرت و ثروت نباید با سرنوشت جمعیت و فرزندان مخلص و فداکار این سازمان و خونبهای شهدای گمنام و وارثین افتاده در خاک و خون وطن بازی کنند. کار اسلام با تقوا و پاکیزه گی پیش می رود،
• پیامبر گرامی اسلام می فرماید: «إِنَّ اللَّهَ طَیِّبٌ لاَ یَقْبَلُ إِلاَّ الطَّیِّبَ» یعنی: همانا، خدا پاک است وتنها پاکیزه گی را می پذیرد.
• به کمسیون مشروع تدویر کنگرۀ جمعیت باید فرصت داده
شود تا کار بر گزاری کنگرۀ جمعیت را تکمیل نماید، تا ساختارهای جمعیت از طریق رأی
و تأیید اعضای جمعیت مشروعیت کسب نموده رسالت اسلامی وملی خود را انجام دهند.
ومن الله التوفیق
امضا کنندگان:
سید محمد خیر خواه، اجرالدین اقبال، عبدالقیوم ملکزاد، مولانا نور الهدی، دکتر شمس الحق آرینفر، سلطان محمد اورنگ، سید احمد اشرفی، دکتر عنایت الله خلیل هدف، عبدالحفیظ منصور، محمد اکرام اندیشمند، خلیل مینوی، غلام رسول قرلق،صدیق الله توحیدی، عبدالناصر شفیق، داکتر مهدی، فیض الرحمن وثیق، میرزامحمد روستایی، جلال فرهیخته، معلم احمد، محمدالله افضلی، محمد هاشم سروری ، سیدعالم هاشمی ، محمدعارف عارف وعده دیگر--
Baresh.blogsky.com
ضرورت کار فکری وفرهنگی:
درشراط موجود کار فکری و فرهنگی درجامعه ما اشد ضرورت است
خوشبختانه اطلاع حاصل کردم که عده از جوانان ونویسندگان وپژوهشگران
که علاقه به کار فکری وفرهنگی دارند دست به چنین ابتکار زدند
وانجمن ونشریه را زیرنام ( جمعیت فکر وفرهنگ) میخواهند راه اندازی کنند
که کار بجا خوب وموثری خواهد بودواز ابتکار شان استقبال کرده
وبرای شان از خداوند بزرگ ج توفیق میخواهیم تا بتوانندبر بر آورده شدن
چنین هدف بزرگی فائیق گردند
ازپیامبر اسلام ( ص) روایت شده که فرموده اندکسیکه ضمانت دهد برای من از چیزیکه در میان زنخ
و( لحیتین) یعنی دهان وزبانش میگذرد از قبیل اعمال کذب وتهمت شهادت زور وغیبتُ وسخنان لا یعنی دیگروخوردن اموال مردم بناحق که از انجام آنها به پرهیزد وهمچنین از آنچیزیکه میان هردو پای اواست ( آله تناسلش)ضمانت دهد
که غیر از راه حلال ومشروع در دیگر راهی از آن استفاده نکند این را نیز ضمانت دهد من ضمانت میدهم به او بهشت را (من یضمن لی ما بین لحییه ومابین رجلیه اضمن له الجنته )رواه البخاری
پیامبر اسلام ص فرموده است ازهفت چیز هلاک کننده بپرهیزید :
اصحاب پیامبر ص پرسیدند این هفت چیز کدام ها است ؟پیامبر ص فرمودند :
( الشرک با الله والسحر وقتل النفس اللتی حرم الله الا با الحق
واکل مال الیتیم والتولی یوم الزحف وقذف المحسنات الغافلات)
شرک باخدا سحر وجادوقتل نفس که خداوند ج از کشتن او
جز بحق ممانعت کرده است - خوردن سود وربا - خوردن مال یتیم
فرار از جنگ ودادن سنگر به دشمن ونسبت دادن فعل زنا
به زنان موئمنه وپاک دامن که از اتهام وارده بی خبر هستند
متفق علیه
ابراز درد جامعه به زبان شعر وادب طنز وکنایه:
طوریکه میدانید شعراء وادبای گذشته ما با وجود همه اختناق ها و فشارهایکه در طول تاریخ برزندگی آنها مسلط بوده بازهم هرگز مشکلات اجتماعی جامعه ودرد مردم خود را از یاد نبرده بلکه همیشه به زبان شعر وادب طنز وکنایه درد جامعه وملت خود را بیان میکردند واز وضعیت سخت اجتماعی وسیاسی که بر زندگی آنها وجامعه ومردم شان میگذشته شکوه ها داشتند بطور مثال انوری ابی وردی مشکلات خود وجامعه خود را چنین بر زبان می آورد:
هربلای که از آسمان آید –گرچه بردیگران روا باشد
برزمین نارسیده می پرسد -- خانه انوری کجا باشد.
ویاحافظ شیرازی
( طوریکه میدانید حافظ بعد از تسلط مغلان بر خراسان بزرگ که با آمدن آنها وحشت کاملی در منطقه مستولی گردیده ومغلان همه شهر های خراسان زمین را بخاک یکسان وفرزندان شان را قتل عام کرده بودند در چنین شرائیط حافظ پا به عرصه زندگی میگذارد وشعر می سراید) که اشعار او پر از کنایه ورنج نامه وتنفر از ریاکاری وحقه بازی بوده که در شعر ذیل میبینید حافظ از واعظان درباری و ریاکار ان حقه باز چقدر رنجیده وناراحت بوده که آن را چنین برزبان می آورد:
واعظان کا ین همه جلوه بر محراب ومنبر میزنند ...
چون بخلوت میروند آن کار دیگر میکنند..