دنیای که برادر نکشند آنم آرزو ست :

دنیای که برادر نکشند آنم آرزو است :
--------------------------------------------------------------------------------
دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر
وزدیو دد ملو لم وانسانم آرزو ست
گفتند یافت می نشود جسته ایم ما
گفت آنکه یافت می نشود آنم آرزوست(1)

گفتم که صدق وصفا گم گشته از جمع ما
گفت آنکه گم گشته ازشما همانم آرزوست
گفتم در ملک ما برادر برادر کشد
گفت دنیایکه برادر نکشند آنم آرزوست
گفتم که زار پریش است حال ما –
گفت احوال با نشاط سرو خرامانم آرزوست
گفتم در همه جا دشمن کمین کرده است
گفت همت باصلابت قوت ایمانم آرزوست
گفتم دمادم دشمن میدان طلب همی کند
گفت شیر خدا ومرد میدانم آرزوست –
گفتم دل ز غوغا وجنگ سیر گشته است –
گفت دنیای با صفا ومحبت اخوانم آرزوست –
گفتم ممکن نرسی هرگز بر آرزوی خود
گفت امید واتکاء بخالق یزدانم آرزوست

جستجوی طرق حل منازعه از بعد داخلی :

جستجوی طرق حل وفصل منازعه از بعد داخلی :

          جهت دستیا بی به راه حل وفصل منازعه چه (فردی اجتماعی ویا سیاسی)ازبعد داخلی در قدم اول  ایجاب میکند تا علت وعوامل منازعه درست تشخیص گردد تادانسته شود که چه چیزی علت منازعه وجنگ را تشکیل داده تا همان علت منازعه در صورت امکان از طریق تفاهم ازمیان برداشته شود ویا اقلا کم رنگ گردد که در اینجا برای رسیدن به راه حل وفصل منازعه وختم جنگ میتوان مراتب ذیل را بطور خلاصه توصیه وسفارش کرد که در راه حل وفصل منازعه وختم جنگ میتواند بما یاری وکمک کند :

1:ـ  قبل از تصمیم هر اقدام عملی جهت حل وفصل منازعه لازم است تا معلومات کامل وکافی در مورد ریشه ها وانگیزهای جنگ ومنازعه جمع آوری گرددو تمام عوامل وریشه ها وانگیزه های جنگ ومنازعه  بطور دقیقی مورد مطالعه دقیق همه جانبه قرار گیرد.

 2: شناخت کاملی ازدو طرف منازعه (دوست ودشمن  ).حاصل گردد

 3:ـ تمایل طرفین منازعه به راه حل وفصل منازعه از طریق  غیر نظامی که از قرائین چنین تمایلی درک ودانسته شود. وهر دو طرف منازعه از جنگ خسته شده باشند وهمین خستگی از قرائن فهمیده شود.

 5:ـ  دو طرف منازعه اهمیت راه حل وفصل منازعه را ازطریق غیر نظامی بطور درست وصحیح درک نموده باشند.

6:ـ  تا مین ارتباط لازم با طرفین منازعه :که اگر چنین ارتباط از قبل وجود داشته باشد حفظ وتقویه آن واگر وجود نداشته باشد ایجاد مجدد ارتباط باطرفین منازعه صورت گیرد.

7:ـ استفاده از تجارب دیگران که بایست دید دیگران در مورد چنین منازعا تی چه کار ها وابتکاراتی از خود بکار برده اند تا از تجارب آنها حد اعظم استفاده صورت گیرد واقلا دانسته شود که در منازعاتی شبیه چنین منازعه ای از چه راه کار های درگذشته ها استفاده صورت گرفته تا در مورد رفع مشکل موجود نیز از آن تجارب استفاده صورت گیرد .

8 ایجاد تحرک ذهنی مثبت میان طرفین منازعه یعنی در کنار ایجاد تماس باطرفین منازعه لازم بنظر میرسد تا تحرک ذهنی مثبتی باطرفین منازعه نیز ایجاد گردد تا بتدریج جووفضای خوشبینی میان طرفین (منازعه) بوجود آید واز فضای جنگی ودشمنی میان شان بمرورزمان کاسته شود.

 

دشمن اصلی تو میدانی که کیست ؟

( دشمن اصلی تو میدا نی که کیست ؟)

 

 پیر مردی بود در دور افتاده کوی

 

بالباس ژولیده وانبوه موی

  

بود دائم مشغول اندر کشت وکار

 

لحظه ای در جای خود نگرفتی قرار

 

 از قضاء چند روزی اوبیمار شد

 

  لاجرم فارغ هم از کشت وکار شد

 

با تاسف در قریه  شان   داکتری موجود نبود

 

 جان پیر مرد هر روزه میگردید کبود

  

با الاخیره پیر مرد بی نوا جان باحق سپرد

 

 بعد رنج طولانی آن بیچاره مرد

 

 گر به قریه داکتر و بیمار خانه بود

 

 پیر مرد رنجور را ممکن تداوی مینمود

  

لیک با تاسف داکتر دارو وراه

 

 هر سه آن موجود نبوده در آن ولا

 

 زندگی بیشتری ما باشد چنین

 

 جهل . بیماری ومرگ اند درکمین

 

جنگ تنها با دشمن ظاهری نیست

 

دشمن اصلی تو میدانی که کیست ؟

 

 جهل ونادانی دشمن اصلی توست

 

 جنگ باید کرد با دشمن اصلی نخست.

 

 

 

 

 

ایده دنیای بدون تنش :

ایده دنیای بدون تنش

طوریکه بهمه واضح وروشن است امروز زندگی هر جامعه وملتی در جهان بدون رابطه با سائیرجهان  وکشور های مختلف منطقه وفرامنطقه بطور مستقلانه امکان پذیر نبوده  و  دنیای امروزی ما دنیای روابط و همکاری­های متقابل میان دولت ها وملت ها بوده چنانچه کسی نمی­تواند از نقش همکاری­های منطقوی و بین­المللی میان کشورها و دولت­ها ومناسبات مختلف فرهنگی زبانی نژادی اعتقادی وخویشاوندی انکار ورزد تا جایئکه می­توان ادعا کرد: که هیچ کشور و ملتی دردنیا نمی­تواند بتنهایی بدون روابط حسنه و همکاری  های متقابل با دیگر کشورها زندگی کاملاً مستقلانه داشته باشد زیرا خواهی نخواهی هر کشوری نسبت به کشورهای دیگر بنحوی احساس ضرورت و نیازمندی می­کند. چه زیبا و خوب می­بود اگر روابط کشورهای جهان با یکدیگر بر اساس حسن نیت، تفاهم و همکاری، برابری و برادری استوار بودی و هیچ کشوری نسبت به کشور دیگری احساس برتری و یا کمتری نکرده و از دید انسانی، خوشبینی و تفاهم و همکاری با یکدیگر چنین روابط انسانی وهمکاری متقابل داشتی و در نهایت انسان بتوانیستی از این طریق در جهان عاری از کشمکش ها و تنش ها زندگی کرده و خوشبختی­ها را صاحب شدی!

ولقد کرمنا بنی آدم :

                          ولقد کرمنا  بنی آدم

                               قران کریم فقط به اصل و گوهر انسان، کرامت و فضیلت داده بدون در نظرداشت ملیت قوم، طایفه، نژاد و رنگ خاصی

و همة افراد بشر را از نظر اینکه انسان اند و در انسانیت با هم شریک هستند مورد خطاب قرار داده و فضیلت و کرامت

انسانی را برهمة ایشان ارزانی گردانیده است نه بر قوم و طایفه و ملت و گروه خاصی.

چنانچه این اصل را پیامبر اسلام«ص» عملاً در ساحة عمل به اجراء درآورده.بود بلال غلام سیاه حبشی

و سلمان فارسی را در کنار خود و یاران فداکار و با وفای خویش قرار داده و از جملة تصمیم گیرندگان و عضو شورای

خود ساخته و مقام شامخ مؤذن بودن در اسلام یا به تعبیر دیگری سخنگویی از دین را به او سپرده بود و

ابوجهل و ابولهب را که از سروران قریش و از نزدیکان واقوام پیامبر هم بودند بواسطة کفر و نفاق 

شان ایشان  را مردود دانسته بوده البته این خواسته اسلام فقط یک آرزو

و تمنای محض نبوده و تنها به یک بحث تئوریک خلاصه نمیشود بلکه در عمل هم پیاده گردیده است