آیا اسلام دچار بحران است یا مسلمانی ما ؟
اسلام دین فطرت است که ریشه در فطرت پاک انسانی دارد ومجموعه برداشت های حقیقی که از اسلام صورت میگیرد با عقل سلیم و فطرت پاک انسانی در تضاد وتعارض قرار نمیگیرد از همین جهت اسلام دین ابدی وجاویدانی است چون باعقل سلیم وفطرت پاک انسانی در تضاد وتعارض قرار نداشته و ندارد بطورمثال یک سلسله امور وموضوعاتیکه ریشه اسلامی دارند واز مبانی واساسات اسلام منشا وسرچشمه میگیرندبطور مثال در اینجا ذکر میکنیم که بشریت بهر مرحله که از ترقی وپیشرفت اگر برسد از آنها هیچ زمانی احساس بی نیازی نمیکند وبه آنها تازمانیکه بشریت موجود است احتیاج وضرورت دارد . بطور مثال ۱- خداجوپی ومعنویت طلبی – ۲- شکر گذاری وقدر دانی ا ز حق – ۳ - عدالت گستری وعدالت پروری ۴ احترام بوالدین وبزرگان ۵- راستگوپی وصداقتمندی – ۶ – شفقت وعطوفت انسانی – ۷- صله رحم – ۸- حسن خلق وسلوک نیک – ۹- رعایت حقوق دیگران – ۱۰ – آداب معاشرت ورعایت حال مردم و دیگران – ۱۱- همنواپی بشری ۱۲- منع تجاوز وتعدی – ۱۳-رفتار نیکوبا همگان و همسایگان – ۱۴ – محبت باهمه موجودات عالم وصدها وهزارها مبانی واساسات دیگر – که بشریت بهر مرحله که از ترقی وتمدن اگر برسد در هیچ زمانی از اینها بی نیاز شده نمیتواند وضد آنها را برآنها ترجیح داده نمیتواند بطور مثال در اسلام – علم ودانش نور وروشنی است جهل ونادانی ظلمت وتاریکی است - بشریت به هرمرحله که برسد نمیتواند عکس آنها را قبولدار شود ویا اینکه احترام بر پدر ومادر واجب است آیا کدام عقل سلیمی میتواند عکس آن را قبول کند ؟ یا اینکه نیکی در مقابل نیکی – تشکر وسپاس در مقابل نعمت واحسان – وامثال اینها یعنی تمام خواسته های ودساتیر حقیقی اسلام مبتنی برعدالت رعایت اخلاق و حقوق دیگران بوده وخلاف اینهارا هیچکسی نمیتواند بهتر وخوبتر بحال بشریت به اثبات برساند از این جهت اسلام دین ابدی ومکمل همه ایده های عالی انسانی وادیان آسمانی است . اما مشکل اساسی که هست در مسلمانی ما مسلمانان است بلی ممکن مسلمانی ما مسلمانان دچار چالش وبحران گردد ویا باشد زیرا عده از ما برای رسیدن به اهداف نفسانی – سیاسی – اقتصادی ومالی وغیره خود اسلام را برای خود وسیله ساخته وبسازیم وتازمانیکه اهداف ما برآورده شود وقدرت وحاکمیتی داشته باشیم همه چیز بنطر ما اسلامی بوده وهیچ تهدیدی هم وجود نداشته باشد از جمله جامعه – حکومت – دولت وهمه چیز بنظر ما اسلامی یاشد ولی بمجردیکه اهداف شخصی ما تامین نشود وقدرت از دست ما خارج شود مثل انقلابیون مطرود که بعد از انقلاب کشور همسایه در حالیکه در تمام جریانات مثبت ومنفی انقلاب خود سهیم وشریک بودند حالا از از گذشته خود تبری میجویند ودیگران را متهم میسازند ؟ حلا دیگر همه چیز بنظر آنها وفرصت طلبان کشور خود ما در افغانستان در خطر است اسلام – وطن – جامعه همه چیز واگر اهداف شان برآورده شود وسر قدرت باشند همه چیز باز سر جای خود است حکومت ناب اسلامی است – جامعه بطرف اسلام به پیش میرود وراه ترقی وانکشاف را بخوبی طی میکنند و.. و.. ولی اگر بقدرت نبودند همه چیز متوقف است واسلام ومیهن همه در خطر است ؟ حتی عده از سران سیاسی در کشور ما که خود در شکل دهی نظام موجود بعد از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ نقش اساسی وکلیدی داشتند ودر کنفرانس (بن ) خود شان ویا نماینده شان حضور فعال داشتند واز آمدن نیروهای خارجی زیر سقف سازمان ملل متحد در افغانستان استقبال کردند حتی خوب بخاطر داریم زمانیکه مرحوم استاد برهان الدین ربانی شهید صلح ورپیس جمهور اسبق کشور ما در باره تشکیل کنفرانس در خارج کشور ملاحظه داشتند با چه جوابی رو برو گردیدند ؟ که همه ما ازان مطلع هستیم حالا بعد از اینکه از قدرت کنار گذاشته شدند بعضی از ایشان نیروهای خارجی را در کشور متجاوز واشغالگر وشعار ضد امریکا وناتو سر میدهند – با با جان ؟ امریکا وناتو همان امریکا وناتو ی قبلی است که شما باآنها دوستی وپیوند (خویشاوندی بیجا ) بسته کرده بودید ؟ مگر در زمان( بوش پسر )شما سر قدرت ورفیق دل وجانیش نبودید ؟ و از آنها استقبال نکردید ؟ که امروز اعلان میکنید که (حکومت وحدت ) ملی توسط جان کری ساخته شده است ؟ وفکر نمیکنید که اگر ساخته نمیشد چه می شد ؟ یقینا جنگ داخلی شدت بیشتری میگرفت که از جنگ داخلی کرده همین حالت نیمبند بگفته تان دست آورد جان کری بهتر نیست ؟ واز همه عجیب تر این است که آنهایکه باالوسیله هلیکوبتر های امریکاپی ها آورده وبدرقه شدند وبادیگارد های شان امریکاپی ها بودند حالا شعار ضد امریکاپی سر میدهند ؟ وحضور نیروهای خارجی را در کشور بعضا تجاوز تلقی میکنند ؟ وروی بطرف رقیب سابقه امریکا ودشمن دیرینه ملت افغانستان می آورند ؟ در حالیکه اگر واقعا دل تان بحال کشور وملت خود تان میسوخت ومیسوزد باید به یک نحوی این خویشاوندی بیجا که میراث ودست آورد خود تان است به آخر میرسانیدید ؟ حد اقل در کشور ما جنگ خاموش میگردید واز کمک های جهانی برای ساختن کشور تاحد ممکن استفاده اعظمی ودرستی صورت میگرفت ؟بعد از ختم جنگ واستفاده درست از کمک های بین المللی وخارجی اگر خارجی ها را جواب ومرخص میکردید ممکن مشکلی بمیان نمی آمد ولی در نیمه راه چنین بر خورد نابخردانه وسیاست های کاذبانه مناسب بحال سیاستمداران پخته وکهنه کار ی چون شمایان وبحال ملت ناتوان افغانستان مفید نخواهد بود ؟ والسلام