دیبلوماسی : تاامروز تعاریف متعددی
برای دیپلو ماسی(Diplomacy)ازجانب دانشمندان
علوم سیاسی وروابط بین المللی ارائه شده که هرکدام بنوبه خود گوشه از عرصه کار دیپلو ماسی وروابط بین المللی را روشن میسازد بطور مثال در تعریف دیپلوماسی گفته شده که (دیپلوماسی عبارت از مجموعه مقررات وقواعدی است که روا بط میان دولت ها وکشورها را ترتیب وتنظیم مینماید(1)ویا عبارت از علمی است که روابط میان کشورها را نظارت کرده وعرصه کارش بررو ابط خارجی کشورها تمرکزدارد هر تعریف ازدیپلوماسی اگرداشته باشیم شامل روابط کشورهاودولت ها بایگدیگرگردیده که قبل از موجودیت و تنظیم روابط میان دولت ها وکشورهاایجاب میکند تا درقدم اول شناختی ازدولت و کشور خود ودولت های دیگر داشته و ارزش روابط میان کشور خود و کشورهای دیگر رابخوبی درک نمائیم ازاین جهت اگر بتوانیم معلوماتی را ازکشورهای جهان وکشورهای ( منطقه وهمسایه) داشته وساحه همکاری میان کشور خود وکشور های دیگررا تحلیل وتجزیه نموده وعرصه همکاری هارا مشخص سازیم بهتر میتوانم ر وابط کشور خود باکشور های دیگررا انسجام بخشیم زیرا شناخت از کشورخود وکشورهای دیگر برای تنظیم روابط وهمکاری های دو جانبه وچند جانبه ضروری پنداشته میشود
. خوشبختانه ا فغانستان باموقعیت خاص وحساس که درمنطقه وجهان دارد میتواند نقش خوبی را با این نوع همکاری هاداشته باشد تاجائیکه میتوان گفت از موقعیت حساس و استراتژیک( افغانستان) طوریکه میشود بهره برداری مثبت صورت گیرد متاسفانه بعضا ممکن بهره برداری منفی نیز صورت گیردچه بساکشورما درگذشته قربانی همین موقعیت حساس خود نیز گردیده.و بمراتب چنین شده است.و امروز افغانستان بازخم های عمیق که در دوسه دهه اخیر(قر ن بیستم واوائیل بیست ویکم م.)ازجفای روزگار ومداخلات گوناگون اجانب ودشمنان خود برداشته بمرحله رسیده که مردم افغانستان به انسان مارگزیده شباهت دارند که از تناب سیاه وسفید(ابلق)ممکن هراس داشته باشند حتی تاجا ئیکه اگر کدام کشور دور ویانزدیکی بکشورما سلام دوستانه هم بنماید ناخود اگاه بامعذرت باید گفت .که مردم مارا بفکر وامیدارد که پشت سر این سلام توطئه نهفته نباشد؟ وواقعا سلام دوستانه باشد؟ ودها سئوال دیگرکه به ذهن ها متاسفانه هنوز خطور میکند .امید واریم روزی فرا رسد تا این ذهنیت ها تغییر مثبت پیدا کند وبمر حله برسیم تا به همگان اعتماد کرده بتوانیم ودیگران نیز برما اعتماد کنند
بسم الله الرحمن الرحیم
تعصب از دیدگاه مولانا جلال الدین محمد بلخی
1- تعصب از ریشه عصب و عصبانیت بمعنی تشدد خشونت وجزم اندیشی برخلاف تسامح و مدارا گرائی تعبیر شده که شخص متعصب نمیتواند اندیشه وتفکر مخالف خود را بپذیرد بلکه همیشه برحق بودن خودو باطل بودن دیگران اصرار میورزد مولوی جلال الدین محمد بلخی تعصب را در مثنوی معنوی خود چنین بیان کرده ومیگوید :
سخت گیــری وتعصب خامی است
تاجنینی کار خــون آشــــامی است
مولوی این سخن را در قصه اختلاف مردم که در شناسائی فیل که در یک تاریک خانه بوده و جهت شناسائی آن هر یک از مردم با لمس جزء از بدن آن او را به زعم خود تعریف میکرده در دفتر سوم مثنوی خود چنین بیان میکند:
پیل اندر خــــــــــانۀ تاریـــــک بود عرضه را آورده بودندش هُنـود
از برای دیدنش مردم بـسی اندر آن ظلمت همی شد هرکسی
دیدنش باچشم چون ممکن نبود اندرآن تاریکیش کف می بسود
آن یکی را کف به خرطم اوفتاد گفت همچون ناودان است این نهاد
آن یکی را دست برگوشش رسید آن به او چون بادبزن شـــــد پـدید
آن یکی را کف چوبرپایش بسود گفت شکل پیل دیدم چون عمــود
آن یکی برپشت او بنهــــاد دست گفت خود این پیل چون تختی بوداست
همچنین هریک بجزوی که رسید فهم آن میکرد هر جــــا می شنید
ازنظر گه گفت شان شد مختلف آن یکی دالش میگفت وان دیگر الف
در کف هر کس اگر شمعی بودی اختلاف از گفت شان بیرون شـــــدی
خلاصه حکایه مثنوی را چنین میتوان بیان کرد: فیلی در یک تاریک خانة تاری بوده که برای شناسائی اوزمانیکه هرکس از مردم به جزء از بدن او دست میزدند از نظر خود پیل را تعریف میکردند که یکی میگفته پیل مانند ناودان است چون او خرطم فیل را لمس کرده وآن دیگری که دست برپشت پیل زده آن را تخت روان تصور کرده و آن دیگری که گوش فیل را لمس کرده آن را بادبزن دانسته و آنکه پای فیل را لمس کرده آن را ستون تصورمینموده است البته علت همه این برداشت های ناقص و ناکافی (از هیکل فیل) تاریکی (جهل) بوده که در فضای تاریک خانه موجود بوده که اگر روشنی ( علم ) شمع کوچکی در آن تاریک خانه موجود می بود این همه اختلاف نظر در میان مردم بوجود نمی آمد که مولوی خود به این روشنائی چنین اشاره کرده و میگوید:
در کــــف هرکــس اگرشمع بـــودی *** اختلاف از گفتشان بیرون شدی
در نتیجه از حکایه مثنوی چنین معلوم می شود که تعصب در اصل ریشه در جهالت و نادانی داشته که مولوی بعد از بیان ریشه اصلی تعصب در ادامه به مقصد ومرام خود باز میگردد و میگوید:
هوش را بگذار وآنــــــگه هـــوش دار گوش را بربند وانگه گوش دار
نه نگویم زانک خــــامـــی تــــو هنوز دربـــهاری تو ندیدستی تموز
این جهان همچون درخت است ای کرام ما برو چون میــــوه هـــای نیم خام
سخت گیرد خامــــها مــر شـــــاخ را زانکه در خامی نشــــایــد کاخرا
چون بپخت و گشت شیرین لب گزان سست گــیرد شـاخ ها را بعد ازآن
چون از آن اقبال شیـرین شد دهـــان سرد شد بر آدمی مــــلک جـــهان
سخت گیری وتعـــصب خامی است تاجنین کار خـــــون آشـــامی است
مولوی در این حکایه شخص خام و متعصب را به میوه های نا پخته وخام شبیه میداند که هنوز به پختگی کامل خود نرسیده است از این جهت ماننده میوه های ناپخته که شاخ های درخت را محکم گرفته وخود را به آن چسپانیده و جدائی از شاخ های درخت را نابودی خود فکر میکند شخص متعصب هم نظیر آن بوده بر خلاف میوه هـــای پـــــخته ورسیده که وابستگی خود را به شاخ های درخت دیگر احساس نمیکنند که مولوی میوه های پخته را چنین وصف کرده میگوید:
چون بپخت و گشت شیرین لب گزان سست گیرد شاخ ها را بعد از آن
انسان وارسته و عاقل از نظر مولوی ماننده میوه های پخته بوده که به زرق و برق های ظاهری و روش های غلط و نادرست اصرار نورزیده و زمان اثبات حق آن را می پذیرد که در ادامه انسان پخته را ماننده میوه پخته چنین وصف میکند:
چون بپخت و گشت شیرین لب گزان سست گیرد شاخ ها را بعد از آن
چون از آن اقبال شیرین شد دهان سرد شد بر آدمی ملک جهان
سخت گیری وتعصب خامی است تاجنینی کار خون آشــــامی است
در فرد اخیر این مثنوی مولوی انسان متعصب را شبیه جنینی که در شکم مادر خود بوده و از خون تغذیه میکند و هنوز بپختگی و رشد خود نرسیده شبیه میداند بمصداق تجارب حاصله که امروز ثابت می سازد ریشه خامی و تعصب برعدم رشد و بلوغ فکری انسان نهفته است چنانچه اگر رشد وتحول مثبت وسازنده در مغز وفکر انسان بوجود نیاید و مغز انسان همدوش بادیگر اندامها واعضای وجودش رشد مناسبی نکند ، تحول مثبتی را نپذیردو یک حالت انجماد و ایستا را داشته باشد و در حالت انجماد مطلق باقی بماند، مانند مغز طفل کوچکی که خودش هر روز از نظر سنی وجسمی رشد کرده ولی مغزش متعادل با اعضای دیگر وجودش رشد متعادلی نمیکند و در یک حالت ایستا باقی می ماند و هرچه اندام های دیگر وجودش رشد میکند مغز آن به همان حالت اولیه باقی مانده ماننده انسانهای عقب ماندۀ ذهنی که هر چند از نظر جسمی بزرگ میشوندمگر ، مغز شان مغز همان طفل کوچک بوده ورشد متوازن و متکاملی ندارند که بعضاً میبینید بعد از کمال رشد فیزیکی و باداشتن هیکل بزرگ وکلان آنچنانی هنگام صحبت وگفتگوحرف های کودکانه ونامتناسب به سن وموقعیت خویش به زبان میرانند که خود نمونۀاز عدم رشد و یا رشد نامتعادل فکر ومغز ایشان با سایر اعضای فیزیکی وجود آنها را نشان میدهد.
البته این رشد نامتعادل سبب بروز مشکلات غیر طبیعی در مسیر زندگی فردی واجتماعی انسان و جامعه نیز میگردد و این مشکل زمانی بغرنج و بزرگ میشود که اشخاص دارای مشکلات مغزی این چنینی ، نه تنها تصمیم گیرنده سرنوشت شخص خود بوده باشند بلکه تصمیم گیرندگان سرنوشت جامعه وملتی هم گردند. ضعف این بلوغ فکری ورشد ذهنی زمانی بیشتر درک میشود که در سطح بالا جامعه ای به کمبود ویا نبودچنین رشد فکری مواجه گردد. این مشکل زمانی حاد خواهد شد که افراد دارای مغز کوچک بدون رشد ذهنی وبلوغ فکری خواسته باشند برداشت های ناقص ونارسای خود را از مسایل عمدۀ اجتماعی وسیاسی جامعه به منزلۀوحی منزل غیر قابل تعدیل و تغییر تلقی کرده و چنین افکاری را به زور برجامــــعه بقـــبولانند که درآن صورت وای بر حال چنین جامعه خواهد
محدودیت وسختگیری ورود مهاجرین واتباع کشورهای دیگردر ایالات متحده امریکا :
سختگیری ومحدودیت در ورود مهاجرین واتباع کشورهای جنگ زده خود نوعی عدم مسولیت پذیری در قبال پی آمد های جنگی است که خود امریکا ئی ها آغازگر آن بودند . طوریکه میدانید از جمله سیاست های آقای دونالد ترامپ رئیس جمهور جدید امریکا یکی سیاست سختگیرانه در قبال ورود مهاجرین واتباع بعضی از کشورها وبخصوص در قبال هفت کشوریکه اعلان کرده که عبارت از کشورهای عراق سوریه ایران سودان سومالی و لیبیا بوده که عملا شروع گردیده وبمدت چهار ماه اتباع سائیر کشورها نیز از محدودیت ورود به امریکا بر خوردار گردیدند که این تصمیم عملا مشکلات را امروز در سراسر جهان ایجاد کرده وتازه واردین به ایالات متحده امریکا ولو که دارای گرین کارت امریکائی نیز باشند با مشکلات همراه بوده اند . تعبیر وضرب االمثل عامیانه ما داریم که میگوید : کسیکه هندوانه (تربوز ) میخورد پای لرزش هم باید به ایستد ) جبه جنگی که علیه تروریزم بین المللی به رهبری ایالات متحده امریکا ومتحدانش در منطقه زیر نام مبارزه علیه تروریزم به راه افتاده است یقینا پی آمدهای نیز این جنگ بهمراه خود دارد که آوارگی مردم یکی از آن است لذا نمیتوان جنگی را رهبری کرد واز پی آمد جنگ خود را کنار کشید طوریکه امروز همه کس میداند در منطقه خاور میانه در سوریه عراق لیبیا یمن وافغانستان جنگ به شدت خود ادامه دارد ترور انتحار انفجار وعملیات های جنگی شکل روزانه را بخود گرفته مردم در نتیجه این جنگ ها اجبارا هرروز بیشتر مهاجر وآواره میگردند لذا باید نظر جهان نسبت به این مردم انسانی تر بوده باشد چرا این مردم از یک طرف خانه وکاشانه وعزیزان خود را از دست میدهند واز جانب دیگر صحنه مهاجرت هر روز بررخ ایشان تنگ تر وتنگ تر شده میر ود که بنظر نویسنده این مطلب محدود ساختن مهاجرت راه حل اساسی در این راستا گفته نمیشود بلکه نوع فشار بیشتر بالای این مردم آواره است . که راه حل اساسی مهار جنگ وایجاد صلح در منطقه است نه محدود ساختن مهاجرت مردم اگر جنگ در منطقه مهار شود وشر تروریزم از بالای مردم کوتاه وگم گردانیده شود وفضای امنیت وصلح در منطقه حاکم گردد ضرورت به هیچ اقدام دیگری پیدا نمیشود لذا جامعه جهانی وایالات متحده امریکا توجه جدی بیشتر خود را باید بالای امکانات صلح ودفع شر تروریزم وحامیان آن وارد سازدند نه بالای مردم عادی ملکی مهاجر بلکه بالای مراکز اصلی تروریزم ومراجع حامیان تروریزم تا ریشه های اصلی تروریزم وجنگ خشک گردانیده شود وصلح وامنیت در منطقه حاکم گردد والسلام
طهارت ونظافت جزء ایمان است :
پاک وتمیز نگهداشتن جان جامه محیط زندگی شهری خانه و دیار ووطن وغیره
وباالآخره رعایت نظافت شخصی واجتماعی وعدم آسیب رسانیدن بدیگران بواسطه عدم رعایت نظافت بخصوص به همسایگان وهمشهریان ومردمان که در یک محیط مشترک زندگی میکنند ماننده ایجاد سر وصدا و ایجادآلودگی های صوتی بواسطه استفاده ازوسائیل موتوری در محیط که انسان ها مشترک در آن محیط زندگی میکنند ومردم را با الوسیله آنها ناراحت واذیت میگرداند که رعایت اینها همه جزء ازکرکتر انسانی بوده وشخصیت انسان را نمایان میسازد وبه انسان شخصیت وهویت میبخشد ودر اسلام نیز به رعایت نظافت وطهارت شخصی ومحیطی توجه زیادی مبزول گردیده چنانچه پیامبر بزرگوار اسلام در باره پاک وتمیز نگهداشتن دهان ودندان ها به امت وپیروان خود چنین توصیه میفرمایند :
( اگر بر ای امت من دشوار وسخت نمیگردید آن هارا درپنج وقت نمازبه مسواک زدن امر میکردم )
( لولا اشق علی امتی لامرتهم با السوک عند کل صلاه ) رواه مسلم
که از این حدیث پیامبر بزرگ اسلام اهمیت وارزش نگهداری وپاکی دهان ودندانها را بخوبی دانسته میتوانید که به آنها چه قدر اهمیتی را قائیل گردیده وحتی در زمان ایستادن در صف جماعت شخص مومن باید مواظب باشد تا شخص نماز گذار پهلویش از بوی بد دهان ودندانهای او ازیت وآزار نگردد وبه همین جهت است که باید همیشه اوقات نماز مسواک زدن را رعایت کند وخود را همشه پاک وتمیز نگهدارد واز آزار وازیت دیگران بپرهیزد تا عبادتش مورد پزیرش در گاه خداوند ج قرار گیرد وخودش نیز محبوبیت جامعه ومردم خود را کمائی کند ومصداق حدیث پیامبر بزرگ اسلام را که فرموده مسلمان کسی است که مسلمانان دیگر از دست وزبان او در امان باشند وهیچکس از دست وزبان رفتار وکردارش ازیت وآزاری نبیند مصداق واقعی خود راپیدا کند
( المسلم من سلم المسلمین من یده ولسانه) والسلام
سیاست موفق چیست:؟
محققین میگویند یکی از معانی سیاست اداره امور کشور ویاکشور داری است ازاین جهت سیاست موفق به آن سیاست میگویند که حاکمان و سیاست مداران کشور بتوانند خود را از بحران سیا سی بیرون کشند نه اینکه خود در داخل بحران دست وپا زنند وهمه انرژی شان بیهوده مصرف گردد وبشکل (دور وتلسلسل باطل )بعد از مدتی بازدرجای اولی خود قرارگیرند چه امروزواضح وروشن گردیده که هر کشوری درجهان از خود دارای اولویت های سیاسی (خارجی وداخلی ) بوده که می بایست این پالیسی سیاسی در اولویت کاری سیاستمداران ومچریان آن کشور قرار گیرد بطور مثال اگر خواسته باشیم مثال زنیم اولویت های سیاست خارجی افغانستان نسبت به شرائط واوضاع حاکم بر آن را برجسته در نظر بگیریم خواهیم د ید. که در قدم اول ضرورت اساسی این کشور تامین امنیت است زیرا تا زمانیکه امنیت تامین نکردد هیچ بازسازی دیگری صورت گرفته نمیتواند دوم مناسبات نیک با همسایگانش خواهد بود زیرا تا زمانیگه مناسبا ت نیگ با همسایگان خود نداشته باشم به آسانی میتوانند در امور کشور ما مداخله کنند سوم حفظ مناسبات نیک با جهان چنانچه اگر بطور موجز وخلاصه خواسته باشیم به اولویت های
سیا سی کشور خود اشاره نمایم شامل مسائیل زیر خواهد شد :
1 --- -تامین امنیت و حفظ مافع ملی کشور بطور عموم.
2- رابطه نیک افغانستان با جهان و کشور های منطقه و همسایه.
3- احترام بحقوق بشر و کرامت انسانی و حقوق زنان و اطفال .
4 - عدم مداخله در امور داخلی یکدیگر.
5 همکاری منطقه ایی وبر جسته نمودن نقش ترانسپورت و ترانزیت افغانستان در منطقه.
6 - جذب کمک های بین المللی.
7 اولویت دادن بمنابع اقتصاد داخلی و دانش روز.
8ا -- ارتقای توانمندی های زراعتی و مالداری و محیط زیست و معادن کشور .
9 ----- تثبیت جایگاه افغانستان در جامعه بین المللی.
حفظ مراودات وامضای سند امنیتی واستراتزی باهم پیمانان
دوری جستن از تشنجات ومنازعات منطقه ایی وبین المللی وغیره خواهد بود.
که بنظر من اولین اولیت سیاست خارجی افغانستان تامین امنیت افغانستان از ابعاد گوناگون آن خواهد بود زیرا تا زمانیکه امنیت بمعنی همه جانبه اش تامین نگردد هیج کار بنیادی و اساسی نمیتواند در کشور صورت گیرد وهر نوع توسعه اقتصادی و بشری وابسته به شرایط امنیتی است ودر تامین امنیت است که بهتر میتوان منافع ملی کشور خویش را حفظ کرد و از جانب دیگر برای حفظ امنیت و توسعه اقصادی داشتن روابط نیک و حسنه با جهان و کشور های منطقه وهمسایه نیز شرط ضروری دیگری بوده و گرنه با مداخله دیگران در امور داخلی کشور نمیتوان به تامین امنیت پایدار ومطمن موفق گردید لذا یکی دیگر از اولویت های سیاست خارجی ما رابطه نیک وهمه جانبه افغانستان با جهان و کشور های منطقه وهمسایه ما میباشد
طوریکه که در بالا اشاره کریم در سایه امنیت است که میتوان احترام بحقوق بشر وکرامت انسانی و حقوق زنان و کودکان وغیره را مطرح ساخت و به آن عملکرد زیرا در جامعه که امنیت وجود نداشته باشد قانون نمیتواند تطبیق گردد ودر عدم تطبیق قانون موضوع احترام بحقوق بشر وغیره حقوق انسانی نمیتواند جایگاه خود را پیدا کند لذا احترام بحقوق بشر و کرامت انسانی وتامین حقوق زنان واطفال در اولویت دیگر سیاست کشور میتواند قرار گیرد.
اولویت چهارم ـ سیاست خارجی کشور میتواند موضوع عدم مداخله درامور داخلی یکدیگر مطرح گردد زیرا در صورت ادامه مداخله از جانب مداخله گران هر چیز یکه ساخته شود از طرف کشور مداخله گر میتواند تخریب و سبتاژ گردد.
اولویت پنجم ـ سیاست خارجی کشور همکاری منطقه ایی در عرصه اقتصادی و تجارتی میان افغانستان با کشور های منطقه وهمسایه و صاحب گردیدن نقش اساسی ترانسپورت و ترانزیت زمینی میان افغانستان و کشور های منطقه بخصوص اسیای مرکزی توسط افغانستان که پل وصل میان کشور ها خواهد بود .
اولویت ششم ـ سیاست خارجی کشور جذب کمک های اقتصادی جامعه جهانی باامضای قرارداد امنیتی بوده زیرا بدون کمک هایی جامعه جهانی افغانستان نمیتواند روی پای خود به ایستد وهنوز افغانستان به کمک های خارجی اشد ضرورت دارد.
عدم دشمن تراشی برای کشور است که باید همیشه در نظر گرفته شود
اولویت هفتم ـ سیاست خارجی کشور تمرکز بر روی تولیدات ملی وتسهیلات برای مولدین و تجار کشور بوده که با فراهم سازی زمینه بازار یابی و توجه جدی به استخراج معادن کشور و تربیه پرسونل فنی با داشتن اندوخته های علوم و فنون روز بوده که افغانستان به آن اشد ضرورت دارد
اولویت هشتم ـ سیاست خارجی کشور بر اساس و مبنای اینکه دستگاه دیپلوماسی درکشور جزء از نظام کشور را تشیکل داده و به تنهایی نمیتواند سیاست ان جدا از سیاست کل کشور باشد از این جهت هم آهنگی میان همه ارگانهای دولتی یکی از نیاز های اساسی سیاست خارجی کشور بوده وارتفای توانمندی های افغانستان در عرصه زراعت و مالداری ومحیط زیست با هم آهنگی وزارت خانه های مربوطه ومبارزه با فساد اداری میتواند یکی دیگر از اولویت های سیاست ها در کشور به حساب آید.
اولویت نهم ـ سیاست خارجی کشور تثبیت جایگاه افغانستان در عرصه بین المللی با داشتن سیاست فعال و حضور پر رنگ در مجامع بین المللی خواهد بود.
واولویت دهم ـ سیاست خارجی کشور دوری جستن افغانستان از تشنجات و منازعات منطقه ایی وبین المللی بوده که با انتخاب سیاست مبنی بر اینکه افغانستان نقطه وصل کشور های منطقه وفرا منطقه بوده نه نقطه فصل آنها که خوشبختانه با موقعیت که افغانستان دارد میتواند در این زمینه نقش خوبی را ایفا کند.
L