بسم الله الرحمن الرحیم
افغانستان و جهان اسلام:
جهان اسلام اصطلاح وتعبیری است که بر سرزمین های اطلاق میشود که اکثریت ساکنین آنها را مسلمانان تشکیل میدهند . بعد از آمدن اسلام در افغانستان این سرزمین در توسعه ونشرفرهنگ وتمدن اسلامی خدمات شایانی را انجام داده وشخصیت های بزرگی را بجهان اسلام تحویل نموده ودر زمان بحران وتعرض به دین اسلام همیشه این سرزمین بعنوان سنگر داغ دفاع از اسلام قرار گرفته چنانچه تاریخ معاصر ما شاهد آن است که افغانستان در مقابل هژمنه وهجوم اعتقادی فکری سیاسی ونظامی کمونیزم چه قربانی های فراوانی داده که با الآخره بعد از سه دهه جنگ ومبارزه بی امان بیاری خدای بزرگ وثمره خون شهداء گلگون قبای افغانستان توانسته است بشریت وجهان اسلام را از شر کمونیزم والحاد در حد توان خود رهائی بخشد وامپراتوری شوروی سابق را از هم بپاشاند که با این اضمحلال وفروپاشی کشور های خرد وبزرگ زیادی در جهان به استقلال وآزادی خود رسیدند.
واز جانب دیگر طوریکه بهمه واضح وروشن است امروز زندگی هر جامعه وملتی در جهان بدون رابطه با سائیرجهان وکشور های مختلف بطور مستقلانه امکان پذیر نبوده و دنیای امروزی ما دنیای روابط و همکاریهای متقابل میان دولت ها وملت ها بوده چنانچه کسی نمیتواند از نقش همکاریهای منطقوی و بینالمللی میان کشورها و دولتها ومناسبات مختلف فرهنگی زبانی نژادی اعتقادی وخویشاوندی میان ملت ها انکار ورزد تا جایئکه میتوان ادعا کرد: که هیچ کشور و ملتی دردنیا نمیتواند بتنهایی بدون روابط حسنه و همکاری های متقابل با دیگر کشورها زندگی کاملاً مستقلانه داشته باشد زیرا خواهی نخواهی هر کشوری نسبت به کشورهای دیگر بنحوی احساس ضرورت و نیازمندی میکند. چه زیبا و خوب میبود اگر روابط کشورهای جهان با یکدیگر بر اساس حسن نیت، تفاهم و همکاری، برابری و برادری استوار بودی و هیچ کشوری نسبت به کشور دیگری احساس برتری و یا کمتری نکرده و از دید انسانی، خوشبینی و تفاهم و همکاری با یکدیگر چنین روابط انسانی وهمکاری متقابل داشتی و در نهایت انسان بتوانیستی از این طریق در جهان عاری از کشمکش ها و تنش ها زندگی کرده و خوشبختیها را صاحب شدی!
کشور عزیز ما افغانستان بعد از فراموشی و بحال خود رها کردن مدت طولانی بخصوص از سال 1991 الی سال 1994 از جانب جامعۀ جهانی که این ترک ورهائی منجر به عواقب ناگواری نه تنها در افغانستان بلکه در سطح جهان و منطقه گردیدکه امروز جامعۀ جهانی و افغانستان مشترکاً تاوان آن همه عواقب گذشته را میپردازند که اگر دنیا افغانستان را فراموش نمیکرد شاید امروز این همه مشکلات دامنگیر جهان و افغانستان نمیگردید با آن هم بعد از تشکیل کنفرانس بن و شکل گیری دولت مؤقت و انتقالی افغانستان توانست قدمهای را تاحدی در سطح روابط خود با جهان و کشورهای منطقه و همسایه طوریکه آغاز شده بود بردارد ولی حضور نیروهای خارجی و بین المللی در افغانستان و حضور اتباع کشورهای عربی و اسلامی در کنار سازمان القاعده وطالبان و ادامه ی جنگ بین نیروهای بین المللی و این سازمان ها آن هم متاسفانه در سرزمین افغانستان از یکسو و اشتباهات اولی حکومت بوش در اوایل جنگ که جنگ را بتعبیری گویا بین اسلام و مسیحیت تلقی کرده بود از سوی دیگر (که این جنگ در سرزمین افغانستان متاسفانه ادامه داشت) این ها همه به عنوان عوامل منفی خواهی نخواهی اثرات منفی خود را بر بالای کشورهای محافظه کار عربی واسلامی وبخصوص ملل مسلمان داشت تا آن ها نسبت به افغانستان بنحوی احساس سردی و دوری کنند بخصوص شیخ های ثروتمند عرب که دست باز مالی نیز داشتند و می توانیستند جریان های ضد حکومتی را از نظر مالی کمک ویاری نیز کنند و بر دولت های خود اثر گذار باشند که خوشبختانه امروز بعد از گذشت چندین سال فکر می شود که شناخت کشورهای عربی واسلامی نسبت به افغانستان بخصوص با اعلان خروج وکاهش نیروهای خارجی از افغانستان در حال تغیر مثبت بوده باشد و ممکن شناخت و برداشت آن ها نسبت به افغانستان تا حدود زیادی تغییر کرده بخصوص با آغاز عملی کاهش وخروج نیروهای خارجی از افغانستان و موضعگیری ها واقع گرا یا نه و استقلال طلبانه افغانستان که انعکاسات خود را در بیرون از افغانستان در جهان اسلام نیز داشته و کشور های مختلف اسلامی از موضعگیری افغانستان نسبت بحضور و عملکرد نیروهای خارجی و بین المللی بطور مشخص معلوماتی کم وبیشی را دارا باشند از اینجهت همه کشورها جهان وبخصوص کشورهای عربی و اسلامی را ممکن به این درک واقعی وعلنی رسانیده باشد که افغانستان بعنوان کشور مستقلی از خود اهداف مشخص و معیین دارد و ملت مجاهد افغانستان گوش به فرمان هیچ قدرت خارجی نبوده بلکه منافع ملی کشورشان هر آنچیزی را که تقاضا کند بدنبال همان اند و بس. و در این راستا هر اندازه که دولت افغانستان در حال حاضر وآینده بتواند نزدیکی روابط کشور خود را با کشور های اسلامی وعربی توسعه وگسترش بیشتری دهد بمنفعت افغانستان خواهد بود و این روند هر چه بیشتر اگر توسعه یابد سبب نزدیکی ما با جهان اسلام وملل مسلمان دیگر بیشتر خواهد گردید. و سزاوار آن است تا مثلیکه امروز روابط کشور ما با اروپا و امریکا و کشورهای منطقه و همسایه به استثنای بعضیها نیک وحسنه است با سائیرکشورهای عربی و اسلامی دیگر نیز در حال انکشاف و رشد بیشتری قرار گیرد و در داشتن روابط سیاسی و بازگشایی سفارت خانه ها و قنسلگری های خود در کشورهای همسایه و منطقه وکشور های اسلامی دور ونزدیک بازنگری دقیقی داشته باشیم (چه درک داشتن روابط حسنه باکشورها و وزمامداران وسیاستمداران جهان تعبیر کلی از دیپلوماسی گفته می شود) که از گذشته ها تا امروز میان دولت ها وکشور ها موجود ومروج بوده است.
نزدیکی کشور ما با کشورهای جهان و اهمیت قائیل شدن به همکاری های منطقهای وبین المللی وضرورت داشتن روابط حسنه ونیک با همه کشور ها از جمله اولویت قائیل شدن به همسایگان و جهان اسلام و جهان عرب که افغانستان جزء از جهان اسلام وستون مستحکم آن بحساب میرود از جمله اولویت های روابط سیاسی کشورما بحساب می رود. زیرا داشتن روابط حسنه و نیک و اعتماد متقابل میان کشورها ی جهان می تواند زمینۀ تأثیر گذاری افغانستان را در منطقه و جهان وبخصوص جهان اسلام بهتر وبیشتر مهیاء سازد . و چهرۀ واقعی افغانستان را بهمه جهانیان وبخصوص جهان اسلام وعرب خوب تر وبهتر معرفی کند زیرا متأسفانه هنوز جهان وبخصوص کشور های عربی واسلامی از افغانستان شناخت درست و واقعی ندارند و عملکرد دشمنان افغانستان نیز بر این معلومات غیر واقعی افزوده است چنانچه مردم افغانستان قبل از 11 سپتامبر 2001 به مفهوم ترور و تروریزم آشنا ئی نداشتند وحتی در زمان جهاد بمقابل اتحاد شوری سابق با همه سختی های جنگ از این قبیل عملیات انتحاری و ترورستی ابداً استفاده نمی کردند که با آمدن ترورست های حرفه ای این تعبیر نامیمون نیز درفرهنگ سیاسی کشور ما راه پیداکرد و امروز متأسفانه و قتیکه نامی از افغانستان برده می شود گویاکه تروریزم و مواد مخدر بر ذهن ها تداعی می گردد که ایجاب می کند تا این مشکل برای مردم افغانستان مهم تلقی گردد و در سطح ملی و بین المللی جهت محو و تغییر این ذهنیت و معرفی چهرۀ واقعی افغانستان در جهان همۀ ما کوشا باشیم، دولت مردان، هنرمندان، نویسندگان، سینماگران همه و همه در تغیر این ذهنیت نقش اساسی خود را ایفاء کنند که با رفت و آمد هیأت ها، ارتباط میان علماء دینی و دانشمندان، اخذ و اعطای بورسیه های تحصیلی، اعزام دانشجویان به خارج از کشور، فعالیت های فرهنگی و ورزشی، تبلیغات رسانه ای، معاملات تجارتی، (صادرات و واردات)، مرغوبیت کالا ها تدویر نمایشگاهای تجارتی و فرهنگی، معرفی صنایع دستی افغانستان، آثار تاریخی و غیره هرکدام به نوبهی خود میتوانند ما را در این زمینه یاری رسانند و نقش اساسی خود را داشته باشند تا باالاخره با سعی و تلاش همه جانبه مردم افغانستان این کشور بتواند چهره واقعی و موقعیت خود را که سرشار از مهمان نوازی، نیکی، بردباری، سعه صدر و تحمل پذیر است بار دیگر بدست آورد که این همه بستگی بهمت و تلاش ما افغانها دارد تا بجهان نشان دهیم که ما ملت با فرهنگ رشید و انسان دوست در جهان بوده و خواهیم بود.
با عرض احترام سید محمد خیر خواه
هم زمان با انتقال مسوولیت لزوم توجه به مراکز اصلی تروریزم
ازجمع بندی صحبت های پریزدنت اوباما رئیس جمهور امریکا درباره انتقال مسئولیت امنیتی به نیروهای افغان چنین دانسته میشود(1) که امریکا بعد از بررسیهای همه جانبه ومشورت های لازم باتیم امنیتی امریکا ومشوره با شرکای افغانی وپاکستانی وائتلاف بین المللی خود به این نتیجه رسیده که از اوائیل سال2011 الی اخیر سال 2014 نیروهای خود را از افغانستان بتدریج کاهش دهد ومسئولیت امنیتی را به نیروهای افغان بسپارد وبمردم امریکا هدف از حضور خود در افغانستان را مکرر بیان نمود ه که چرا امریکا در افغانستان حضور دارد؟ جائیکه ازآنجا القاعده حملات 11 سپتامبر را سازمان داد وسبب کشتن 3000 انسان در امریکا گردید واگر شورشیان بار دیگر در افغانستان مسلط شوند به القاعده وافراطیون فرصت آن میسر میگرددتا با استفاده از خاک افغانستان حملات بیشتری را علیه ما سازمان دهند از این جهت من از ابتدا در مورد اهداف اساسی امریکا واضح وصریح بوده والبته این بمعنی نابود سازی تمام تهدیدات امنیتی که متوجه افغانستان است نمی شود بواسطه اینکه این مسئولیت خود افغانها است که امنیت کشور خود را خود تامین کنند وما بدنبال دشمنان خود وشکست آنها در افغانستان وپاکستان بوده ومیخواهیم توانائی های القاعده را تا سطحی پائین بیاوریم که دیگر تهدیدی برای امریکا ومتحدینش در آینده نباشند مابدنبال اهداف اساسی خود شاهد پیشرفت های نیز بوده ایم چنانچه امروز دیگر رهبری القاعده در مناطق سرحدی افغنستان وپاکستان تحت فشار کامل ما قرار دارد رهبران ارشد شان کشته شده واستخدام افراد جدیدی برای آنها سخت گردیده وبطور خلاصه سازمان القاعده نسبت بگذشته ضعیفتر گردیده وشکست کامل آن البته نیاز به زمان دارد آنها دشمنان سرسخت وخطر ناک وبی رحم کشور ما هستند وما علیه آنها در اقدامات خود قاطع هستیم در افغانستان به سه مسئله اساسی تمرکز خواهیم داشت: تمرکز بر مسائیل نظامی برای بدست گیری ابتکار عمل از طالبان 2 آموزش قوت های امنیتی افغانستان تا آنها بتوانند مسئولیت امنیتی کشور خود را بعهده بگیرند 3 کمک های ملکی برای توسعه بیشتر وحکومت داری مئوثر وهمکاری منطقه ای بخصوص با پاکستان بواسطه اینکه بهر دو طرف سرحد بهتر بتوانیم مئوفق گردیم .
البته پیشرفت ها ی ما بکندی وبا هزینه گزاف بقیمت از دست دادن جان فرزندان مابدست آمده وهنوز پیشرفت های ما شکننده است برای اینکه مطمئن شویم که جانب افغانستان میتواند مسئولیت امنیتی کشور خود را بدوش گیرد ما روی تعلیم وتربیه وارتقای ظرفیت نیروها ی افغانی تمر کز بیشتری خواهیم داشت ما پیام روشنی مبنی بر انتقال مسئولیت امنیتی به نیروهای افغان وخروج تدریجی نیروهای امریکائی در ماه جولای 2011 بدنیا فرستادیم که این پروسه از جولای 2011 آغاز والی اخیرسال 2014 به پایان خواهد رسید در آخرین نشست ناتو در لیسبون روی فراهم سازی کمک های آموزشی ومشورتی به نیروهای افغان در دراز مدت ناتومتعهد خواهد شد واز مجموع بررسی های خود چنین نتیجه خواهیم گرفت که برای پایداری واستمرار دست آورد های امنیتی نیاز جدی وتلاش مستمر برای پیشرفت های سیاسی واقتصادی در افغانستان وجود دارد ودر آینده تمرکز بیشتر ما روی فراهم آوری خدمات ابتدائی شفافیت وحساب دهی خواهد بود ما از روند سیاسی آشتی باطالبان که از وابستگی شان به القاعده دوری کنند واز خشونت وجنگ دست بر دارند وقانون اساسی افغانستان را بپذیرند حمایت میکنیم ما یک همکاری استراتژیک جدیدی را با افغانستان آغاز خواهیم کرد تا بر مبنای آن بتوانیم اطمینان دهیم که ایالات متحده امریکا یک تعهد دراز مدت برای امنیت وترقی مردم افغانستان دارد ما روی روابط ما با پاکستان تمرکز خواهیم کرد دولت پاکستان میداند که در مناطق روستائی این کشور حضور ترورستان تهدید جدی برای تمام کشورها واز جمله خود پاکستان خواهد بود.
مابکمک های مان به دولت پاکستان برای تقویت ظرفیت دولت آن بمنظور ریشه کن سازی ترورست ها ادامه خواهیم داد ما بفشار بالای رهبران پاکستان برای از میان بردن پناه گاه های امن ترورستان در مرز های این کشور ادامه خواهیم داد ما از انکشافات سیاسی واقتصادی پاکستان که برای حیات آینده این کشور اهمیت دارد حمایت خواهیم کردما با پاکستان به اساس استراتژی خود برای عمیق ساختن اعتماد وهمکاری مشترک باهم کار خواهیم کردوبه پروژه های مختلف که منجر به رفاه پاکستان میگردد همکاری بیشتری خواهیم کرد ما تلاش های خود برای تشویق همکاری میان افغانستان وپاکستان را سرعت خواهیم بخشید زیرا ایالات متحده امریکا بهمکاری که منجر به تقویت امنیت توسعه وعدالت در پاکستان شود متعهد است مقابله با هریک از این چالش های که من بر شمردم آسان نخواهد بودوروزهای دشواری راپیش روداریم. ماباید به استقامت وپایداری ما ادامه دهیم ما به فراهم سازی استراتژی ها ومنابع که سربازان وافراد ملکی ما برای پیروزی به آنها ضرورت دارند ادامه دهیم ما هرگز در راه رسیدن به اهداف خویش دوچار تزلزل وتردید نخواهیم شد وسر انجام به شکست دشمن خود موفق خواهیم شد.مابه همکاری ما با افرادیکه در راستای پیشرفت وآوردن صلح تعهد دارند ادامه خواهیم داد وبالاخره ما هر آنچه را که میتوانیم انجام خواهیم دادتا از امنیت و مصئونیت مردم امریکا اطمینان حا صل کنیم)
رئیس جمهور امریکا در ارتباط به کاهش نیروهایش از افغانستان باز از حملات القاعده واسامه بن لادن در 11سپتامبر بر امریکا وقتل شهروندان کشورش یاد آورشده ومسئولیت آن را یکبار دیگر بدوش آنها انداخته واز پیروزی های نیروهای امریکائی در جنگ در افغانستان وعراق یادآوری کرده واز هزینه های جنگ وقربانی های مردم امریکا در عراق وافغانستان واز سختی های جنگ یادآورگردیده وتصمیم اعزام سی هزار نیروی اضافی وتازه نفس به افغانستان در اوائیل شروع حکومت خود را نیز یادکرده واز ادامه جنگ با سازمان القاعده وتعلیم وتربیه نیروهای افغان وآغاز خروج نیروهای امریکائی درماه جولای 2011
از افغانستان اطمینان داده است. که در مرحله اول تعداد آنها را ده هزار نفر وانمود کرده وگفته: تا تابستان سال آینده 2012 سی وسه هزار سرباز امریکائی از افغانستان خارج خواهند شد بعد از واگذاری مسئولیت امنیتی به نیروهای افغان متباقی نیروهای امریکائی به باز گشت خویش بطور ثابتی ادامه خواهند داد ووطیفه نیروهای امریکائی در آینده از حالت جنگی بحالت پشتیبانی مبدل خواهد شد.وتا سال 2014 میلادی این روند تکمیل خواهدشد وخود افغانها مسئولیت امنیت خویش را بدوش خواهند گرفت واز پیروزی ها وشکست دشمنان خود ودستگیری نیمی از رهبران القاعده با همکاری پاکستان نیز یاد نموده وچنین گفته:ما خسارات جدی را به آنان وارد ساخته وپناه گاهای شان را اشغال وتصرف کردیم مگر چالش های بزرگ هنوز پیشروی ما باقی مانده که آنهارا فراموش نکرده ایم ما در حالیکه نیروهای خویش را از افغانستان خارج کرده ومسئولیت امنیت را به حکومت افغانستان واگذار میکنیم باید بحفظ دست آورد های خود به شدت توجه داشته باشیم ما این را بخوبی میدانیم که صلح رانمیتوان در سرزمینی تامین کرد که جز جنگ راه حل سیاسی را نمی شناسد ما از پروسه صلح دولت افغانستان وادغام مجدد بشمول طالبان حمایت کرده وموضع امریکا در قبال مذاکرات صلح را بشروطی که از سوی حکومت افغانستان مطرح گردیده که قطع رابطه باالقاعده وپذیرش قانون اساسی افغانستان باشد مرتبط دانسته واز آن حمایت میکنیم.
واهداف آینده ما چنین خواهد بود: عدم موجودیت پناه گاه های که از آنها القاعده ومتحدینش علیه امریکا ومتحدینش حملات خویش را بتوانند اجرا کنند زیرا ما همیشه در جاده ها وکوهای افغانستان گزمه نخواهیم کرد این مسئولیت حکومت افغانستان است که بایداز قدرت خود جهت حفاظت از مردمش کار بگیردووظیفه ما ایجاد فضای همکاری مداوم با مردم افغانستان است وتلاش های ما شامل پناه گاهای امن ترورستان در پاکستان را نیز جزء از هدف ما قرار میدهد وبه پاکستان فشار خواهیم آورد تا با مشارکتش در این منطقه جنگ زده همکاری جدی بنماید ما تا حالا جان های 4500 تن از فرزندان خود را در عراق وبیشتر از1500 تن را در افغانستان از دست دادیم.
طوریکه از صحبت های گذشته پریزدنت اوباما دانسته می شود هدف از حضورنظامی امریکا در افغانستان مبارزه با دشمنانش که باعث کشتار مردم امریکا گردیده بوده نه نا امنی فقر وناتوانی وعقب ماندگی افغانستان.وحضور نظامی امریکا در اصل بواسطه حفظ وتامین منافع ملی خود امریکا بوده وازهمین سبب بوده که درافغانستان حضور نطامی پیدا کرده است جائیکه آقای اوباما در قسمتی از صحبت های خود در گذشته چنین گفته: چرا ما به افغانستان حضور داریم؟بواسطه اینکه از آنجا القاعده حملات 11سپتامبر 2001 را سازمان داد وسبب کشتن 3000تن از انسانهای بی گناه در امریکا گردید واگر شورشیان بار دیگر در افغانستان مسلط شوند برای القاعده فرصت آن میسرمیگردد تا با استفاده از خاک افغانستان حملات بیشتری را علیه ما سازمان دهند از این جهت من ازابتدا در مورد اهداف اساسی امریکا واضح وصریح بودم والبته این بمعنی نابود سازی تمامی تهدیدات امنیتی که متوجه افغانستان است نمی باشد بواسطه اینکه تامین امنیت افغانستان وظیفه خود مردم افغانستان است که تامین امنیت کشور خود را خود بدوش گیرند ومادر افغانستان وپاکستان بدنبال دشمنان خود وشکست آنها هستیم تاخطری در آینده دیگر امنیت امریکا ومتحدینش را تهدید نکند لذا دیده میشود که حضور نظامی امریکا در منطقه بواسطه عشق به افغانستان وپاکستان ودل سوزی به مردم آنها نبوده بلکه بدنبال منافع ملی کشور خود امریکائی ها درمنطقه ما حضورداشته و دارند نه بواسطه نا امنی فقر وناتوانی وعقب ماندگی افغانستان وپاکستان چه در اصل هیچ کشوری عاشق رخساره مردم کشور دیگری نیست تا خود را بپایش قربان کند بلکه هر آنچه که منافع ملی کشور خودش تقاضی کند بدنبال همان خواهند بود وبس. حالا که امریکا توانسته رهبر سازمان القاعده اسامه بن لادن رابکشد وبه دشمنان خود خسارات وتلفاتی را وارد سازد دیگرمهم نیست که جنگ شان در افغانستان بمردم افغانستان چه خساراتی را وارد ساخته وچه تعدادی از مردم افغانستان را قربانی گرفته وچه آتشی را در افغانستان بر افروخته است ؟ بلکه مقصد وهدف خود شان که حالا تا حدی حاصل گردیده چیز های دیگربنظرایشان آن قدر مهم نیست لذا آنهایکه تصورمیکردند که گویا امریکا افغانستان را اروپا می سازد ودیموکراسی ومردم سالاری را در این کشور نهادینه می نماید وچنین وچنان میکند حالا می بینند که از این حرف ها هیچ خبری نبوده وحتی خود امریکائی ها بدنبال این هستند که باطالبان دردور میز مذاکره بنشینند( که نشستند) ومیخواهند مشکل خود را باطالبان حل کنند
وموضوعات چون حقوق بشر حقوق زنان دیموکراسی وغیره جزشعار در عمل جایگاه خاصی نداشته ؟و.بطور کلی و خلاصه باید گفت اگر خود یک ملت نتواند ازخود دست آورد اساسی
د اشته باشد بگفته عامیانه که میگویند: مال مردم گرد ریش است شعار دیگران بحال ما فائیده و سودی نخواهد داشت لذا اگر خود مردم افغانستان نتوانند در عمل حقوق اساسی ومدنی مردم خود رااعم از مرد وزن خودشان تامین کنند و دیموکراسی ومردم سالاری را در کشور خویش خود نهادینه بسازند و امنیت سرتاسری را در کشورشان خود تامین کنند وبه امید دیگران بنشینند توقع بی جای خواهد بود؟. چنانچه رئیس جمهور امریکا در ادامه صحبت خود به این مطلب اشاره کرده و میگوید: تامین امنیت در افغانستان وظیفه امریکا نیست بلکه این وظیفه خود افغانها است که باید امنیت کشور خود را تامین کنند -- امریکائی ها همیشه در جادها وکوهای افغانستان تا زمان نا محدودی گزمه نخواهند کرد تامین امنیت وحفاظت از مردم افغانستان وظیفه دولت افغانستان است نه وظیفه امریکا که این تذکربار دیگر بما هوشدار میدهد که باید روی پای خود ایستاده شد نه تکیه بر عصای دیگران.
طوریکه اشاره کردیم زبان در حقیقت محمل و تکیه گاه فکر و اندیشه انسان است.
زبان وسیله فهمیدن و فهماندن مطالب، خواسته ها، بروز احساسات درونی انسان بوده
تأمین ارتباطات بین انسانها، وجوامع انتقال معلومات به دیگران، کسب اطلاعات بروز احساسات عاطفی انسانی همدلی و همزبانی، آفرینش هنرهای ادبی و تخیلی و غیره... همه و همه باالوسیله زبان صورت میگرد چه بسا مفاهیم عمده و بزرگی و یا به تعبیر دیگری جهانی از معلومات و معانی را میتوان در مصرع شعری از یک ادیب و شاعری بنمایش گذاشت و خلاصه اش کرد و انتقال مفاهیم و معانی را به آسانی به دیگران میسر ساخت. که خوشبختانه زبان فارسی دری ما با دیرینه ای تاریخی و ظرافت های ادبی که دارد توانسته مردمان غیردری زبان زیادی را با جذابیت ادبی خود مجذوب خود ساخته که شاعران غیر فارسی گوی در این عرصه خود نمونة از این مثال است. تاریخ نشان میدهد که زبان دری فارسی تاثیر عمیق در شبه قارة هند داشته و زبان اردو تأثیر پذیری زیادی از این زبان نموده که شاعران اردو زبانیکه به زبان دری فارسی شعر سروده اند کم نیستند. اگر مطالعات در سرزمین اناتولی (آسیای صغیر) و آسیای میانه و بین النهرین صورت پذیرد تأثیر زبان و ادبیات فارسی دری در این دیار را بخوبی میتوان مشاهد کرد.
باعرض احترام سید محمد خیرخواه