نقش ثبات افغانستان در ثبات کشورهای همسا یه ومنطقه                                   

مردمانیکه در یک حوزه جغرافیائی زندگی میکنند وگذشت زمان آنها را بنام (همسایه) باهم پیوند داده که این پیوند بیشتر شبیه رابطه قومی وخانوادگی بوده که بخواست واراده خود آنها این مناسبات بمیان نیامده وتبدیل وتغییرآن هم از توان خود شان بیرون است. خوشا بحال آنهایکه در همسا یگی نیک برادری ودوستی باهم حیات بسر برده ودر جهان مملو از محبت وصمیمیت  بدون کشمکش ومداخله در امور داخلی یگدیگر زندگی دارند ودر غم ها وشادی های خویش باهم شریک وهمنوا بوده ودر غم یگدیگر حزین ودر شادی یگدیگر شاد اند.

 چه طبیعت همسایگی طوری است که زندگی همسایه ها را با یکدیگر مرتبط و گره زده است چنانچه اگر در محوطه خانه یکی از همسایه ها گلستانی از گلهای معطر تربیه شود بوی عطر آنها خانه همسایه های دیگر را نیز معطر میسازد وبر عکس اگر آب ها گندیده وکثیف در خندق محوطه خانه همسایه جمع شده باشد بوی بد آنها همسایه های دیگر را نیز میتواند نا راحت بسازد. واگر خدای نا خواسته خانه همسایه ای راآتش بگیرد خانه همسایه دیگر را نیز اقلا سیاه ودودی کرده میتواند ویا اگر یکی از همسایه ها در خانه خود سگهای آدم خار ویا حیوانات مضر و موزی را تربیه ونگهداری نماید اطفال همسایه های دیگر نیز در امان بوده نمیتوانند که اینها نمونه های از روابط نزدیک وتنگا تنگ همسایه ها با یگدیگر است.

.بهر صورت تجربه جامعه شناسی بما نشان میدهد: که مفهوم همسایه شامل مجموع مردمانی بوده که در طول تاریخ در یک حوزه جغرافیائی که بقطعات خرد وکوچکی بنام کشورها تقسیم شده زندگی میکنند و از گذشته ها تا حال با یگدیگر روابط عمیق دینی فرهنگی تاریخی خویشاوندی قومی ونژادی وغیره  دارند وبطول قرن ها توانستند بعنوان همسایه باهم زندگی نمایند وتلخی وشیرینی های زندگی وروزگار رادر کنار هم به چشند و چه بسا بر خلاف اراده وخواست خود بوسیله دیگران بعضا وادار بتجاوز بخانه همسایه های خود نیز گردیدند وحتی بعضا زمامداران شان نخواستند تا با همسایه های خود باخوشی وراحتی زندگی کنند وبا یگدیگر مراودات نیکی داشته باشند.

 بلکه بر عکس سعی کردند تا آنها را از یگدیگر هر چه بیشتر دور نگهدارند که همه اینها نمونه ای از تحولات تاریخی است که در زندگی همسایه ها ممکن رونما گردیده باشد.

 که در این میان کشور ما افغانستان باهمسایگان خود دارای تاریخ پر نشیب وفرازی بوده وطعم تلخ وسختی روزگاررا همیشه چشیده است.

 وخا طرات نیک وبد - تلخ وشیرینی را از همسایه های خود نیزدر طول همین تاریخ دارد چه آنهایکه در زمان سختی ها ومصیبت ها دست شان را گرفته وبه یاری وکمک شان شتافته اند وچه آنهایکه از وضعیت مصیبت بار آنها سوء استفاده وبهره برداری کرده وهمیشه از انگشت افگار شان گرفته وفشار دادند همه این حوادث را بخاطرات خود محفوظ وثبت دارند.

 چنانچه از اواخر قرن بیستم تا اوائیل قرن بیست ویکم  مدت سه دهه است که افغانستان در جنگ ها ی مختلف وخانمان سوزی در منطقه میان همسایه های خود می سوزد شهر ها وآبادی هایش ویران وفرزندانش بخاک وخون کشیده میشود وهنوزهم نسبت بعوامل مختلفی نتوانسته بصلح پا یداری دست یابد. ویکی از جمله این عوامل البته مداخلات است که از جانب بیرون بخصوص همسایگان در این کشور صورت میگیرد.

که اگر همسایگان ما صمیمانه جهت ایجاد صلح وتامین امنیت با افغانستان کمک ویاری میکردند تا افغانستان میتوانست بصلح دائمی وپا یداری برسد ( که ان شاء الله خواهد رسید) اثرات مثبت صلح وثبات را کشورهای منطقه وهمسایه بصورت محسوس ومثبتی میتوانستیند به بینیند. واگر خدای ناخواسته بی ثباتی وجنگ در افغانستان همچنان ادامه پیداکند  اثرات منفی جنگ در کشورهای همسایه ومنطقه بی تاثیر نخواهد بود. که بارز ترین وروشن ترین اثرات مثبت صلح وثبات در افغانستان برای همسایگانش  باز گشت میلیون ها مهاجر از این کشورها به افغانستان ورونق تجارت میان افغانستان واین کشورها وانتقال انرژی برق وگاز از کشورهای همسایه شمالی بکشورهای همسایه های جنوبی وغربی افغانستان از جمله پاکستان وهند وایران خواهد بود وسبب افزایش واردات وصادرات به افغانستان واز افغانستان به این کشورها ورونق ترانسپورت وترانزیت زمینی میان همه آنها وامتداد ووصل خط آهن وپیوست شدن کشورهای همسایه جنوبی وغربی افغانستان از طریق راه زمینی بکشورهای آسیای میانه وکشور های آسیای میانه به این کشورها واز طریق آنها بکشورهای شرق میانه وکشورهای عربی وترکیه وجنوب آسیا را در بر میگیرد. که همه اینها باعث رونق اقتصادی کشور های همسایه ما خواهد گردید.

که اگر یک محاسبه سطحی انجام دهیم خواهیم دید که با وجود نا امنی های موجود بازهم سطح صادرات کشورهای همسایه به افغانستان چند صد برابر نسبت بگذشته افزایش داشته وبازارهای افغانستان مملو از محصولات کشورهای همسایه است.که اکر صلح پایدار وثبات دائمی در افغانستان تامین گردد از نظر اقتصادی منفعت های خوبی اقتصادی نصیب همسایه های ما خواهد شد چه افغانستان ازنظر موقعیت جغرافیائی که دارد میتواند راه وصل آسیای میانه به جنوب غرب آسیا وشرق میانه بحساب رود وامروز دیگر بهمه روشن گردیده که راه زمینی طبعی وارزان برای آسیای میانه به کشورهای جنوب غرب آسیا چون هند وپاکستان وکشورهای شرق میانه چون ترکیه ایران وکشورهای عربی از طریق افغانستان وکشورهای همسایه آن ممکن ومیسر است واگر کشورهای همسایه شمالی ما چون تاجیکستان ازبکستان وترکمنستان خواسته باشند انرژی طبعی گاز وبرق آبی تولید شده و ارزان خود را ببازارهای منطقه وجهان عرضه کنند ارزانترین وطبعیترین راه برای نیل به این هدف افغانستان خواهد بود  موقعیت ترانزیتی وترانسپورت زمینی که افغانستان در منطقه بین آسیای مرکزی وآسیای جنوبی وشرق میانه دارد از نظر هیچ کار شناس وصاحب نظری پوشیده نیست که از این جهت میتوان گفت: صلح وثبات در افغانستان نه تنها برای افغانستان اهمیت دارد بلکه باموقعیت که افغانستان صاحب است میتواند کلید صلح وثبات وسبب رونق اقتصادی در منطقه وحتی در جهان باشد که این واقعیت را جهان وکشورهای منطقه وهمسایه ما همه بخوبی میدانند پس چه بهتر که از موقعیت که ایجاد شده حد اعظم استفاده صورت گیرد تا حوزه جغرافیائی ما بشکوفائی لازم اقتصادی وامنیتی خود برسد.

 تهیه کننده سید محمد خیرخواه

 

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم.

(بمناسبت میلاد پیامبر بزرگ اسلام حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه وسلم)

  

سیره رفتار وگفتار  نیک پیامبر اسلام(ص) بهترین الگو و اسوه حسنه برای مسلمانان است

(ولکم فی رسول الله اسوه حسنه)چنانچه یکی از جمله خصال نیکوی پیامر اسلام(ص) این بوده که شخص پیامبر(ص) خود در مجالس غم و شادی مردم وحتی مجالس غم و شادی غیر مسلمانان هم شرکت میکردند. از مریض های  ایشان عیادت نموده به جنازه آنها حضور پیدا میکردنداز وفود و جماعاتی که بعنوان سفیر و نماینده به حضور پیامبر (ص) می آمدند استقبال نموده. دروازة خانة ایشان به رخ عموم مردم باز بوده و با همه مردم به نیکی و حسن سلوک رفتار مینمودند، تا جائی که حتی بعضی از افراد نمیتوانستند آداب اولی معاشرت با جناب پیامبر(ص) را نیز رعایت نمایند. که قرآن کریم از رفتار آنها در مقابل پیامبر(ص) در سورة حجرات آیه دوم چنین یادآوری میکند:   

(ای مؤمنان! بلند مکنید آوازهای تان را بالای صدای پیامبر و درشت با او سخن مگوئید، مانند سخن گفتن بعضی شما با بعضی دیگر تا اینکه اعمال شما ضایع نشود در حالیکه شما نمیدانید)[i]  

تأثیر این روش و سیره نیکوئی پیامبر اسلام «ص» را در زندگی شاگردان مکتب پیامبر اسلام بخصوص مسلمانان صدر اول اسلام به خوبی میتوان مشاهده کرد تأثیر تربیه و پرورش مکتب حیات بخش پیامبر(ص) در ایشان  چنان قوی و مؤثر بوده است که معنویت دینی در تمام ابعاد زندگی ایشان حاکمیت داشته و جای کمبود و کمتر انتقادی در نحوة رفتار شان با دیگران را باقی نمیگذاشته چنانچه قصه مشهور شکایت پسر قبطی از پسر عمر و عاص والی مصر که بحضور خلیفه دوم حضرت عمر فاروق داشته نمونة خود از جمله همین روش و سلوک حسنه و پسندیده بوده است. طوریکه پسر قبطی در این شکایت خطاب به حضرت عمر«رض» کرده میگوید: ای امیرالمؤمنین ! این مرد (پسر عمرو بن عاص والی مصر) به ظلم و ناحق مرا زده و بمن گفته است برو هرچه از دستت برمی آید دریغ مکن و به هر کسی که میخواهی شکایت کنی شکایت کن من از چنین شکایت ها باکی ندارم زیرا من پسر یکی از بزرگان و زمامداران و محترم ترین ها هستم . در این هنگام خشم حضرت عمر «رض» بر انگیخته شده و با عصبانیت به عمرو بن عاص نگاهی انداخته میفرماید:( متی استعبدتم الناس) وقد ولدتهم امهاتهم احرارا «از چه زمانی مردم را به صورت غلام و برده برای خود در آورده اید؟ در حالیکه مادران شان ایشان را آزاد به دنیا آورده اند!». و در جای دیگر باز هم در سیرة خلفای راشدین چنین میخوانیم: شخص یهودی از حضرت علی بن ابی طالب «رض» پسر عمو و داماد پیامبر اسلام «ص» به حضور خلیفة دوم حضرت عمر فاروق «رض» شکایت می نماید به اثر شکایت آن یهودی، خلیفة اسلام (حضرت عمر بن خطاب «رض») هدایت میدهد تا مدعی و مدعی علیه یعنی حضرت علی رض و مرد یهودی هر دو به محاکمه به نزدش حاضر شوند چون طرفین دعوا جهت داوری نزد حضرت عمر «رض» حضور پیدا میکنند و هر دوی شان در مجلس می نشینند، حضرت عمر«رض» به حضرت علی «رض» نگاه کرده می  فرماید: ای اباالحسن! کنار مدعیت در یک ردیف بنشین! حضرت علی «رض» زمانی که میخواهد همراه مدعی خود در یک ردیف به مقابل قاضی دادگاه (حضرت عمر«رض») بنشیند علامت ناراحتی از چهرة مبارکش نمایان میگردد. حضرت عمر «رض» (قاضی دادگاه) متوجه این ناراحتی شده چنانچه بعد از ختم محاکمه از حضرت علی «رض» جویای سبب میگردد و میگوید: از اینکه گفتم کنار مدعیت در یک ردیف بنشین ناراحت شده ای؟ حضرت علی «رض» در جواب میگوید هر گز! بلکه از این ناراحت شده ام که رعایت مساوات در محاکمه بین من و مدعی من نگردید و مرا نسبت به او فضیلت و اکرام کردی و بعنوان لقب و کنیه ام (ابالحسن) یادم کردی که این خود یک نوع تفضیل و برتری نسبت به طرف مقابل من محسوب میگردد و از این تفضیل و عدم مساوات طرفین دعوا در محکمه ناراحت گردیدم. اینها همه نمونه های از برخوردهای شاگردان مکتب اسلام و خلفای راشدین و ائمه دین نسبت به مردم بوده که در چنین مواقعی و موضوعاتی حتی همکیشی هم در نظر گرفته نمیشود، فقط بعنوان مردم با رعایت عدالت اسلامی و شواهد و ادلة شرعی و محکمه پسند داوری و قضاوت صورت میگیرد. هیچ نوع ارتباطات دینی، قومی، مقامی و شخصیتی هیچ کدام آن در اینجا سودی ندارد. [ii]   

:

باعرض حرمت سید محمد خیرخواه

 منابع :

[1] . قرآن کریم سورة حجرات آیه دوم 

[1] . سیرة خلفاء راشدین 

[1] . قرآن کریم سورة ممتحنه آیه 8-9

[1] . کتاب الایمان و الحیات یوسف قرضاوی

[1] . حدیث شریف متفق علیه



 

 

 ایده دنیای بدون تنش  وچالش :

طوریکه بهمه واضح وروشن است امروز زندگی هر جامعه وملتی در جهان بدون رابطه با سائیرجهان  وکشور های مختلف منطقه وفرامنطقه بطور مستقلانه امکان پذیر نبوده  و  دنیای امروزی ما دنیای روابط و همکاری­های متقابل میان دولت ها وملت ها بوده چنانچه کسی نمی­تواند از نقش همکاری­های منطقوی و بین­ المللی میان کشورها و دولت­ها ومناسبات مختلف فرهنگی زبانی نژادی اقتصادی  اعتقادی وخویشاوندی انکار ورزد تا جایئکه می­توان ادعا کرد: که هیچ کشور و ملتی دردنیا ی امروزی نمی­تواند بتنهایی بدون روابط حسنه و همکاری  های متقابل با دیگر کشورها زندگی کاملاً مستقلانه داشته باشد زیرا خواهی نخواهی هر کشوری نسبت به کشورهای دیگر بنحوی احساس ضرورت و نیازمندی می­کند. چه زیبا و خوب می­بود اگر روابط کشورهای جهان با یکدیگر بر اساس حسن نیت، تفاهم و همکاری، برابری و برادری استوار بودی و هیچ کشوری نسبت به کشور دیگری احساس برتری و یا کمتری نکرده و از دید انسانی، خوشبینی و تفاهم و همکاری با یکدیگر چنین روابط انسانی وهمکاری متقابل داشتی و در نهایت انسان بتوانیستی از این طریق در جهان عاری از کشمکش ها و تنش ها زندگی کرده و خوشبختی­ها را صاحب شدی!

 

شیشم جدی مصادف است باسالروز اشغال افغانستان



تجاوز به افغانستان برای شوروی ها به قیمت بسیار سنگینی تمام شد که  نهایتاً خود شوروی ها متلاشی شده وفروپاشید واز جانب دیگر اقتصاد، سیاست وایدیوژی کمونیزم را نیز با خود دفن گردانید.

طوری که میدانیدشوروی ها در زمان اشغال افغانستان مصارف بسیار سنگینی را سالانه متحمل میشدند که معادل سه الی جهار میلیارد دالر امریکایی در هر سال میگردید که این برای شان کمر شکن بود که بالاخره سبب نابودی خود شوروی در ساحه ای اقتصادی شده واز صحنه گیتی نظام شوروی بالاخره بر چیده گردید . واما در افغانستان:

شوروی ها با مداخله نظامی خویش  در شیشم جدی در افغانستان سبب نابودی تمام منابع زیر ساخت های اقتصادی افغانستان گردیدند زمینهای زراعتی از بین رفت اشجار وباغات مردم منهدم جویها وانهار بلا استفاده شهر ها وقریه ها تخلیه و نابودگردید راهها وجاده های مواصلاتی از کار افتاد تجارت ومعاملات به رکود مطلق مواجه گردید و مردم افغانستان مهاجر و آواره در گوشه وکنار عالم سرگردان وپریشان گردیدند که بیش از یک میلیون وپنج صد هزار نفر از ابتدای کودتای ثور تابعد از خروج ارتش شوروی از افغانستان از مردمان این کشور شهید شدند وصدها هزار تن دیگر معلول ومعیوب ووجود میلیونها مین فرش شده در خاک افغانستان به قوت خود باقی ماند و میلیارد ها دالر خسارات مالی عاید این سرزمین گردیده وبه مدت سه دهه فرزندان مردم افغانستان از تعلیم وتربیه محروم گذاشته شده اثرات روانی جنگ بر روح و روان مردم به قوت خود باقی ماند کدر و پرسونل تعلیم یافته دولتی اکثرا متواری شد ، ودر حدود هفت میلیون از مردم افغانستان مهاجر گردیدند سیستم دولت داری بکلی از هم پاشیدوصدها مصیبت دیگر این تجاوز برای مردم افغانستان ارمغان داشت . وبرای شوروی ها بجز از کینه ونفرت ملت افغانستان ونابودی اتحاد جماهیر شوروی وسربازان کشته و بی دست و پا و هزینه سرسام آور جنگ و محکومیت متوالی درعرصه بین المللی و ضربه خوردن به وجهه وادعا های ضد امپریالیستی و ضد استعماری شوروی و مشروعیت دادن به دخالتهای دیگران در عرصه جهانی وساحه بین المللی واثبات ناتوانی شوروی در مقابله با قوتهای ایمانی ومعنوی ومقاومت های ملی ومردمی وکوبیدان آخرین میخ بر تابوت کونیزم بین المللی دیگر  هیچ ارمغان نداشت. البته این تجاوز برای مردم افغانستان طوریکه گفتیم نیز خسارات بسیار زیادی را همراه داشته که یکی از جمله این خسارات

 حضور میلیونی مهاجرین این کشور درخارج از افغانستان تا امروز است که زمینه بازگشت  آنها

 هنوز هم مهیا نگردیده است .ومتاسفانه میراث بران شوروی ها هم تا هنوز کدام کمک چشمگیری به افغانستان نکرده اند در حالیکه اقلا از نظر اخلاقی اگر شده بازهم مسئولیت اخلاقی داشتند تا به افغانستان کمک وهمکاری نمایند.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

d by blogsky.com